حسن محسن رمضان، نویسنده «کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی» [تشریح الفکر السلفی المتطرف] برای یافتن عوامل و دلایل افراط‌گری این جریان، ضرورت کالبدشکافی آن را به خوبی دریافته و در این اثر، منظومه فکری جریان سلفی را واکاوی کرده تا بر کانونی‌ترین نقاط تولیدکننده اندیشه رادیکالیسم دست بگذارد.

کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی حسن محسن رمضان  تشریح الفکر السلفی المتطرف

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیش از دو دهه است که جهان شاهد اتفاقاتی است که از اندیشه‌های خاصی که ریشه در تفکرات و تلاش‌های سلفی دارد، سرچشمه می‌گیرد. گرچه سلفیت یک جریان یکپارچه فکری و نظری در حوزه دینی نیست و می‌توان جریان‎ها و نگرش‎های سلفی گوناگون را از یکدیگر متمایز کرد که علیرغم بهره‌مندی از اصول و بنیان‌های مشترک، دارای تمایزات بنیادینی هستند، اما آنچه امروزه در تفکرات افراط ‌اندیشان برجستگی یافته، نگرش‌ها و باورهای سلفی است. از میان جریان‌های سلفی، گرایشات افراطی تکفیری طی سال‌های اخیر ظهور و بروز سیاسی بیشتری یافته و جریاناتی همچون القاعده و داعش با معیار قرار دادن اندیشه‌های تکفیری تلاش کرده‌اند با جذب و اثربخشی بر افکار برخی از چهره‌های مذهبی، آنان را با خود همسو کنند. رفتارهای افراطی این جریانات که با هیچ یک از معیارهای اسلامی، اعتقادی و اخلاقی انطباق ندارد، دستمایه‌ای برای نقد و بررسی بنیان‌های کارکردی و عملکردی این جریانات و همچنین تفکر سلفی شده است.

از آنجا که نقد دقیق و تلاش برای ممانعت از توسعه این تفکر و اثربخشی آن (که عملاً باعث تعمیق تضادها و عنادورزی‌های درون‌دینی و برون‌دینی شده است) مستلزم شناخت بنیان‌های نظری، فکری و اعتقادی این جریان است، در کتاب «کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی» تلاش شده است تفکرات و مبانی فکری اصلی‌ترین چهره‌های سلفی افراطی مورد کالبدشکافی، تحلیل و بررسی دقیق قرار گیرد. بسیاری از اندیشمندان برای مبارزه عالمانه با این تفکر خشونت‌بار به آگاهی‌بخشی از طریق انتشار کتاب و مقاله روی آورده‌اند به طوری که در سال‌های اخیر، بازار نشر شاهد ارائه آثار گوناگونی است که در صدد معرفی جریان و تفکر سلفی بوده‌اند، اما با وجود همه این تلاش‌های کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی، کمتر مورد توجه اندیشمندان و مترجمان قرار گرفته و در آثار منتشر شده سایر ابعاد، بخصوص ابعاد کاربردی و پیامدی مترتب بر این اندیشه مورد نقد، بررسی و بازشناسی قرار گرفته است. این همان وجه تمایز کتاب «کالبدشکافی اندیشه افراطی سلفی» با آثار مشابه است.

نويسنده كتاب «کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی»، برای يافتن عوامل و دلايل افراطی‌گری اين جريان، ضرورت كالبدشكافی آن را به‌خوبی دريافته و در اين اثر منظومه فكری جريان سلفی را در سه سطح واكاوی کرده تا بر كانونی‌ترين نقاط توليدكننده ميكروب راديكاليسم دست بگذارد. در سطح اول به معرفی كوتاه شخصيت‌های برجسته انديشه سلفی افراطی مانند اسامه بن‌لادن، ايمن الظواهری، ابومصعب الزرقاوی، ابوقتادة الفلسطينی، يوسف صالح العييری و ابوجندل الأزدی پرداخته است و در يك گام به جلو با هدف تبيين روش كلی انديشه سلفی افراطی و با تكيه ‌بر ميراث انديشه سلفی، شش عامل را كانونی‌ترين و بنيادی‌ترين عوامل پيدايش و حيات هر جريان سلفی از افراطی‌ترين آن‌ها تا ميانه‌روترين آن‌ها معرفی کرده است.

حسن محسن رمضان، نویسنده کویتی تبار این اثر، برای یافتن عوامل و دلایل افراط‌گری این جریان، ضرورت کالبدشکافی آن را به خوبی دریافته و در این اثر، منظومه فکری جریان سلفی را واکاوی کرده تا بر کانونی‌ترین نقاط تولیدکننده اندیشه رادیکالیسم دست بگذارد به طوری که در پایان کتاب بر لزوم درمان این نقاط به عنوان کارآمدترین راهکار مبارزه با جریان سلفی افراطی تأکید می‌کند.

