کتاب «از اشارت‌های دریا» (بوطیقای روایت در مثنوی) نوشته‌ی حمیدرضا توکلی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب که «با یاد همزاد عاشقان جهان، قیصر امین‌پور» آغاز می‌شود، با فصل‌های: مثنوی و چشم‌انداز، وضع غریب قصه‌ها در مثنوی، زاویه‌ی روایت در مثنوی، روایت چندآوا و قصه‌ی قصه‌های مثنوی، تداعی و گریز در روایت مولانا، زبان و روایت در مثنوی، مثنوی و اسلوب قصه در قصه، موسیقی، زمان و بوطیقای روایت، و آغاز و انجام روایت همراه است.

در بخشی از یادداشت پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «مخاطب مثنوی در همان آشنایی‌های نخستین درمی‌یابد که با چیز دیگری سر و کار یافته است. توضیح این دیگر بودن و تمایز مثنوی از منظومه‌ها و کتاب‌های دیگر کار آسانی نیست؛ اما این‌قدر هست که شکل و شیوه‌ی متن با راز امتیاز آن پیوندی نزدیک و استوار دارد؛ شیوه‌ی عجیبی که روایت با آن پیش می‌رود و در نمودی فراتر، شکل غریبی که در کلیت کتاب چشم‌گیر است. بوطیقای روایی مولانا ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در پیوندی ژرف با جهان‌شناسی و شخصیت‌ و تجربه‌های اوست.»

کتاب «از اشارت‌های دریا» در 706 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 19هزار تومان از سوی انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...