یوهان-ولفگانگ-فون-گوته

در خانواده‌ای ثروتمند زاده شد، پدرش حقوقدان و وکیل دعاوی بود... در 1765 برای تحصیل حقوق به لایپزیگ Leipzig رفت و وقت خود را در دانشگاه و در زندگی دانشجویی و در محافل اشرافی گذراند... دلبستگی شدید به دختری به نام فریدریکه بریون Friederike Brion و جدایی اندوهبار از او الهام‌بخش گوته در سرودن اشعار دیوان شعر و حقیقت Dichtung und Wahrheit شد ... گفته‌اند که ناپلئون کتاب «رنج‌های ورتر جوان» را هفت بار خواند... در نظر گوته عشق بر همه‌ی احوال تاریخ تفوق دارد.

یوهان ولفگانگ فون گوته، Goethe, Johann Wolfang von شاعر و نویسنده‌ی آلمانی (1749-1832) در فرانکفورت ام ماین Frankfurt- am-Main در خانواده‌ای ثروتمند زاده شد، پدرش حقوقدان و وکیل دعاوی بود؛ مادر گوته نیز به خانواده‌ی حقوقدانان جنوب آلمان تعلق داشت. گوته در محیطی متمدن و بافرهنگ پرورش یافت و تحت تعلیم و تربیت منظم و کامل قرار گرفت. در 1765 برای تحصیل حقوق به لایپزیگ Leipzig رفت و وقت خود را در دانشگاه و در زندگی دانشجویی و در محافل اشرافی گذراند، عشقی که به دختری زیبا یافت، الهام‌بخش او در ساختن اشعاری شد که بعدها در دیوان آنته Annette در 1767 فراهم آمد و اولین تجربه‌ی گوته را در اشعار تغزلی و عاشقانه نشان می‌داد که هنوز از سبک واقعی و خاص او نشانه‌ای در برنداشت، بلکه به هنر تزئینی شعر گذشته بستگی می‌یافت و از تصویرهای منظم و اشعار صیقلی آراسته برخوردار بود. گوته پس از سه سال اضطراب و ناخشنودی ناگهان لایپزیگ را ترک کرد و به قول خود او چون آدمی مغروق به فرانکفورت بازگشت و به‌تدریج تعادل روحی را بازیافت. در 1769 کمدی منظوم شریکان جرم Die Mitschuldigen و دیوان نغمه‌های لایپزیگ Leipziger Liederbuch را که یادآور خاطرات لایپزیگ بود، منتشر کرد و در آوریل 1770 برای ادامه‌ی تحصیل حقوق به استراسبورگ Strasbourg رفت. اقامت در استراسبورگ در تحول اندیشه و هنر گوته تأثیری مهم بر جای گذارد، بر خود تسلط یافت و با گروهی از شاعران و هنرمندان آشنا شد، از جمله آشنایی او با هردر Herder افق تازه‌ای در برابرش گشود و او را با آثار شکسپیر و اصول طبیعی شعر آشنا کرد.

