«نقد ترجمه در ايران» تأليف اميرداود حيدرپور و محمدرضا هاشمی به چاپ دوم رسید.
به گزارش ایبنا، نخستين كتاب نقد ترجمه در ايران که شهريور 98 از سوی نشر «عصر ترجمه» چاپ شده بود، در بهمن ماه سال جاری به چاپ دوم رسید و به بازار کتاب عرضه شد.

به گفته مولفان، این کتاب که نخستین اثر پژوهشی نظام‌مند در زمینه نقد ترجمه در ایران به شمار می‌رود، افزون بر اینکه برای عموم علاقه‌مندان به حوزه ترجمه و نقد قابل‌استفاده است، می‌تواند‌ به‌عنوان منبع درسی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته مطالعات ترجمه نیز مورد استفاده قرار گیرد.

چهره‌های مشهوری همچون محمدرضا شفیعی کدکنی، عبدالحسین زرین‌کوب، علی موسوی گرمارودی، غلامعلی حداد عادل، محمدعلی اسلامی ندوشن، فتح‌الله مجتبایی، پرویز ناتل خانلری، رضا داوری، محمدحسن گنجی، احسان یارشاطر، ایرج افشار، غلامحسین یوسفی، احمد کریمی حکاک، سید احمد فردید، صادق هدایت، منوچهر بزرگمهر، رضا سیدحسینی، محمدعلی موحد، محمدعلی جمال‌زاده، ایرج پزشک‌نیا و مسعود رجب‌نیا از جمله مهم‌ترین شخصیت‌های ادبی ایران هستند که در این کتاب نقدهای آنان بر آثار ادبی منتشر شده تا قبل از سال 1357 به تفصیل ارائه شده است.

امیر داود حیدرپور، دانش‌آموخته رشته مطالعات ترجمه از دانشگاه فردوسی مشهد و محمدرضا هاشمی استاد مطالعات ترجمه در دانشگاه فردوسی مشهد هستند.

یادآور می‌شود، «نقد ترجمه در ايران» را انتشارات «عصر ترجمه» كه ناشر تخصصی مطالعات ترجمه است در 216 صفحه منتشر كرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...