کتاب «پیش‌پرده کتاب: راهنمای تبدیل بینندگان به خوانندگان» به قلم مریم چهرقانی، یوسف عابدی و مصطفی آهنگر منتشر شد.

پیش‌پرده کتاب: راهنمای تبدیل بینندگان به خوانندگان» به قلم مریم چهرقانی، یوسف عابدی و مصطفی آهنگر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «پیش‌پرده کتاب» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۹۲ صفحه و بهای ۸۰ هزار تومان توسط سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شده است.

در روزگاری که همه چیز در گوشی تلفن همراه از طریق محیط وب در دسترس است و ارتباطات همراه به یکی از روندهای مستمر ارتباطی در جهان تبدیل شده است، اکثر مردم تماشای ویدئو را به خواندن مطلب ترجیح می‌دهند، این کتاب می‌خواهد به این پرسش پاسخ دهد که چطور می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های صوتی و تصویری، کتابی را تبلیغ کرد. «پیش‌پرده کتاب» ظرفیت توسعه و فراگیری قابل توجهی برای رونق صنعت چاپ و نشر دارد. این کتاب ضمن معرفی گونه‌های مختلف پیش‌پرده کتاب و ظرفیت‌های ارزنده آن، تجربه‌ها و راهکارهای استفاده بهینه آن در خدمت ترویج کتاب‌خوانی و تبلیغ کتاب را ارائه می‌دهد.

مباحث کتاب ذیل دو موضوع اصلی ارائه می‌شود: در بخش اول به مفاهیم چیستی و چرایی پیش‌پرده کتاب می‌پردازد که مبانی نظری را پوشش می‌دهد. دو فصل نخست (مفاهیم پایه پیش‌پرده کتاب و مخاطب‌شناسی آن) به این موضوع اختصاص دارند. در بخش دوم به مطالب عملی پیش‌پرده کتاب پرداخته که کاربردها را پوشش می‌دهد. دو فصل پایانی کتاب (تجربیات، روش‌ها و پیش‌پرده کتاب در عمل) راجع به این نمونه‌های اجرایی هستند.

پس از مطالعه این کتاب انتظار می‌رود مخاطب بتواند برای پیش‌پرده کتاب مناسب، هدف‌گذاری کند و متناسب با آن قالب و محتوای متناظری انتخاب کند تا از طریق آن ارزش‌های قابل قبولی را از طریق کانال رسانه‌ای مناسب به مخاطب هدف منتقل کند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...