مجموعه اشعار «شهریور مَرد در مرداد» سروده سمیرا نیک نوروزی و «فلافل، عاشقانه‌ها و چند چیز دیگر» سروده مصطفی غضنفری از سوی نشر چشمه روانه بازار نشر شدند.

به گزارش ایبنا، نشر چشمه دو مجموعه شعر جدید با نام‌های «فلافل، عاشقانه‌ها و چند چیز دیگر» سروده مصطفی غضنفری و «شهریور مَرد در مرداد» سروده سمیرا نیک نوروزی را منتشر کرد. در ذیل این دو کتاب معرفی شده‌اند.

«فلافل، عاشقانه‌ها و چند چیز دیگر»
این مجموعه که شامل 50 شعر کوتاه هایکووار است، چندی پیش برنده جایزه شعر خبرنگاران شد. عناوین برخی اشعار درج شده در کتاب به این شرح است: «اما درخت»، «در گریز از خانه مقتول»، «تقصیر پرندگان است»، «از چشم غول‌های زیادی»، «به گرمای آنجا راضی بود»، «کشتی از همین حالا»، «جام ملت‌های اروپا زیباست»، «نخل‌های بزرگ‌تر»، «سیبی از دستت نیفتد»، «از آتش تو»، «در بازگشت به خانه»، «علامت تعجب است زیرسیگاری»، «میان عشق و دوست داشتن»، «از درخت سیب»، «چشم‌هایت را»، «پیش از من»، «نصف پلک‌های این جنگل» و «تاریکی گیسوانت».

در یکی از شعرهای این مجموعه می‌خوانیم:
«اما درخت
تو با همه زیبایی‌ات
از تعریف یک جوک بامزه عاجزی
وگرنه برای یک شکست عشقی ساده
جنگلی را به آتش نمی‌کشیدی»

و در شعری دیگر:

«در گریز از خانه مقتول
اثر انگشتت را به جا می‌گذاری
اما پلیس‌ها
به دنبال لب‌هایت بودند»

مجموعه شعر «فلافل، عاشقانه‌ها و چند چیز دیگر» با شمارگان هزار نسخه، 86 صفحه و بهای هفت هزار تومان منتشر شده است.

«شهریور مَرد در مرداد»
این کتاب نیز شامل 45 شعر کوتاه است. «سکوت سیاه»، «دختران جنگ»، «چه کسی نقشه این قتل را کشید»، «معجزه»، «خودنویسی با جوهر صلح»، «قهوه قجری»، «کمی استراحت کن»، «دندان واژه‌ها»، «زمین جای تو»، «کات»، «دو روایت از نجلا»، «چند نفس عمیق»، «خانه‌ای نوساز در بهشت»، «بِریلِ بوسه‌ها»، «سربازی برای قلعه شنی»، «بوق و مریم نیستم» نام برخی از شعرهای این مجموعه است.

در یکی از شعرهای این مجموعه می‌خوانیم:
«پرده به پرده
تمام نت‌ها شاهدند
تیر برق‌های شهر
با خط‌های حامل‌شان
کلاغ‌ها را
با سکوت‌های سیاه اشتباه گرفته‌اند
شهر پُر از آدم سیاهی است
که دایم سکوت به هم تعارف می‌کنند

تمام نت‌ها شاهدند
من پرده‌ها را می‌کشم و ساعت‌ها را
با صدای گنجشک‌ها کوک می‌کنم
تا فردا
دارکوب‌ها
تنهایی جنگل را ضرب بگیرند»

«شهریور مَرد در مرداد» نیز با شمارگان هزار نسخه، 96 صفحه و بهای هفت هزار تومان روانه بازار کتاب شده است.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...