«نیایش‌های مولانا» با ترجمه‌ی بهاء‌الدین خرمشاهی و پیش‌گفتار توفیق سبحانی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه می‌شود.

به گزارش ایسنا، فروزنده اربابی - نماینده‌ی بنیاد بین‌المللی مولانا - درباره‌ی این کتاب عنوان کرد: «نیایش‌های مولانا» مجموعه‌ی دعاها و ذکرهای مورد علاقه‌ی مولاناست و توسط یکی از نوادگانش حدود 400 سال پیش گردآوری شده و در ترکیه به چاپ رسیده است.

او گفت، دعاها و آیه‌های قرآنی این کتاب توسط بها‌ءالدین خرمشاهی ترجمه شده و پیش‌گفتاری 22صفحه‌یی و بسیار پرجان توسط توفیق سبحانی بر آن نوشته شده است.

نماینده‌ی بنیاد مولانا در ایران به علاقه‌ی مولانا به زیارت عاشورا اشاره کرد و گفت: زیارت عاشورا یکی از دعاهای مورد علاقه‌ی مولانا بوده که آن را زیاد می‌خوانده است؛ بنابراین در این کتاب، زیارت عاشورا توسط حجت‌الاسلام جعفری ترجمه شده و بهاء‌الدین خرمشاهی آن را ویرایش کرده است.

او درباره‌ی صحت این کتاب هم گفت: جمع‌آورنده‌ی کتاب خود فردی ادیب و دانشمند بوده است؛ بنابراین در صحت و سقم آن هیچ شکی وجود ندارد.

به گفته‌ی اربابی، «نیایش‌های مولانا» در آمریکا نیز به انگلیسی ترجمه شده است. او همچنین اظهار امیدواری کرد، این کتاب طی مراسمی در نمایشگاه کتاب رونمایی شود.

«نیایش‌های مولانا» در 160 صفحه، با شمارگان 2200 نسخه و قیمت حدود شش‌هزار تومان با کاغذ گلاسه و چهاررنگ توسط نشر باغ به چاپ می‌رسد.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...