کتاب «غناء»، متن درس خارج فقه رهبری (آیت الله خامنه ای) در موضوع غناء و موسیقی، از سوی انتشارات انقلاب اسلامی راهی بازار نشر شد.

به گزارش ایبنا، کتاب «غناء» دربردارنده‌ 75 جلسه‌ درس خارج فقه رهبری در موضوع غناء و موسیقی است که در سال تحصیلی 87- 88 حوزه برگزار شده است.
 از اختصاصات این اثر، بررسی تمام روایات مربوط به بحث غناء و موسیقی و رقص است. طلاب و دانشجویان و عموم علاقه‌مندان به فقه اسلامی می‌توانند از مباحث علمی این اثر بهره‌مند شوند.

در جلسه اول این درس‌ها آمده است: «بحث غناء جزو مباحث مهمه است. خود مسئله، مسئله‌ مشکلی است. مقدار روایتی که از ائمه (علیهم‌السلام) در باب غناء وارد شده است، درباره‌ کمتر محرمی از محرمات وارد شده است. این‌همه سخن، موعظه و تحذیر از ائمه (علیهم‌السلام) درمورد غناء، نشان‌دهنده‌ اهمیت مسئله است. به اینکه چرا این اندازه اهمیت دارد، در خلال بحث باید برسیم. علاوه‌ بر اینکه در دوران ما، با این وسایل ارتباطیِ گوناگونی که وجود دارد، مسئله‌ غناء از گذشته اهمیتش بیشتر است.»

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...