مسابقه کتابخوانی «از علی (ع) به مالک» به مناسبت ولادت مولی الموحدین حضرت علی(ع) یکم تا نوزدهم اسفندماه در فرهنگ سرای گلستان برگزار می‌شود.
به گزارش ایبنا، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای گلستان، سوالات این مسابقه براساس کتاب «آن است شیوه حکومت: فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر» ترجمه سیدمهدی شجاعی طراحی شده است.

علاقه‌مندان به شرکت در این مسابقه می‌توانند با مراجعه به کتابخانه‌های منطقه 8، کتابخانه فرهنگ سرای گلستان یا لینک https://b2n.ir/947436 کتاب یا سوالات مسابقه را تهیه کنند. شرکت کنندگان این مسابقه حداکثر تا 19 اسفند ماه مهلت دارند از ساعت 8 تا 20 پاسخنامه های خود را به‌صورت حضوری تحویل دهند یا از طریق پست الکترونیکی کتابخانه گلستان به نشانی ketabkhaneh.golestan@yahoo.com ارسال کنند.

این مسابقه با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی، ارتقای سطح دانش شهروندان برگزار می‌شود و به برگزیدگان نیز به رسم یادبود جوایز نفیس و ارزنده ای اهدا می شود.

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر به فرهنگسرای گلستان به نشانی نارمک، میدان هلال احمر، خیابان گلستان، جنب بوستان فدک مراجعه کنند یا با شماره تلفن  77826475 تماس  بگیرند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...