اهمیت دیگر این دوره آشنایی گوته بود با دختری به نام فریدریکه بریون Friederike Brion و دلبستگی شدید به او؛ این عشق که با جدایی اندوهباری پایان یافت، الهام‌بخش گوته گشت در سرودن اشعاری که بعدها در دیوان شعر و حقیقت Dichtung und Wahrheit گنجانده شد که می‌توان گفت نخستین اشعار در تاریخ ادبیات عصر جدید آلمان به‌شمار می‌آمد. اشعاری بسیار زیبا و سرشار از فریادهای شادمانی و اولین شاهکار هنری خاص گوته با تصویرهای بسیار تازه و احساس‌های عمیق و واقعی درباره‌ی عالم طبیعت. این دیوان از چهار قسمت تشکیل شده و جنبه‌ی زندگی‌نامه‌ی شخصی دارد. تحصیلات گوته در استراسبورگ به سال 1771 با پیروزی کامل پایان یافت و بی‌آنکه آخرین بار فریدریکه را ببیند به فرانکفورت بازگشت و دوره‌ی پرثمری را آغاز کرد و علاوه بر شغل وکالت دعاوی آثار پرارزشی خلق کرد که سرآغاز عظمت و تجلی نبوغ او بود. تأثیر عمیقی که کلیسای استراسبورگ در گوته باقی گذارد، او را به نوشتن اثری برانگیخت با عنوان درباره‌ی معماری آلمان Von deutscher Baukunster (1773)، سرودی منثور برای یکی از معماران و صنعت‌کاران این بنای معظم که گوته در وجود او نبوغ و خلاقیتی در پدیدآوردن دنیایی تازه، متفاوت با اصول گذشته‌ی معماری کشف کرده و مورد تحسین فراوان قرار داده بود. این اثر چون شعله‌ای بود که اعتقاد گوته را به اصل نبوغ برافروخت و سرآغاز نهضت هجوم و نبرد Sturm und Drang گشت. در دنیای تئاتر نیز گوته به اصل نبوغ پایبند گشت و به شکسپیر که در نظرش بزرگترین و والاترین هنرمند جهان به‌شمار می‌آمد، علاقه و تحسین بسیار ابراز کرد و در 1773 نمایشنامه‌ی گوتس‌ فون برلیشینگن GÖtz von Berlichingen را به شیوه‌ی شکسپیر ساخت و مانند او وحدت سه‌گانه‌ی زمان و مکان و عمل را که در تئاتر فرانسه رعایت می‌شد، نادیده گرفت. این نمایشنامه براساس شخصیت شهسواری در نیمه‌ی اول قرن شانزدهم قرار دارد که مردی جدی، درستکار، منصف و فدایی توده‌ی مردم است و می‌کوشد که آنان را به حقوق خود آگاه کند، از این‌رو بر ضد نظام اجتماعی و سیاست نادرست به‌پا می‌خیزد و خود کشته می‌شود. گوته که شرح حال این قهرمان را خوانده بود، آن را با اندیشه‌های تازه‌ی خود درآمیخت و چیزی بالاتر از نمایشنامه ساخت که می‌توان آن را یک سلسله تصویر گویا دانست، با رنگ‌های تند و زنده. این اثر با وجود سکوت هردر و تحقیر لسینگ، پیروزی عظیمی به‌دست آورد و آیین شهسواری قرون وسطی را زنده و باب روز کرد و نسل جوان میهن‌پرست و پرشور، خاصه جوانان نهضت هجوم و نبرد را شیفته‌ی خود ساخت.

بعدها والتر اسکات و کلایست Kleist نیز دنباله‌ی این شیوه را گرفته و پرورش دادند. گوته جز اصالت نبوغ به اصالت احساس که با عقل و منطق خاص دوره‌ی گذشته مغایرت داشت، ایمان یافت و کتاب رنج‌های ورتر جوان Der Leiden des jungen Werthers (1774) را در زمینه‌ی احساس انتشار داد که گوته را سرسلسله‌ی نهضت جدید سانتیمانتالیسم معرفی کرد. رمان از نظر تحلیل روانی و سبک نگارش به رمان هلوئیز جدید اثر روسو مشابهت‌هایی دارد و شاید از آن کامل‌تر باشد. گوته در این اثر عشق خود را به دختری به نام شارلوته بوف Charlotte Buff بیان می‌کند که در وتسلار Wetzlar ملاقات کرد و نامزد کستنر Kestner یکی از دوستانش بود. این عشق ناکام مانده به خودکشی قهرمان کتاب می‌انجامد و گوته پایان تأثرانگیز آن را از خودکشی دوست دیگری به نام اورشلیم Jerusalem اقتباس کرده که بر اثر ناکامی در عشق پیش آمده بود. ورتر نمونه‌ی جوانان پراحساس زمان و نمونه‌ی درد بشری است که علاوه بر روح حساس نابغه‌ای جوان و هنرمند معرفی شده و آرزوهای بی‌پایانش به محدودیت‌های دنیای خارج برخورد می‌کند و عشق او به شارلوته تنها نمایی است از تشنگی او به عالم مطلق که قادر نبوده است بر واقعیت‌های خفقان‌آور تسلط یابد و از شدت ناامیدی و ناکامی، هیچ‌گونه راه گریزی جز در مرگ نمی‌یابد. نویسنده در ضمن با خودکشی قهرمان این اثر بر ضد نظام اجتماعی به‌پا می‌خیزد. گوته پس از انتشار ورتر مدت‌ها در خارج از کشورش «نویسنده‌ی ورتر» خوانده می‌شد و گفته‌اند که ناپلئون کتاب ورتر را هفت بار خواند. گوته مانند روسو به طبیعت عشق می‌ورزید، به دشت‌های آلزاس می‌رفت و مدت‌ها در میان طبیعت به‌سر می‌برد، عشق به طبیعت آمیخته با اصالت نبوغ و آیین احساس و عواطف مبنای یک رشته از آثار نمایشی گوته گشت که خلق آن از 1773 آغاز شد.

