آدم‌ها و بشقاب پرنده ها | الف


کتاب «زندگی شهری» مجموعه داستان‌های کوتاه برگزیده جایزه اُ. هنری در سال 1997 است. در قالب این جایزه از سال 1919، هر ساله بیست داستان کوتاه برتر منتشر شده در نشریات آمریکایی به خوانندگان معرفی می‌شود. بر اساس مقدمه کتاب اصلی، در این مجموعه شاهد تغییراتی عمده هستیم. پس از سی سال سردبیریِ ویلیام آبراهامز در انتخاب داوران و گردآوری داستان‌ها، این مسئولیت به لری دارک واگذار شده است. سردبیر جدید تعداد نشریات مطالعه‌شده را افزایش داد و لذا برای انتخاب داستان‌های این مجموعه بیش از سه هزار داستان کوتاه انگلیسی منتشر شده در نشریات آمریکای شمالی مطالعه شد. برای نخستین بار نشریات و نویسنده‌های کانادایی نیز مدّ نظر قرار گرفتند و از همین رو، در کتاب حاضر آثار آلیس مونرو و کارول شیلدز را هم می‌خوانیم.

زندگی شهری مجموعه داستان‌های کوتاه  جایزه اُ. هنری

«زندگی شهری» داستان شماره یک این مجموعه است که توسط مری گوردن به رشته تحریر درآمده است. این داستان به مثابه پنجره‌ای است مشرف به انتهای یک کوچه خاکی و البته مشرف به یک شخصیت به نام بئاتریس که از خانه ای بی‌هویت در ناکجاآباد گریخته و پس از ازدواج و تشکیل خانواده از یکی از شلوغ‌ترین مکان‌های شهری سردرمی‌آورد. مواجهه او با جمعیت بی نام و نشان شهر ابتدا به او احساس امنیت می دهد، اما اندکی بعد با چالش‌های زندگی شهری آشنا می‌شود، چالشی که برای بسیاری صرفاً یک برخورد ساده می نماید اما او را دچار وضعیتی بغرنج می‌کند.

دومین داستان، «آبشارها»، اثر جرج ساندرز است؛ روایت دو بازنده‌ی درخودفرورفته که در حاشیه رود قدم زده و دو دختر گرفتار را به سوی آبشار مشایعت می‌کنند.
داستان سوم «گفت‌وگوی کرم‌ها» به قلم لی کی. آبوت است. سرگذشت مواجهه مردی با بشقاب‌پرنده‌ها و این که چنین مواجهه‌ای تا چه می‌تواند بر دیگران تأثیر بگذارد. موضوع پنهان‌کاری دولت فدرال و فرصت‌طلبی مقامات ایالتی و شهری و تبعات روحی شخص و خانواده‌ای که با یک آزمایش تسلیحاتی مواجه شده‌اند به خوبی به تصویر کشیده شده است. نوع ارتباط شخصیت اصلی داستان با پدرش- که به دلیل مواجهه با به‌اصطلاح موجودات فضایی دچار اختلال روانی شده- بسیار هنرمندانه توصیف شده است.

جان بارث «آیا داستان را دنبال می کنید؟» را نوشته است تا ضمن عرضه داستانی ورای داستان دیگر، خواننده را مجبور کند تا در خصوص زمان و مکان قصه‌ها و همچنین زمان و مکان خودش بیاندیشد و دوباره بیاندیشد. طرح دو داستان در دل یکدیگر و پیگیری آنها و تمرکز بر همانندی‌های شخصیت‌های دو داستان به گونه‌ای ظریف و سرگرم‌کننده ارائه شده است. مباحث فیزیک، مکانیک و نجوم و محاسبات ریاضی و اعداد سرسام‌آور مربوط به گردش زمین چیزی از ادبیت این داستان کم نمی‌کند.

