النور کاتن نویسنده 27 ساله نیوزلندی با رمان «ستارگان» جایزه ادبی بوکر امسال را برد و شگفتی‌ساز شد.

به گزارش خبرآنلاین، داستان رمان النور کاتن با عنوان «ستارگان» (The Luminaries) در نیوزلند در دوران هجوم طلا می‌گذرد. بسیاری که از رمان اول کاتن به نام «تمرین» خوش‌شان آمده، از این کتاب 832 صفحه‌ای هم تعریف کردند.

این نویسنده جوان در رقابت با بزرگانی مثل کولم تویبین کارکشته پیروز شد که با رمان بسیار کوتاه «انجیل به روایت مریم» نامزد شده بود. تویبین تا حالا دو بار نامزد بوکر شد بود و با رمان «بروکلین» برنده جایزه کوستاه شده است.

النور کاتن در حالی برنده جایزه 50 هزار پوندی بوکر شد که اهدای جایزه امسال مصادف با 45 سالگی جایزه بوکر است.

جیم کریس که طرفداران خاص خودش را دارد نیز با رمان «درو» (Harvest) یکی دیگر از نامزدها بود. رمان درباره شهری بینام است. در این شهر تغییراتی شگرف رخ می‌دهد و مردم باید در شرایط جدید و عجیب و غریب‌شان سعی کنند به زندگی عادی بازگردند. جیم کریس سال 1997 با رمان «قرنطینه» نامزد این جایزه شده بود.

شاید معروف‌ترین نامزد نهایی جایزه بوکر جومپا لاهیری بود که با «زمین پست» (The Lowland) نامزد بود.  داستان این رمان بین کلکته و آمریکا می‌گذرد. لاهیری دو ملیتی است و همین به او کمک کرده در آمریکا و بریتانیا بسیار مشهور باشد. اولین کتاب او که مجموعه داستانی به نام «مترجم دردها» بود برنده جایزه پولیتزر شد. «مترجم دردها» و دیگر آثار لاهیری به فارسی ترجمه شده و بسیار پرفروش و محبوب بوده‌اند.

این نویسنده در توصیف روابط خانوادگی و تعلق خاطر به اشیاء و اشخاص مهارت دارد. داستان رمان جدید او درباره دو برادر است که در کلکته زندگی می‌کنند. یکی از آنها وارد گروهی شبه‌نظامی و بسیار خشن می‌شود و همین به شکلی تراژیک دو برادر را از هم دور می‌کند.

دو نامزد دیگر جایزه بوکر «ما به نام‌های جدید نیازمندیم» و «حکایتی برای زمان حال» بودند. «ما به نام‌های جدید نیازمندیم» اولین رمان نووایولت بولاوایو است که داستان سردرآوردن دختر جوانی اهلی حلبی‌آبادهای زیمباوه از آمریکا را روایت می‌کند و «حکایتی برای زمان حال» (A Tale for the Time Being) نوشته روث اوزیک که داستان دختری دبیرستانی است که خودکشی کرده و پیدا شدن دفترچه خاطراتش در ساحل نقطه شروع رمان است.

در فهرست نهایی نامزدها جیم کریس با 67 سال سن و کاتن با 27 سال سن، به ترتیب سالمندترین و جوان‌ترین نویسنده بودند.

داوران این دوره جوایز بوکر رابرت مک‌فارلین، (رئیس هیئت داوران)، مارتا کندی مجری، رابرت داگلاس-فرهرست منتقد، ناتالی هیانز نتقد و استوارت کلی نویسنده بودند.

سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...
جوان، کتاب دارد و پیرمرد چاقو. سکویی نیز در بین طبقات حرکت می‌کند... ساختمان، در کل ۳۳۳ طبقه دارد، بنابراین ۶۶۶ نفر در این جهنم شیطانی هستند... غذاها پس‌مانده‌ طبقات بالاتر است... عدالتی در کار نیست و پیرمرد نیز هم‌طبقه‌‌ای‌های خودش را خورده است... دوگانه نمادین دن‌کیشوت و سانچو پانزا شکل می‌گیرد... افراد می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، اما شاهد «جنگ همه، علیه همه» هستیم... جهانی شیطانی، تاریک، ناامید و پوچ. ...