رمان «دختر آن‌سوی آینه» نوشته آلیستا آقائی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

دختر آن‌سوی آینه آلیستا آقائی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این‌کتاب که داستانش در گروه «رمان‌ژانر» جا دارد، مخاطب با دنیایی روبروست که در آن، دیگر تصویری در آینه دیده نمی‌شود. سایه‌ها، جهان آن‌سوی آینه را تسخیر کرده‌اند و دیگر آینه‌ها حکم گذرگاهی را برای ورود مرگ و تباهی به دنیای آدم‌ها دارند.

بازماندگان جهان آن‌سوی آینه که زمانی تصویر آدم‌ها بوده‌اند، با عبور از گذرگاه، به این‌سو پناه آورده‌اند تا شاید از نابودی به دست سایه‌ها در امان بمانند. در نتیجه جنگی بزرگ در می‌گیرد؛ جنگی که به یک آخرالزمان ختم می‌شود. پس از گذشت ۶ سال، زمین و ساکنانش با وضعیت جدید کنار آمده‌اند و به ثباتی نسبی رسیده‌اند. البته نه تمام دنیا، نه تمام ساکنانش...

شخصیت اصلی رمان «دختر آن سوی آینه» بلورا نام دارد که تنها فردی است که همچنان تصویر خود را در آینه می‌بیند و چسبندگی میان او و تصویرش از بین نرفته است. بلورا برای فرار از گذشته‌ تلخ خود و پرده برداشتن از راز دختر آن‌سوی آینه، ناچار می‌شود به دنیای آشوب‌زده سفر کند، اما حقیقت فراتر از چیزی است که او تصور می‌کند...

این‌کتاب با ۵۰۴ صفحه و قیمت ۱۴۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...