داستان «عشق یک زن خوب» اثر آلیس مونرو حول و حوش یک قتل مرموز می‌چرخد. مونرو با این دستمایه به توصیفی جامعه‌شناختی از مردمان یک شهر کوچک در کانادا می‌پردازد و همزمان موضوع اخلاق و عذاب وجدان را به گونه‌ای درخشان به تصویر می‌کشد. قلم مونرو در توصیف شخصیت‌ها و اعمال و کردارشان و نیز کنش‌ها و واکنش‌های کلامی میانِ آنها مثال‌زدنی است.

در داستان «دوکلاغ» اثر کارولین کوک با شخصیتی فراموش‌نشدنی آشنا می‌شویم. تاد، مردی حدوداً شصت‌ساله با رفتاری کودکانه که مدام سیگار می‌کشد و عاشق بستنی شکلاتی است. همسرش برای کنترل به آزمایشگاه می‌رود و تاد را به برادرش می سپارد. برادر- راوی داستان- گزارشی از نگهداری نیم‌روزه تاد را ارائه می‌دهد. گزارشی تلخ و ناگوار. «صورت‌گربه‌ای» به نویسندگی آرتور بردفورد قصه‌ای ساده و سرگرم‌کننده دارد و خواننده را با زنجیره‌ای از حوادث ریز و درشت به دنبال خود می‌کشد. آشنایی راوی داستان با سگ‌های ناقص‌الخلقه باعث می‌شود او با آدم‌هایی عجیب آشنا شود.

مری گیت اسکیل با داستان «دلداری» خواننده را با عمیق‌ترین ترس‌های آدمی آشنا می‌کند و نشان می‌دهد آدم‌ها در صمیمی‌ترین روابط خود با چه گره‌های پیچیده‌ای کلنجار می‌روند. در این داستان بار دیگر درمی‌یابیم که رویدادی در کودکی تا چه اندازه می‌تواند بر خلقیات و کردار یک بزرگ‌سال تأثیر بگذارد. دانیل بخاطر مادر آسیب‌دیده‌اش نیاز به دلداری دارد و ژاکی، شریک زندگی‌اش به واسطه آسیب‌هایی که در کودکی دیده نمی‌تواند به موقع و بجا او را دلداری دهد. داستان «درخت عطر شفابخش» قصه‌ای تکان‌دهنده از بی‌رحمی آدم‌هایی است که خود مستحق رحم و شفقت‌اند. یک کارگر در یک پروژه راه‌سازی شاهد سقوط هواپیمای مسافربری است. ناگهان تمام کارگران به محل سقوط می شتابند تا با اسکناس‌ها و جواهر و اشیای بجامانده از اجساد آن سانحه هوایی برای خود آینده‌ای روشن بسازند.

دبرا آیزنبرگ با داستان «پریان دریایی» دنیا و اتفاقات آن را از زاویه نگاه یک دختربچه عرضه می کند. کودکانی گرفتار قراردادهای اجتماعی بزرگسالان که ناچارند تحمل کنند و دم نزنند.
داستان «آینه» اثر کارول شیلدز دنیایی بدون آینه را توصیف می‌کند که با تصمیم یک زوج سالمند خلق می‌شود. برای این زوج، کنار گذاشتن آینه در خانه تابستانی نوعی ریاضت به شمار می‌آید، مانند حذف گوشت از رژیم غذایی یا تماشا نکردن تلویزیون. البته در لایه‌ای عمیق‌تر از داستان، حذف آینه باعث می‌شود زن و مرد بیشتر به خود و گذشته خود بنگرند و بکوشند رویدادهای نه چندان خوشِ گذشته را مرور کنند. در داستان «تاکسی‌سواری» یک راننده تاکسی شهر واشنگتن، پیرزنی-روای قصه- را سوار می کند و حاصل گفت‌وگویشان تصویری سینمایی از جامعه معاصر آمریکا ارائه می‌دهد. درون‌مایه‌هایی مانند نژادپرستی و بزهکاری جوانان به هیچ وجه چیزی از صمیمیت قصه نمی کاهد. گفت و گوی راوی با شوهرش در بستر مرگ یکی از درخشان‌ترین صحنه‌هایی است که می‌توان در آثار ادبی یافت.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...