خبرگزاری میراث: "بادبادک باز"، کتاب معروفی که خالد حسینی آن را در سال 2003 به رشته تحریر در آورده است، در رأی گیری گروه های کتابخوانی اورنج و پنگوئن انگلستان به عنوان محبوب ترین و پرخواننده ترین کتاب سال 2006 شناخته شد.
حسینی، نویسنده افغانی الاصل در این باره به روزنامه ایندیپندنت گفت:« از این که بیشترین رأی این گروه ها را بدست آورده ام، هیجان زده شده ام و افتخار می کنم که در میان این همه رمان برجسته، بادبادک باز بیشترین سر و صدا را به راه انداخته است.»
این نویسنده برجسته درباره این گروه های کتابخوانی توضیح داد:« این گروه ها از کتاب و کتابخوانی تجلیل می کنند بنابراین برگزیده شدن از سوی افرادی که دائماً جریان های مربوط به کتاب و ادبیات را دنبال می کنند و کتابهای زیادی را برای انتخاب در دست دارند، برای من معنای زیادی را دربردارد.»
در این رأی گیری کتاب "همسر مسافر زمان" اثر آدری نیفنگر مقام دوم و کتابهای "جزیر کوچک" اثر آندره لوی و "باید درباره کوین صحبت کنیم" اثر لیونل شریور به طور مشترک مقام سوم را کسب کردند.
این در حالی است که رمانهای نویسندگان معروفی چون هارپر لی و مارینا لویکا در جایگاه های پایین تری در میان شش کتاب برتر این گروه ها قرار گرفتند.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...