بدایة المجتهد و نهایة المقتصد. کتابی در فقه تطبیقی عامه تألیف ابوالولید محمدبن احمدبن محمدبن رشد معروف به "ابن رشد". مؤلف این کتاب بیشتر به فلسفه شهرت دارد.

انگیزه ابن رشد در تألیف بدایة به گفته خود وی گردآوردن موارد اتفاق و اختلاف آرای فقها در باب‌های مختلف فقه و بیان سبب اختلاف بوده است. به همین منظور او ابتدا بحثی فشرده درباره مبانی و منابع استنباط فقهی مطرح کرده و جایگاه سنت (قول فعل و تقریر پیامبر) قیاس شرعی و اجماع را باز شناسانده و درباره الفاظی که در قرآن و سنت برای بیان احکام به کار رفته است توضیح داده و به موارد اختلاف فقهای بزرگ و مذاهب فقهی در این مباحث اشاره کرده آن‌گاه به بررسی علل پیدایش اختلاف در آرای فقها و مذاهب پرداخته و این علل را در شش مقوله رده‌بندی کرده است مانند اینکه گاهی یک لفظ چند معنا دارد و پذیرش هر معنا در حکم فقهی مؤثر است، نظیر واژه "قرء" در قرآن (بقره : 228) که در مسئله عدة طلاق نقش دارد. اختلاف رأی در مبانی استنباط، اختلاف فهم نسبت به عبارات کتاب و سنت و وجود دلایل متعارض درباره یک موضوع که احکام متفاوت از آنها استنباط می‌شود از مواردی است که به اختلاف آرای فقهی می‌انجامد.

مقدمه فشرده ابن رشد در واقع برای گویاتر کردن دسته‌بندی اسباب پیدایش اختلاف بوده است و این دسته‌بندی مبنای بررسی‌ها و تعلیم‌های او از اختلاف فقهی در سراسر کتاب است. مثلا درباره شماره نمازهای واجب می‌گوید که ابوحنیفه و پیروان او بر خلاف سایر فقها علاوه بر نمازهای پنجگانه نماز وتر (بخشی از نماز شب) را نیز واجب می‌دانند، سپس توضیح می‌دهد که وجود احادیث متعارض منشأ این اختلاف رأی شده است و با ذکر آن احادیث چگونگی مواجهه فقها با آنها را تبیین می‌کند. درباره کمترین تعداد نمازخوان برای برپایی نماز جمعه با توجه به اینکه به اتفاق همه فقها این نماز باید به جماعت خوانده شود می‌گوید که اختلاف فقها برخاسته از آرای آنها درباره واژه "جمع" است و همچنین از اینکه کمترین عدد "جمع" را باید دو، سه، یا چهار دانست بعلاوه اینکه آیا امام جماعت در این شمارش ملحوظ می‌شود یا خیر.

ابن رشد غالبا به توضیح و تبیین دلایل آرای مختلف بسنده کرده و به ندرت در مقام دفاع از یک رأی بوده یا رأی خود را باز گفته است. به همین دلیل کتاب او را نباید از کتاب‌های علم الخلاف (از شاخه های فقه) دانست هر چند از بهترین مآخذ مطالعه این موضوع به شمار می‌رود. او در این کتاب که شامل 67 مبحث فقهی است و مانند بیشتر منابع فقهی با طهارت آغاز و با مبحث قضا پایان می‌یابد؛ فقط به ذکر اقوال و آرای بانیان مذاهب چهارگانه اهل سنت و فقهای این مذاهب نپرداخته بلکه آرای فقهای مذهب ظاهری، فقهای متقدم بر مذاهب چهارگانه مانند: اوزاعی، ابن ابی لیلی و ابوثور و کسانی چون طبری را نیز آورده است. احاطه فقهی مؤلف و قدرت او در تبیین مطالب در سراسر کتاب مشهود است و به گفته صفدی این اثر در موضوع خود سودمندترین و از حیث روش نیکوترین کتاب است.

"بدایة المجتهد" در آثار برخی مؤلفان به نام‌های دیگر شناسانده شده است. ابن ابی اصیبعه آن را نهایة المجتهد ثبت کرده و حاجی خلیفه از آن با عنوان "نهایة المجتهد و کفایة المقتصد" نام برده و هیچ توضیحی درباره آن نداده است. این کتاب در دهه‌های اخیر بارها چاپ شده است.

دانشنامه جهان اسلام. اکبر ترابی

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...