«در جست‌وجوی کبریت احمر» [Quest for the red sulphur the life of Ibn Arabi] از جمله معدود آثاری است که درباره زندگی ابن عربی نوشته شده است. برخی بر این باورند که کتاب کلود عداس [Claude Addas] در حوزه مطالعات و پژوهش‌های ابن عربی ارمغانی است که باید قدر آن را دانست.

کلود عداس در جست‌وجوی کبریت احمر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، محی‌الدین ابن عربی با شهرت «ابوبکر محی‌الدین محمد» 560-638 ه ق از بزرگان و دانشمندان صوفیه است. وی در شهر مرسیه از بلاد اندلس متولد شد و پس از تحصیل علوم رسمی به تزکیه نفس و سیر و سلوک پرداخت و به مکه، بغداد، حلب، موصل و آسیای صغیر مسافرت‌هایی کرد و در همه‌جا مورد تعلیم و تکریم بود. سرانجام در دمشق وفات یافت و در دامنه کوه قاسیون دفن شد. وی آثار زیادی دارد که «فتوحات مکیه» از شهرت بسیاری برخوردار است. این اثر در واقع دایرة‌المعارف جامعی از تصوف است که منبعی ارزشمند در این زمینه به شمار می‌آید.

«فصوص الحکم» عنوان یکی دیگر از آثار تأثیرگذار ابن عربی است که مشتمل بر حقایق تصوف است. این اثر همواره مورد توجه محققان بوده و تاکنون عده‌ای از دانشمندان بر آن شرح و حاشیه‌های متعددی نوشته‌اند که از آن جمله است: شرح ملا عبدالرزاق کاشی و شاگردش داوود بن محمد قیصری و شرح عبدالرحمن جامی.

با وجود آنکه آثار ابن عربی در طول تاریخ مورد توجه بسیاری از اندیشمندان بوده است، اما اثری مستقل که بتوان با مطالعه آن پی به زندگی او برد، کمتر نوشته و پرداخته شده است. کلود عداس، استاد دانشگاه سوربن، با نگارش کتاب «در جست‌وجوی کبریت احمر» تلاش دارد تا این خلأ را پر کند. زندگی ابن عربی مانند هر اندیشمندی از آثار او جدا نیست؛ از این منظر مطالعه کتاب عداس می‌تواند به کسانی که مشتاق در سیر آرای ابن عربی هستند، کمک شایانی کند.

«در جست‌وجوی کبریت احمر» دومین اثر از عداس است که در ایران منتشر می‌شود. پیش از این کتابی با عنوان «سفر بی‌بازگشت» از همین نویسنده با ترجمه فریدالدین رادمهر به چاپ رسیده بود. رادمهر در ترجمه «در جست‌وجوی کبریت احمر» از نسخه فرانسوی اثر بهره برده است.

یکی از مزیت‌های کتاب حاضر مقدمه‌ای است که مترجم بر کتاب افزوده و منتشر کرده است. رادمهر در این مقدمه با نکته‌بینی سیر مطالعاتی درباره ابن عربی و آثار او را در جهان عرب و در میان محققان فارسی‌زبان بیان می‌کند. مترجم معتقد است پژوهش در آرا و اندیشه‌های ابن عربی در جهان عرب طی دهه‌های گذشته رشد چشمگیری داشته و آثار متعددی در این زمینه منتشر شده است. او در این رابطه معتقد است که «پژوهشگران عرب نه فقط به نشر آثار ابن عربی پرداختند، بلکه افزون بر این، به تحلیل آرا و عقاید وی نیز توجه داشتند و به تطبیق آرای وی با سایر متفکران نیز اقدام نمودند». رادمهر در ادامه از ابوالعلا عفیفی یاد می‌کند که آغازگر این راه بود و پس از آن از شخصیت‌هایی چون سهیله عبدالباعث الترجمان، یوسف زیدان، نصر حامد ابوزید، سعید عبدالفتاح و... یاد می‌کند و آثار هر یک را به تفکیک مورد بررسی اجمالی قرار می‌دهد.

مقدمه کتاب همچنین نگاهی انداخته است به آثاری که در ایران حول آثار و اندیشه‌های ابن عربی منتشر شده است. دریغ مترجم از عدم انتشار اثری از این اندیشمند جهان اسلام به قلم زنده‌یاد فروزانفر در آغاز این بحث خواندنی است: اما در ایران از استاد فرهیخته و دانایی مسموع افتاد که مرحوم بدیع‌الزمان فروزانفر قصد تألیفی در شرح حال ابن عربی داشت، ای کاش حضرتش را چنین فرصتی می‌بود و اجلش رخصتی می‌داد و این مهم به انجام می‌رسید و ختم غائله می‌شد، درست همانگونه که در شرح احوال مولانا جلال‌الدین، مطلبی نوشت که بی‌تردید با گذشت 70 سال از تاریخ تألیف آن، هنوز تازه می‌نماید و مرجع بی‌چون و چرای هر محققی در حوزه مولوی‌شناسی است.

بی‌آنکه قصد در تمجید مبتنی بر دل‌سپردگی از کار فروزانفر باشد، باید به حق اذعان داشت که در حوزه زندگانی مولوی، اساسی گذاشت که با حفظ رعایت موازین علمی و تحقیقی جهان مدرن، آن هم در آن زمان، به ندرت کسی توانسته است، ولو اندکی بر آن بیافزاید. ای کاش استاد در خصوص ابن عربی نیت خویش را محقق می‌ساخت.

