[به نقل از کتاب یادداشت‌های شهید مطهری] جواهر لعل نهرو گفته است: برای هرکسی چند سال زندان ضرورت دارد!

به گزارش کتاب نیوز، نهرو تا پیش از استقلال هند، نزدیک به ۱۰ سال در زندان‌های استعمار انگلستان زندانی بود و در طول این سالها، برای دخترش از طریق نامه، شرحی بر تاریخ جهان نوشت که با عنوان «نگاهی به تاریخ جهان» بعدها منتشر شد. استاد شهید مرتضی مطهری هم از 15خرداد 1342 به مدت 43 روز در زندان پهلوی دوم به سر برده است.

آنچه خواهید شنید؛ گزیده‌ای از سخنرانی استاد محمد سروش محلاتی ست که در شرح نامه سی و یکم نهج البلاغه و در سوم بهمن ماه جاری در کانون توحید، ایراد شده است:

...
«برخی از اخلاق عالیه است که جز در عمل و تمرینهای عملی حاصل نمی‌‌شود. شجاعت را فقط در مدرسه و دارالتعلیم میدان جنگ و در غرش توپ و تفنگ و شنیدن صدای دشمن و دیدن مناظر هولناک می‌‌شود کسب کرد نه با خواندن کتاب، همان طوری که شناگری را فقط عملًا در آب می‌‌توان یاد گرفت نه علماً در کتاب. یکی از موجبات تزکیه نفس، زندان است. این تعبیر اسباب تعجب بعضی خواهد شد، چون آنها از تزکیه نفس فقط صیقلی دادن و ترک هوا و هوس می‌‌فهمند و رابطه زندان با این جهت معلوم نیست. ولی حقیقت این است که تصفیه نفس و تزکیه نفسِ قرآن شامل رفع جبن و ترس و ضعف هم هست و اینها از اموری است که فقط در زندان و در چنگال دشمن و در اسارت نصیب انسان می‌‌شود. گفته‌‌اند: زندان آنچنان را آنچنان‌‌تر می‌‌کند. ما مردم زندان را عار و ننگ می‌‌دانیم در صورتی که خوب و بد بودن آن تابع موجب آن است. یکی را به واسطه دزدی و جنایت به زندان می‌‌برند و یکی را به موجب مردی و جنبندگی و دفاع، و به عبارت دیگر یکی را به خاطر دزدی و جنایت به زندان می‌‌برند و یکی را دزدان و جنایتکاران به خاطر اینکه از خود و جامعه خود دفاع می‌‌کند به زندان می‌‌برند، همان طوری که موسی بن جعفر را عباسیان به زندان بردند. البته ضعفا و بیچاره‌‌ها احتیاج به زندان بردن ندارند، آنها را در خانه خودشان می‌‌شود زندانی کرد مثل اینکه الآن اکثریت ملت ایران در خانه‌‌های خود زندانی‌‌ هستند و از خط تجاوز نمی‌‌کنند، یعنی جرأت تجاوز از خطی که دزدان کشیده‌‌اند ندارند.»


یادداشت‌های شهید مطهری. جلد چهاردهم. صفحه 295

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...