رمان «افسانه ابردیو» نوشته یغما کیهان، ترکیبی است از افسانه‌های آریایی و سامی که با تخیل نویسنده همراه شده و متمایل به نثر کهن فارسی به نگارش درآمده است.

افسانه ابردیو یغما کیهان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «افسانه ابردیو» نوشته یغما کیهان روایتی است از روزگاری که جن و دیو در میان مردم زندگی می‌کنند و در این میان هیولایی ظهور می‌کند.

دو پادشاه لایق و توانا، یکی از شرق و دیگری از غرب، برای نبرد با او آماده می‌شوند. قهرمانان طی ماجراهای تلخ و شیرین موانع را برمی‌دارند و سازگان ساز لشکرهاشان قرین توفیق می‌گردد. سرانجام لشکریانِ راستان رودرروی جنگجویان ابردیو قرار می‌گیرند.

افسانه ابردیو ترکیبی است از افسانه‌های آریایی، سامی و جز آنها توأم با تخیل وافر، و اندکی تقلا شاید برای نوآوری. این قصه در پرتو اندیشه اصالت کهن اساطیر، و همچنین متمایل به نثر کهن نگاشته شده است.

در بخشی از این رمان آمده است:
«از بیابان برآمدند چندان که نزدیک‌تر می‌شدند درازتر می‌گردیدند. گرد قلعه بدویدند و پا بر سر قلعه و دیه نهادند و به تنوری فرو رفتند... سر وی (تنور) را بر داشتم دو شخص دو خطّاف ازان بپریدند. دیو و جن خود را بنماید بدان صورت که خواهد و به یک ساعت از عالمی به عالمی رود... من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب از عمل دیو است. هزار استون... ستبری هر یک چهار مرد را دست پیرامون آن در نیاید و در وضع بنی آدم نیاید.
- مزخرف می‌بافی. خیلی دور بودی که تو را دیدم. از بس دراز قدی. کارت هم مثل حرفت است. چرا قبل از ورود، پیاده شدی و دور قلعه دویدی؟
چنین شد که دیو خشم دوباره از مرکب پیاده شد...»

«خاطره‌های سپید»، «پیشامد» و «فیض روح‌القدس» آثاری دیگری هستند که از این نویسنده منتشر شده‌اند.

رمان «افسانه ابردیو» نوشته یغما کیهان در ۴۵۲ صفحه و به قیمت ۱۲۰ هزار تومان از سوی انتشارات سبزان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

ایران را با شیلی مقایسه کرده‌اند و از اینکه چرا محمدرضا شاه همچون پینوشه با حمایت آمریکا انقلابیون را در ایران سرکوب نکرده و حمام خون راه نینداخته ناراضی هستند... یک نظامی خودساخته و گستاخ با تغییراتی برق آسا برای ایجاد ترقیاتی که بیشتر از سطح فرهنگ و سواد او بود یا جوانی ضعیف که اگر چه تربیت و آموزشی عالی داشت اما عملا در پانزده سال نخست سلطنتش قدرتی نداشت ...
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...