کتاب «در اسارت جغرافیا (ده نقشه که همه آموختنی‌ها را درباره سیاست جهانی بیان می‌کند)» [Prisoners of geography : ten maps that tell you everything you need to know about global politics] نوشته تیم مارشال [Tim Marshall] با ترجمه مرجان رضایی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

در اسارت جغرافیا (ده نقشه که همه آموختنی‌ها را درباره سیاست جهانی بیان می‌کند)» [Prisoners of geography : ten maps that tell you everything you need to know about global politics] نوشته تیم مارشال [Tim Marshall]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ نویسنده این‌کتاب در پی بررسی عوامل تعیین‌کننده تاریخ است و معتقد است زمان اهمیت‌دادن دوباره به مساله جغرافیای سیاسی است. این‌کتاب به گفته سر جان اسکارلت دارنده نشان مایکل و جورج مقدس، نشان امپراتوری بریتانیا و مدیر سازمان اطلاعات سری بریتانیا (MI۶) که برای آن مقدمه نوشته، پر است از بینش‌های سنجیده که به‌طور مستقیم با امنیت و رفاه انسان‌ها مرتبط است. مثل این‌که چه‌چیزی باعث اقدام روسیه در اوکراین شد و غربی‌ها از آن غافل بودند؟ اگر بله، چرا؟ مسکو تا کجا پیش‌روی می‌کند یا چین سرانجام در مرز زمینی طبیعی خود، احساس امنیت خواهد کرد یا خیر؟ و ...

این‌کتاب پیش‌تر با ترجمه امیرحسین مهدی‌زاده توسط نشر همان، سال ۹۸ در ایران چاپ شده است. تیم مارشال در پیشگفتار کتاب خود می‌گوید ژئوپلیتیک به شیوه‌هایی می‌پردازد که کمک می‌کنند امور بین‌المللی را از طریق عوامل جغرافیایی درک کنیم؛ نه فقط از طریق محیط فیزیکی بلکه از طریق آب و هوا، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، نواحی فرهنگی و دسترسی به منابع طبیعی. او تجربیاتی از جمله گزارشگری در جنگ بالکان را در کارنامه دارد و از تجربیاتش در نوشتن این‌کتاب استفاده کرده است.

پس از مقدمه سر جان اسکارلت و پیشگفتار کتاب، ۱۰ فصل اصلی آن با این‌عناوین آغاز می‌شود: روسیه، چین، ایالات متحده آمریکا، اروپای غربی، آفریقا، خاورمیانه، هند و پاکستان، کره و ژاپن، آمریکای لاتین، شمالگان.

پس از فصول کتاب هم این‌بخش‌ها درج شده‌اند: پس‌گفتار، کتاب‌شناسی، سپاسگزاری، معرفی نویسنده، نمایه.

مارشال باور دارد ژئوپلیتیک بر همه کشورها اثر می‌گذارد چه در جنگ باشند چه در صلح. او در جایی از مقدمه خود می‌گوید «همین اواخر در سال ۲۰۱۲ درس دیگری در ژئواستراتژی گرفتم: در همان زمانی که سوریه داشت درگیر جنگ داخلی تمام‌عیار می‌شد، بالای تپه‌ای در سوریه ایستاده بودم و به دره‌ای در جنوب شهر حَما نگاه می‌کردم، که دیدم دهکده‌ای در دوردست دارد می‌سوزد. دوستان سوری به دهکده‌ای بزرگ‌تر در حدود یک‌ونیم کیلومتری اشاره کردند، و گفتند حمله از آنجا بوده است. بعد توضیح دادند که اگر یک طرف بتواند تعداد کافی از افراد طرف مقابل را از دره بیرون براند، دره به بخش‌های دیگری می‌پیوندد که به تنها شاهراه کشور منتهی می‌شود، و به این ترتیب می‌توان قلمرو مستقل یکپارچه‌ای را شکل داد که اگر روزی نرسد که سوریه دوباره یکپارچه شود، بتواند تبدیل به یک خرده‌حکومت شود. آنجایی که قبلا به نظرم فقط یک دهکده سوخته می‌آمد، حالا تبدیل به نقطه‌ای با اهمیت استراتژیک شده بود، و می‌دیدم که ساده‌ترین واقعیت‌های فیزیکی چگونه واقعیت‌های سیاسی را شکل می‌دهند.»

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

مهم نیست که هند می‌خواهد دسترسی چین را به منابع آب قطع کند یا نه، مهم این است که توانایی‌اش را دارد یا نه. چین قرن‌ها تلاش کرده است که چنین اتفاقی هرگز نیفتد. ریچارد گِیر هنرپیشه معروف، و جنبش «تب آزاد» باز هم بر ضد اشغال ظالمانه تبت، و حالا استقرار هان‌های چینی در آن‌جا، بیانیه خواهند داد؛ اما در نبرد بین دالایی لاما، جنبش استقلال تبت، هنرپیشه‌های هالیوود و حزب کمونیست چین _ که دومین اقتصاد بزرگ جهان را در دست دارد _ فقط یک برنده وجود خواهد داشت.

وقتی غربی‌ها، از آقای گِیر تا آقای اوباما، درباره تبت حرف می‌زنند، به چینی‌ها خیلی برمی‌خورد. این حرف‌ها برایشان خطرناک نیست، براندازانه نیست، فقط برخورنده است. آن‌ها موضوع را از دریچه حقوق بشر نمی‌بینند، بلکه از دید امنیت ژئوپلیتیکی به آن نگاه می‌کنند، و معتقدند غربی‌ها می‌خواهند امنیت‌شان را تضعیف کنند. ولی امنیت چین تضعیف نشده و نخواهد شد، حتی اگر قیام‌های دیگری بر ضد هان‌ها رخ دهد. جمعیت‌شناسی و ژئوپلیتیک با استقلال تب مخالف‌اند.

چینی‌ها دارند «واقعیت‌های کف زمین»‌ را بر «بام دنیا» شکل می‌دهند. در دهه ۱۹۵۰، ارتش کمونیست خلق چین احداث جاده‌هایی به سوی تبت را آغاز کرد، و چینی‌ها از آن پس سعی کرده‌اند جلوه‌های دنیای نو را وارد آن پادشاهی باستانی کنند؛ اما این جاده‌ها، و حالا راه‌ آهن‌ها، هان‌ها را هم با خود می‌آورند.

این‌کتاب با ۳۴۶ صفحه، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۵۹ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

[این کتاب پیش از این با عنوان «جبر جغرافیا: چگونه جغرافیا مسیر سیاست جهانی را تعیین می‌کند!» با ترجمه امیرحسین مهدی‌زاده و فرمهر امیردوست توسط نشر همان در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است.‮‬]

................ هر روز با کتاب ...............

چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...
همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود... بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او... سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند ...