مجموعه آثار آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی یادگار خاندان چهارصد ساله نجومی و آل آقا در قالب طرح انتشار مجموعه آثار 25 شخصیت از اندیشوران و اساتید حوزه و دانشگاه روانه بازار نشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، موسسه بوستان کتاب مجموعه آثار 25 شخصیت از اندیشوران و اساتید حوزه و دانشگاه را منتشر کرده که یکی از آنها مرحوم آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی است. آیت الله نجومی از فقیهان و مفسران معروفی بود که علاوه بر علوم منقول و معقول، نامی آشنا در پهنه علم و هنر داشت؛ شخصیتی کم نظیر که در فنون خط، نقاشی، تذهیب، تشعیر و ثلث نویسی سرآمد بوده است.

آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی علوم اسلامی را در نجف اشرف و از محضر آیات عظام سید محسن حکیم، سید عبدالاعلی موسوی سبزواری و میرزا باقر زنجانی فرا گرفت و به درجه اجتهاد نائل آمد. سپس بعد از سال ها تحصیل و تهذیب به زادگاه خویش بازگشت و به تدریس، تالیف و خدمات فراوان دینی و علمی پرداخت. وی که یادگار خاندان چهارصد ساله نجومی و آل آقا- خاندان وحید بهبهانی - است، در سال 1380 به عنوان یکی از چهره های ماندگار برگزیده شد.

فیض قلم، مونس جان (تفسیر سوره یونس)، نسیم ایمان (تفسیر سوره مومنون)، شمیم کنعان (تفسیر سوره یوسف)، منزل مقصود (تفسیر سوره هود) آیات سبحانی (تفسیر سوره رعد)، المومن(تفسیر سوره مومن) و کیمیای هستی؛ زندگی نامه خود نوشت ایشان از جمله کتاب هایی است که موسسه بوستان کتاب از آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی منتشر کرده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...