کتاب «کارنامه‌ی خورش»: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار️، به کوشش نازیلا ناظمی و توسط نشر اطراف منتشر شد.

کارنامه‌ی خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار️

به گزارش کتاب نیوز، «کارنامه‌ی خورش» دستور کامل غذاهای مختلف ایرانی و گاهی غیر ایرانی است که به همت نادرمیرزا و همراهی همسرش نوشته شده است. تسلط نویسنده به ادبیات، تاریخ و طب دوره خودش و دقت او در نگارش باعث شده کتاب کارنامه خورش تنها دستور طبخ غذاهای مختلف نباشد. این کتاب فرهنگ‌نامه‌ای از غذاهای ایرانی است به همراه شرح حوادث تاریخی، خاطرات نویسنده، قصه و شعر که همه با نظمی درونی کنار هم نشسته‌اند. توصیفات و ابداعات زبانی برای طعم‌ها و تاریخچه‌ی غذاهای محلی ایران، همراه گزارش آداب و رسوم روابط اجتماعی و خانوادگی آن دوره کاری کرده که این متن در گذر زمان همچنان خواندنی و تازه باشد.

نادرمیرزا قاجار یکی از نوادگان فتحعلی شاه است که برخلاف خیلی از شاهزادگان قاجاری قدر ندید و بخشی از عمرش را به خاطر درگیری‌های سیاسی در زندان گذراند. او را می‌توان یکی از شاهزادگان فرهیخته‌ی قاجاری دانست که سال‌های آخر عمرش را به مطالعه و نویسندگی گذراند. «تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز»، «نوادرالامثال» و «لغات تشریح انسان» از آثار اوست.

ناشر درباره تفاوت این کتاب با نسخه چاپ دانشگاه تهران توضیح داده است:
خوانش دیگری از نسخه‌ی این دستورات غذایی را انتشارات دانشگاه تهران قبلا به چاپ رسانده است. اما در آماده‌سازی «کارنامه خورش» علاوه بر خوانش دوباره و دقیق نسخه‌ی خطی و رفع ابهام‌ها تلاش کردیم که با ویرایش و خوش‌خوان‌سازی، لذت خواندن این کتاب تاریخی را به طیف گسترده ای از خوانندگان پیشکش کنیم. تغییراتی که برای خوش‌خوانی و وضوح متن اعمال شده در پی‌نوشت کتاب آمده‌اند و همه با دقت فراوان و وفاداری به متن اصلی اعمال شده‌اند. علاوه بر این نکات و اطلاعاتی که دانستن آن خواندن متن را برای مخاطب آسان‌تر می‌کند در بخش پی‌نوشت و بخش واژگان و اصطلاحات ضمیمه‌ی کتاب شده است.

نازیلا ناظمی دانش‌آموخته‌ی تاریخ معاصر و تاریخ و تمدن و زبان‌های باستان است. ۵ سال در مؤسسه‌ی مطالعات تاریخ معاصر ایران کارشناس اسناد و پژوهشگر تاریخ معاصر بوده و در سال‌های ۱۳۹۵و ۱۳۹۶ مسئولیت شناسایی، جمع‌آوری و طبقه‌بندی اسناد را در مجموعه‌ی تاریخی دارالفنون بر عهده داشت. از این پژوهشگر کتاب‌های «نوروز ایرانیان»، «مردان قاجار، زندگی صدیق‌الدوله» و «نجوم ایرانی، بررسی تاریخ نجوم در ایران از اسطوره تا امروز» منتشر شده است و همکاری در تصحیح و پژوهش «ماثرالسلطانیه»، «تاریخ ذوالقرنین»، «رسائل مشروطیت»، «سیاست‌نامه‌های قاجار»، «روزشمار تاریخ قاجار» و دو جلد «تاریخ قاجاریه» نیز در کارنامه اوست.

«کارنامه‌ی خورش»: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار️، به کوشش نازیلا ناظمی در 272صفحه دورنگ و با قیمت 55هزار تومان توسط نشر اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...