اختتامیه دومین دوره جایزه ادبی محمدعلی جمالزاده به‌صورت زنده و در بستر فضای مجازی برگزار شد و برگزیدگان این جایزه معرفی شدند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا در اصفهان، چندی پیش دبیر این جایزه از ارسال ۱۴۳۸ اثر به دبیرخانه خبر داده بود که بیشترین تعداد اثر ارسالی مربوط به بخش داستان آزاد بوده است؛ با ۸۶۹ داستان. در بخش ویژه کرونا ۲۹۴ اثر ارسال شده، در بخش داستان اصفهان نیز ۱۸۸ اثر شرکت داشته‌اند. همچنین تعداد ۸۷ اثر در بخش زندگی نگاره‌های اصفهان ثبت شده که مجموع این آثار در مقایسه با آثار ارسال شده به دیگر جوایز ادبی کشور رقمی قابل توجه بوده و تقریباً برابر با دوره اول جشنواره است و نشان از اقبال عمومی علاقه مندان ادبیات به برگزاری جایزه جمالزاده در اصفهان و جایگاه قابل قبول جایزه دارد.

احسان رضایی، روزنامه‌نگار ادبی که اجرای مراسم اختتامیه این جایزه را بر عهده داشت، پس از سخنان کوتاه شهردار اصفهان، وارد بخش معرفی برگزیدگان دومین دوره جایزه ادبی محمدعلی جمالزاده شد و این کار را با بخش زندگی‌نگاره‌های آغاز کرد.

محمدرضا رهبری، سعید معتمدی و مکرمه شوشتری داوران این بخش، برگزیدگان را به شرح زیر اعلام کردند:

سمیه سیدیان نسترن مکارمی

برنده اول: ۱۰۰ میلیون ریال برای «آدم‌های گمشده» نوشته سمیه سیدیان
برنده دوم: ۷۰ میلیون ریال برای «خانه آقاجانم» نوشته کتایون صهبا
برنده سوم: ۵۰ میلیون ریال برای «گلهای قرمز پنج پر» نوشته الهام تربت اصفهانی

سپس برگزیدگان بخش زندگی‌نگاره کرونا معرفی شدند. در این بخش سه داستان به‌صورت مشترک تقدیر شدند و بهترینی وجود نداشت. به هر یک از 3 اثر برتر این بخش اما، مبلغ ۴۰ میلیون ریال جایزه نقدی تعلق گرفت. اسامی آنها به این شرح است:
«ک مثل کرونا» نوشته عباس آقاعلی، «سین هفتم» نوشته سمیه یوسفی و «به روایت نون.ت» نوشته ندا تسلیمیان

در بخش داستان اصفهان رضا جولایی، سعید محسنی و سلمان باهنر (داوران این بخش)، برگزیدگان را به شرح زیر اعلام کردند:
برنده اول: ۱۰۰ میلیون ریال برای «ظل ظلیل» نوشته نسترن مکارمی
برنده دوم: ۷۰ میلیون ریال برای «زبان زمین» نوشته راضیه مهدیزاده
برنده سوم: ۵۰ میلیون ریال به‌صورت مشترک برای «سفر عیسی» نوشته خسرو عباسی و «زن عمو یحیی» نوشته متینه ایقایی

در بخش داستان کوتاه آزاد، ابوتراب خسروی، محمد کشاورز و محمدرضا شرفی‌خبوشان (داروان این بخش)، برگزیدگان را به شرح زیر اعلام کردند.
برنده اول: ۸۰ میلیون ریال برای «زخم طاهره» نوشته نسترن مکارمی
برنده دوم: ۵۰ میلیون ریال برای «دست از سرم بردار» نوشته سیاوش قربانی‌پور
برنده سوم: ۳۰ میلیون ریال برای «وقتی مهتاب بر گوراب‌ها می‌تابد» نوشته خسرو عباسی

بر اساس همین گزارش، در فراخوان این جشنواره بخشی با عنوان «جایزه ویژه هیئت داوران» تعریف شده بود که از یک اثر به انتخاب هیات داوران، از بین همه بخش‌ها تقدیر صورت می‌شد؛ اما در اعلام جوایز در اختتامیه، خبری از این بخش نبود.

در پایان این مراسم، دبیر جشنواره خبر از این داد که به‌زودی فراخوان سومین جایزه ادبی محمدعلی جمالزاده منتشر خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...