وی برای این منظور اولین فصل از کتابش را به معرفی کوتاه شخصیت‌های برجسته اندیشه سلفی افراطی اختصاص داده تا خواننده را با رهبران فکری و سیاسی سلفی‌گرایی افراطی بیشتر آشنا کند. البته خطوط کلی سیره آنها کم و بیش شناخته شده است. اما جزئیاتش به گونه‎ای است که هرگز نمی‌توان درباره‌اش به طور قاطع و اطمینان‌بخش سخن گفت. آنچه مهم است اندیشه این افراد است که منادی آن هستند و برایش اقدام می‌کنند.

پس از آن در مهمترین بخش کتاب یعنی فصل دوم ابتدا بخش درآمد این فصل را به تبیین روش کلی اندیشه سلفی افراطی اختصاص می‌دهد. سپس در این بخش با تکیه بر میراث اندیشه سلفی، شش عامل شامل «مقدم دانستن بر عقل»، «تأویل نکردن نقل»، «انحصار خاستگاه اعتقادات به قرآن و سنت»، «فرق نگذاشتن میان روایات متواتر و و خبر واحد نقل شده از پیامبر(ص)»، «فهم نصوص بر اساس فهم «سلف»» و «نکوهش تقلید در دین» را کانونی‌ترین و بنیادی‌ترین علل پیدایش و حیات هر جریان سلفی معرفی می‌کند. در ادامه همین فصل گفتار نوشته‌ها و اقدامات هریک از شخصیت‌های معرفی شده در فصل اول را بررسی و شش عامل بنیادین پیش گفته را از دل آثار و اقدامات آنان استخراج می‌کند تا به خواننده نشان دهد که آنچه در نگرش و رفتار نمایندگان اصلی اندیشه سلفی افراطی در دوران معاصر تجلی یافته بر پایه بینشی افراطی است که در میراث مکتوب اندیشه سلفی نهفته است.

راه سلفی که خود دربردارنده رویکردهای مختلف و متباینی است و از مراکش در سمت غرب تا فیلیپین در شرق، گسترده شده است، یکی از رویکردهای فکری است که منتسبان به آن بیشترین القاب و عناوین را برای خود ذکر می‌کنند. به طوری که اگر در نوشته‌های سلفی‌ها به ویژه سلفی‌های جدید القابی را مانند «اهل حدیث، اهل سنت و جماعت، طایفه منصوره و فرقه نجات یافته» ببینیم، اصلاً مایه شگفتی نیست. یا این عبارات که «بندگان خدا نباید به جز این راه را بروند، چرا که اهل این فرقه، همان فرقه ناجیه هستند»، یا اینکه آنان «اهل اثر، اهل حق و اهل حدیث «یا اینکه این راه، «راه سلف صالح است» و آنان «پیروان راه مستقیم و راه درست هستند» و فهم این‌ها از اسلام همان «فهم سلف هدایت شده و هدایت‌گر امت» است.

در فصل سوم کتاب نیز «طاغوت»، «ولایت و برائت» و «عملیات مسلحانه» به عنوان سه مؤلفه در اندیشه و عمل شخصیت‌های معرفی شده بررسی شده است. اهمیت این فصل در این است که دو مسأله «ولایت و برائت» و «طاغوت»، یعنی حکم کردن بر اساس چیزی جز احکام الهی مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است. این دو مسأله اصل محور و محور همه آثار افراط گرایان و تفسیری برای خشونت ورزی‌های نشأت گرفته از آن آثار است. مؤلفه سوم یعنی «عملیات مسلحانه» نیز که عینی‌ترین نمود اندیشه سلفی‌گری افراطی در دنیای کنونی است پیوندی مستقیم با دو مؤلفه نخست دارد، چنانکه عبدالله عزام، از مهمترین شخصیت‌های جریان سلفی جهادی، درباره این مؤلفه معتقد است «اگر برای رسیدن به طاغوت‌هایی که در زمین خدایی می‌کنند راهی جز کشتار مردم، قطع درختان و ویران کردن ساختمان‌ها نداشته باشیم، این کارها را می‌کنیم.»

پژوهش گسترده نگارنده در میراث فقهی و روایی اهل سنت و به طور مشخص سلفی‌ها و همچنین مستندسازی مطالب کتاب با نقل قول از آثار فقهی و روایی علمای سلفی پیشین و معاصر به صورتی است که خواننده را به تحسین وامی دارد.

کتاب «کالبدشکافی اندیشه سلفیت افراطی»، تألیف حسن محسن رمضان، به ترجمه سیدمرتضی حسینی فاضل و علیرضا فرازی در 671 صفحه، شمارگان 200 نسخه، به بهای 58 هزارتومان از سوی انتشارات آفتاب خرد راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...