به دهکده کوچکی در بلندیهای شبه جزیره ژیَن، آمده است تا دوران بازنشستگی خود را در آنجا بگذراند. در خانه پیردختری به نام کاترین سکنا گزیده است، که با دختر برادر خود، آرلت، زندگی می‌کند؛ دختری عجیب و ساکت که زیبایی کم‌نظیری دارد... اندک اندک آرلت ساکت را رام می‌کند. ولی آرلت عاشق افسری فرانسوی به نام سرگرد رئال می‌شود... سوولا توطئه‌ای می‌چیند تا رئال را به کمینگاهی بکشاند و او را بکشد ولی موفق نمی‌شود

معرفي کتاب نقد کتاب خريد کتاب دانلود کتاب زندگي نامه بيوگرافي
دزد دریایی
[The Rover]. رمانی از جوزف کنراد (1) (تیودور یوزف کونراد کورزنیوفسکی (2)، 1857-1924)، نویسنده انگلیسی لهستانی‌الاصل، آخرین اثر کامل نویسنده، که در 1921-1922 نوشته شد و در دسامبر 1923 انتشار یافت. از مدتها پیش، کنراد آرزو داشت داستانی بنویسد که در آن فضای حوزه مدیترانه را در زمان ناپلئون توصیف کند. ماجرای دزد دریایی میان محاصره تولون (3) و نبرد ترافالگار (4)، یعنی در مرحله حاد جنگ فرانسه و انگلستان روی می‌دهد، که به کنراد امکان می‌دهد تا همدلی یکسانی نسبت به فرانسه و انگلستان ابراز کند. این نخستین بار است که در آثار کنراد دریانورد پیری می‌بینیم که آرزویی جز آسایش ندارد، ولی به سبب همت مردانه‌اش سرانجام به ماجرای تازه‌ای کشانده می‌شود که زندگی خود را در آن از دست می‌دهد. ژان پیرول (5)، دزد دریایی پیر، به دهکده کوچکی در بلندیهای شبه جزیره ژیَن (6)، نزدیک هیِر (7)، آمده است تا دوران بازنشستگی خود را در آنجا بگذراند. در خانه پیردختری به نام کاترین (8) سکنا گزیده است، که با دختر برادر خود، آرلت (9)، زندگی می‌کند؛ دختری عجیب و ساکت که زیبایی کم‌نظیری دارد. آرلت،‌ در آشوب دوران وحشت فرانسه، از قتل عامی که در آن پدر و مادرش به سبب سوولا برون (10)، ملقب به «خونخوار»، کشته شده‌اند، جان به در برده است. پیرول خیلی زود در کانون خانوادگی کاترین پذیرفته می‌شود و اندک اندک آرلت ساکت را رام می‌کند.

ولی آرلت عاشق افسری فرانسوی به نام سرگرد رئال (11) می‌شود؛ این افسر مأموریت دارد که خود را،‌ با اسناد قلابی، به دست ناخدای کشتی انگلیسی «آملیا» (12)، که مراقب خطوط دریایی است، گیر بیندازد. ورود رئال نقشه‌های سوولا را، که در نهان عاشق آرلت است و امیدوار است که با وجود اختلاف شرایط اجتماعی با او ازدواج کند، به هم می‌زند. سوولا توطئه‌ای می‌چیند تا رئال را به کمینگاهی بکشاند و او را بکشد ولی موفق نمی‌شود. و اما پیرول، چون پرچم انگلستان را بر فراز «آملیا» کشتی سابق فرانسوی، می‌بیند که به دست دشمن افتاده است، احساس می‌کند که عزم زیستن در آرامش از او رخت بربسته است. بسته حاوی اطلاعات قلابی را به دست می‌آورد و رئال را با آرلت تنها می‌گذارد، و سوولا را مجبور می‌کند که با او سوار کشتی شود و پس از حرکات ماهرانه‌ای، وظیفه‌ای را که برعهده افسر بود خود به جای می‌آورد. ولی انقلابی و دزد دریایی هرگز به ساحل پرووانس (13) بازنخواهند گشت و آرلت با سرگرد رئال ازدواج خواهد کرد. چنانکه ژان-اوبری (14)، مترجم آثار کنراد، متذکر می‌شود، کنراد در این اثر خواسته است مخصوصاً «پایان یک زندگی دریانوردی و به موازات آن، پایان کار یک کشتی کوچک را توصیف کند: دریانورد و کشتی‌ای که ایام پرماجرا و دردناکی داشته‌اند، ولی دیگر آرزویی جز آرامش ندارند». به این ترتیب، جوانی شکست‌ناپذیر و پرتوان و حادثه‌جوی قهرمانان کنراد، که پیرول شاید یکی از محبت‌انگیزترین آنها باشد، بر خستگی و نومیدی غلبه می‌کند.

