مجموعه ۱۰ جلدی «قصه‌هایی از امام سجاد (ع)» به روایت حمید گروگان و تصویرگری سمیه صالح شوشتری از سوی انتشارات قدیانی برای کودکان و نوجوانان راهی بازار کتاب شده است.

قصه‌هایی از امام سجاد (ع) حمید گروگان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، معروف به امام سجاد(ع) و حضرت زین‌العابدین چهارمین امام شیعیان و مدت امامت ایشان ۳۵ سال بوده است. ایشان در واقعه کربلا حاضر بود، ولی به علت بیماری در جنگ شرکت نداشت.

لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین (ع) ایشان را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. بنابر روایات شیعه، امام سجاد (ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید. مزار مطهر ایشان در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی (ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق (ع) است.

مجموعه ۱۰ جلدی «قصه‌هایی از امام سجاد (ع)» به روایت حمید گروگان و تصویرگری سمیه صالح شوشتری از سوی انتشارات قدیانی برای کودکان و نوجوانان راهی بازار کتاب شده است.

زندگی امامان ما شیعیان پر از حادثه‌های پند آموز است. این حادثه‌ها ما را با زندگی آن بزرگواران آشنا می‌کند. این مجموعه ۱۰ جلدی همراه با تصویر‌های زیبا، شما را با گوشه‌هایی از زندگی امام سجاد (ع) آشنا می‌ کند. عناوین آن به شرح زیر است:

مسافر اسیر، او امام را نمی‌شناخت، روز انتقام، جواب ناسزا، عید غلامان، مسافری زیر باران، دو قرص نان، کشتزار‌های تشنه، قصه‌ مرد بد زبان، مرد ناشناس.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...