کتاب «نتیجه‌ی رُزی» [The Rosie result] نوشته گرِیم سیمسیون [Graeme Simsion] و با ترجمه نرگس جلالتی توسط انتشارات کتابسرای تندیس به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

نتیجه‌ی رُزی» [The Rosie result]  گرِیم سیمسیون [Graeme Simsion]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «نتیجه‌ی رزی» جلد سوم از مجموعه‌ای سه جلدی است که پیشتر کتاب‌های «پروژه‌ی رُزی» و «تاثیر رُزی» از این مجموعه به چاپ رسیده است.

در توضیحی بر این کتاب آمده است که حالا هادسون پسر نوجوان یازده‌ساله‌ای است که در مقطع دبستان در نیویورک مشغول تحصیل است و با محیط پیرامونش خو گرفته است؛ اما رزی به یک باره اعلام می‌کند که موقعیت شغلی مناسبی در استرالیا به او پیشنهاد شده و تمایل دارد برای ارتقا شغلی پیشنهاد را بپذیرد و از خانواده می‌خواهد تا او را در این امر همراهی کنند ولی به نظر هادسون تمایل چندانی به تغییر و جابجایی ندارد. به هرترتیب آن‌ها به استرالیا و شهر ملبورن عزیمت می‌کنند، بعد از یافتن مدرسه برای هادسون، جاگیرشدن رزی در شغل جدید و دان به عنوان استاد ژنتیک کم‌کم ردپای مشکلات در زندگی‌شان پیدا می‌شود که البته این مشکلات مربوط به رفتار و روحیات هادسون است، دان مثل همیشه به‌منظور رفع این مشکلات دست به کار می‌شود و در این بین اتفاقات و حوادث غیرمترقبه‌ای می‌افتد.

کتاب «نتیجه‌ی رُزی» نوشته گرِیم سیمسیون، در 352 صفحه، در قطع رقعی، جلد شومیز، به قیمت 99 هزار تومان و با ترجمه نرگس جلالتی، از سوی انتشارات کتابسرای تندیس به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...