همزمان با رونمایی از جلد کتاب جدیدترین اثر جی‌کی رولینگ خالق مجموعه «هری پاتر»، تاریخ انتشار کتاب نیز مشخص شده است.

ایکابوگ [The Ickabog]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، قرار شده رمان داستانی جدید رولینگ با عنوان «ایکابوگ» [The Ickabog] که برای کودکان نوشته شده، توسط گروه کودکان انتشارات هچت دهم نوامبر (۲۰ آبان) هم در آمریکا و هم در بریتانیا منتشر شود.

نسخه بریتانیایی این کتاب در قالب کتاب چاپی و همچنین کتاب الکترونیکی منتشر می‌شود و در بریتانیا، ایرلند، استرالیا، نیوزیلند و هند قابل دسترس خواهد بود. نسخه صوتی انگلیسی زبان کتاب هم به صورت اختصاصی از طریق پلتفرم آدیبل قابل دسترس خواهد بود و بعداً نسخه‌های بین‌المللی آن منتشر می‌شوند.

«ایکابوگ» ابتدا به عنوان یک داستان قبل از خواب توسط رولینگ برای کودکان خودش نوشته شد. خبر انتشار این کتاب نخستین بار در اواخر ماه مه (۷ خرداد امسال) منتشر شد و طی تابستان هواداران بسیار در فضای مجازی درباره آن صحبت کرده‌اند.

رولینگ اعلام کرده تمام پول به دست آمده از این کتاب را به صندوق خیریه وولانت اهدا می‌کند. این پول برای کمک به گروه‌هایی خرج می‌شود که در بریتانیا و در سطح جهان تحت تاثیر پاندمی کووید -۱۹ قرار گرفته‌اند.

روث آلتایمز ناشر ارشد گروه هچت گفت: «گروه کودکان هچت بسیار هیجان‌زده است تا کتاب «ایکابوگ» جی‌کی رولینگ را منتشر کند. این کتاب یک داستان پریان بسیار فوق‌العاده و اوریجینال از یکی از بزرگ‌ترین داستان‌سرایان جهان است».

او اضافه کرد: «پادشاهی کورنوکوپیا مکانی ایده‌آل برای بیان این داستان ماجراجویانه خارق‌العاده است که میزان شجاعت دو کودک را در حالی تست می‌کند که آن‌ها سعی دارند حقیقتی که در ورای افسانه ایکابوگ نهفته است را کشف کنند. این داستانی است که به اندازه هزاران تصویری که خوانندگان جوان در پاسخ به آن برای ما فرستادند، خلاقانه است و از قوه تخیل بالا بهره می‌برد. همچنین داستانی درباره قدرت امید و دوستی است که خوانندگان تمام سنین می‌خواهند دوباره و دوباره به آن بازگردند.»

این نخستین رمان رولینگ برای خوانندگان جوان است که داستان آن در مدرسه جادوگری هاگوارتز اتفاق نمی‌افتد. این کتاب برای کودکان ۷ تا ۹ سال نوشته شده تا خودشان بتوانند آن را بخوانند یا والدین کتاب را برای‌شان بلند بخوانند.

وقتی خبر انتشار کتاب اعلام شد، رولینگ و هچت از هنرمندان جوان سراسر جهان دعوت کردند نقاشی‌های خود را برای کتاب ارسال کنند. به این ترتیب نقاشی‌هایی که در کتاب انتخاب شده، شامل ۳۴ برنده رقابت آنلاین است که بین هنرمندان کودک بین ۷ تا ۱۲ سال برگزار شده بود.

آلتایمز اضافه کرد: «ما شاهد پاسخی خارق‌العاده در رقابت تصویرگری بوده‌ایم و بیش از ۱۸ هزار ورودی از کشورهای مختلف برای حضور در این کتاب داشتیم.»

رولینگ نوشتن «ایکابوگ» را بیش از یک دهه پیش و در حالیکه هنوز مشغول نوشتن «هری پاتر» بود آغاز کرد، اما آن را فقط برای فرزندان خودش نگه داشته بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...