«در جست‌وجوی کبریت احمر» با استفاده از منابع متعدد به زبان‌های مختلف نوشته شده است. با توجه به اینکه آثاری نیز در میان فارسی‌زبانان حول محور ابن عربی منتشر شده است، نویسنده از بهره بردن از این منابع نیز غافل نبوده است. به عنوان مثال عداس در بخش دیدار اوحدالدین کرمانی با ابن عربی از مناقب اوحدالدین کرمانی که به کوشش فروزانفر منتشر شده، بهره برده است.

از دیگر نکات حائز اهمیت در اثر حاضر، افزودن بخش‌هایی از آثار ابن عربی در خلال کار عداس است که توسط مترجم در پاورقی کتاب ذکر شده است. این کار به مخاطب این امکان را می‌دهد که در حین آشنایی با زندگی این اندیشمند، با بخشی از آثار و سبک کار او نیز آشنا شود. رادمهر در این زمینه می‌نویسد: مترجم تمامی مأخذ نویسنده را که از آثار ابن عربی گرفته بود، تا حد مقدور پیدا کرد و افزون بر ترجمه آن، عین متن را در پاورقی‌ها ضبط کرد تا آنان که از عین گفتار ابن عربی حظ وافر می‌برند بی‌نصیب نمانند. استثنائاً چون کتاب دیوان المعارف ابن عربی هنوز چاپ نشده است و مؤلف از نسخ خطی استفاده کرده است و مترجم آن را در اختیار نداشت؛ لذا به ترجمه اکتفا شد.

شاید اولین نکته‌ای که ذهن مخاطب این اثر را به خود جلب می‌کند، عنوان کتاب باشد: «در جست‌وجوی کبریت احمر»؛ هم اشاره‌ای به انتخاب این عنوان از اساطیر و باورهای گذشته دارد و هم اشاره‌ای به یکی از آثار خود ابن عربی. مترجم در این رابطه نیز توضیحی مفصل ارائه کرده و نوشته است: قدما بر این باور بودند که کبریت یا گوگرد چهار نوع است، «یکی سرخ و شفاف لامع، و کبریت احمر نامند. و یکی زرد مایل به سبزی و آن را مصطکاوی و اصابعی نامند و یکی سفید و مسی به گوگرد فارسی است و قسم چهارم مایل به کبودی و او را کبریت اسود و کدر نامند و بهترین او احمر است و به اصطلاح اهل کیمیا اکسیر مصنوع در غایت سرخی و مسمی به گوگرد احمر است نه معدنی او» گویند که کبریت احمر به غایت کمیاب است. پس از طرفی کبریت احمر، همانا اکسیر اعظم کیمیاگران است که با آن مس به طلا تبدیل می‌شود و از سویی دیگر نماد هر چیز کمیابی است، چنانکه ضرب‌المثل شده است: «اعز من الکبریت الاحمر».

«در جست‌وجوی کبریت احمر» که برای اولین‌بار در دهه 80 منتشر شد، حالا با چاپ دوم در کتابفروشی‌ها عرضه می‌شود. کتاب از همان ابتدا با انتشار به زبان انگلیسی و فرانسه، مورد توجه پژوهشگران و اسلام‌شناسان بسیاری قرار گرفت. به عنوان نمونه، ویلیام چیتیک، فیلسوف و پژوهشگر حوزه عرفان اسلامی که تاکنون آثاری نیز در رابطه با ابن عربی منتشر کرده است، درباره این کتاب می‌گوید: این اثر جامع‌ترین، موثق‌ترین و معتبرترین کتاب در شرح احوال و زندگانی ابن عربی است.

انتشارات نیلوفر چاپ دوم کتاب حاضر را در 533 صفحه و به قیمت 75 هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
در محیطی كه فرهاد تصور می‌كرد «داره از ابر سیاه خون می‌چكه...»، قطعاً شرایط نمی‌توانست خوب باشد. حالا تصور كنید در این شرایط یك كاریكاتوریست چه باید بكشد؟... مردم فكر می‌كردند كه مینیاتورها را با مركب سیاه كشیده‌اید. درحالی‌كه اصل موضوع این نبود. اصل، «سیاهی» موضوع بود. تاریكی و وحشتی كه بر جامعه سایه انداخته بود؛ همان‌چیزی كه طنزپردازان خارجی به آن «طنز سیاه» می‌گویند... هفته‌نامه آیندگان ادبی بعد از دستگیری دو نفر از همكاران من رسماً تعطیل شد ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...
یك مطلب را گفته بودیم اما به دو زبان... افكار او همگرایی غیرقابل انكاری با ایدئولوژی نازیست‌ها دارد... «نیهیلیسم» از نظر یونگر بخشی از «استثمار معنوی» انسان مدرن است، نوعی «پوچی درونی» و خالی شدن از ارزش‌های والا؛ اما برای آل‌احمد «نیهیلیسم» ایدئولوژیی ست كه سرمایه‌داری متاخر را در جای خود تثبیت می‌كند... آل‌احمد در آثارش به هیچ ‌وجه مخالف تكنولوژی و ابزار مدرن نیست... ماشین وسیله است و هدف نیست. هدف، نابودی فقر و رفاه مادی و معنوی را برای همه است ...
رویکرد جدید کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس، طبق قانون از وظایف تعریف شده «مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی» است!... کاش برنامه‌ها را با مشورت پژوهشگران اسنادی و نسخه‌شناسان دوباره مطالعه کنند... این کتابخانه از دوره ریاست رسول جعفریان، درهای خود را به روی عموم باز کرد و هر شهروندی با ارائه کارت ملی می‌توانست از کتابخانه بهره ببرد ...