اسماعیل سعادت. فرهنگ آثار. سروش

1.Joseph Conrad 2.Teodor Jozef Konrad Korzeniowski
3.Toulon 4.Trafalgar 5.Jean Peyrol 6.Giens 7.Hyeres 8.Catherine
9.Arlette 10.Scevola Bron 11.Real 12.Amelia 13.Provence 14.G.Jean-Aubry

رویایی که در سال ۱۹۳۱ بنیاد آمریکایی نابینایان و کتابخانه کنگره با تولید کتاب‌های گویا با عنوان «کتاب برای نابینایان» آن را محقق کرد... در دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی شرکت‌هایی مانند ۴۸ داستان، سازمان صدا سرا، انتشارات قصه جهان‌نما و شهر داستان، تولید کتاب‌های صوتی را به‌صورت نوار شروع کردند ... یک موسسه برای اینکه پول کمتری به راوی بدهد، از صدای کسانی استفاده کند که حتی خواندن ساده از روی کتاب را هم بلد نیستند! ...
سال‌ها بعد، یک نفر باید پیدا شود و خاطرات ما نویسندگان از سانسور را بنویسد... داستان خوب داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می‌کند... دخترم به دنیا آمده بود و من دچار افسردگی بعد از زایمان شده بودم. یک شب که احساس می‌کردم، درهای بهشت بر رویم باز شده است، با خود گفتم که تجربه‌های بسیار زیادی بر روی دوشم سنگینی می‌کند. تجربه‌هایی کابوس‌ناک و تلخ... می‌خواستم این کابوس‌ها را به بچه‌هایم منتقل کنم و به همین دلیل شروع به نوشتن کردم ...
مسیح در آن دم که به بالای صلیب می­‌رود تا جان بسپارد، در یک لحظه دستخوش آخرین وسوسه می­‌شود، و آن اینکه به واقع دچار مصایب نشده و زجر و آزار ندیده است، و به جای اینکه راه دشوار ریاضت را طی کرده و مسیح شده باشد؛ زن گرفته، بچه‌­دار شده و در کنار مرثا و مریم [خواهران الیعاذر، همان کسی که به انفاس عیسی دوباره زنده شد] مثل یک انسان ساده و خوشبخت، زندگی را سر می‌کند... این پرنده‌ی شکاریِ همواره گرسنه، به آن هجوم می‌­آورد و نابودش می‌­سازد. ...
ادبیات دفاع مقدس از جنگ تابلویی زیبا برایم رقم زده بود؛ تابلویی سرشار از معنویت، انسانیت، صفا و برادری... به‌تدریج جنگ برایم به یکی از وحشتناک‌ترین رویدادها بدل شد و دریافتم نترسیدنم از جنگ محصول گرفتاری در عاطفه‌ها بوده... ادبیات دفاع مقدس شجاعت و نبردِ ستودنی رزمنده‌های عزیزِ ایرانی در خلیج‌فارس با آمریکایی‌ها در سال‌های پایانی جنگ را روایت می‌کرد اما چندان از صدها میلیون دلار خسارت عملیات‌های تلافی‌جویانه‌ی آمریکایی‌ها در نابودی سکوهای نفتی ایران سخن نمی‌گفت. ...
یک جوان مطبوعاتی تلفن زد و پرسید: کلنل مجوز گرفت؟! من به او گفتم: نه؟! و هیچ توضیح دیگری نداشتم بدهم... با تیتر درشت نوشته شده «کلنل از سدّ سانسور گذشت!» و غروب همان روز- یا فردا! - ناشر به من تلفن زد که آقا یک کتاب توزیع شده با عنوان «زوال کلنل» و من شکایت کرده‌ام و چه و چه و چه… اما فلانی که می‌شناسید (یعنی سرویراستار ناشر کتاب) به من دستور داد تیتر را بزنم و کاری نداشته باشم. ...