کتاب «گفتمانی در باب سیاست و حکومت؛ با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)» نوشته علی قادری از سوی دفتر نشر معارف قم منتشر شد. این نوشتار در قالب گفت‌وگو به معرفی و تحلیل برخی از آرای حوزه سیاست و حکومت می‌پردازد.

به گزارش ایبنا‌ به نقل از روابط عمومی دفتر نشر معارف، این کتاب می‌کوشد با استفاده از شیوه‏ گفت‌وگو، نگاه‌ متفاوتی به سیاست و حکومت را مطرح کند. در این گفت‌وگوها به اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان نگاه اصلی و محوری توجه شده است.

مضامین این نوشتار در یک مقدمه و سه فصل تنظیم شده‌اند. نویسنده در فصل نخست، مخاطبان را با زندگی امام خمینی(ره) از تولد تا آغاز نهضت و از آغاز نهضت تا ارتحال امام(ره) آشنا می‏کند.

در فصل دوم که چیستی سیاست نام دارد، سیاست، حوزه‏های معرفت سیاسی و مهمترین مختصات اندیشه امام خمینی(ره) عنوان شده‌اند.

بررسی و تحلیل تعریف‌های سیاست، کشور و نظام بین‏‌الملل در اندیشه امام خمینی(ره) و سایر اندیشمندان، واپسین فصل این کتاب را تشکیل می‌دهند.

چاپ نخست کتاب کتاب «گفتمانی در باب سیاست و حکومت؛ با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)» به سفارش گروه انقلاب اسلامی معاونت پژوهشی دانشگاه معارف اسلامی در شمارگان 2000 نسخه، 328 صفحه رقعی و بهای 39000 ریال روانه بازار کتاب شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...