نمایشنامه‌های این دوره عبارت است از: نغمات محمد Mahomet (1773) که بعد از برخورد شاعر با دنیای شرق نوشته شد. گوته پس از خواندن قرآن در اندیشه‌ی ساختن نمایشنامه‌ای افتاد که در آن عناصر عظمت پیغمبر را در ارتباط با خدا از طرفی و وضع تاریخی و رسالتش را با مردم از طرف دیگر در برابر هم قرار دهد. پرومتئوس Prometheus پس از مرگ نویسنده در 1878 انتشار یافت. گوته در این اثر بیشتر از اثر اشیل و ولتر الهام گرفته و با ذهن خلاق خود به این خدای اساطیری شکل و عنصری تازه بخشیده است. نمایشنامه‌ی کلاویگو Clavigo (1774) و استلا Stella (1775) نیز مانند سایر آثار این دوره، از تجربه‌های شخصی گوته الهام گرفته است، خاصه کلاویگو سرشار از خاطره‌هایی است که جدایی فریدریکه بریون در وجود گوته باقی گذارده است. در فرانکفورت گوته به لی‌لی شونمان Lili SchÖnemann، دختر زیبای تاجری دل بست و با او نامزد گشت، اما دختر که به عادت‌ها و سنت‌های خانوادگی پایبند بود و میل داشت که در کنار گوته و در محیط محدود خانوادگی در زندگی آرامی به‌سر برد، نتوانست گوته را به تسلیم در برابر محدودیت‌ها و قیود خانوادگی وادارد. از این‌رو گوته با وجود علاقه‌ی شدیدی که به او داشت، پس از سال‌ها کشمکش درونی نامزدیش را با او برهم زد. گوته در 1776 از طرف کارل آوگوست Karl augustus، دوک جوان وایمار Weimar به کار دعوت شد، پس به وایمار رفت و در دستگاه دوک با قدرت بسیار شروع به کار کرد و پیوسته به مقامات عالی ارتقا یافت، تا آنکه در 1882 از طرف دوک در صف نجبا درآمد و به وزارت و عالی‌ترین مقام دربار رسید. فعالیت شدید اداری تا حدی گوته را از کار ادبی دور کرد. از طرف دیگر نزدیکی مداوم با امور جاری و واقعی دستگاه حکومت میان او و نهضت هجوم و نبرد فاصله انداخت. عشق افلاطونی او نیز به شارلوته فون اشتاین CharlÓtte von Stein دختری درباری، به تحول روح او کمک کرد؛ تحولی که گوته را به صلح و صفای درون سوق داد و شعار تازه، مبنای کار آینده‌اش گشت. دو نمایشنامه‌ی بزرگ ثمره‌ی این تحول است. یکی ایفیژنی در تاوریس Iphigenie auf Tauris (1787) و دیگر تورکواتو تاسو Tarquato Tasso (1790) که گوته ابتدا آن را به نثر نوشته و سپس در سفری به رم به شعر برگرداند.

ایفیژنی شاهکار تئاتر کلاسیک آلمان به‌شمار آمد و وداعی بود با نهضت ادبی هجوم و نبرد و تورکواتو تاسو که از سرگذشت و عشق نویسنده‌ی ایتالیایی الهام گرفته بود، در 1807 در وایمار و 1816 در برلین بر صحنه آمد. گوته در این اثر از عشق خود به شارلوته فون اشتاین مایه گرفته بود و نشان می‌داد که برای تعادل درون چه راهی را پیموده است. پیش از زندگی در وایمار، ادراک گوته از عالم خلقت نتیجه‌ای غم‌انگیز در برداشت و واقعیت عالم در نظر او چون سدی می‌نمود که بشر هوشمند و با فراست را در برابر خود از پای درمی‌آورد. بعدها گوته میان دنیای خارج و دنیای درون رابطه‌ای آشتی‌جویانه و حتی هماهنگ برقرار کرد، بر اثر فعالیت اداری و سیاسی این نکته را دریافت که طغیان چیز بیهوده‌ای است و معتقد شد که هرفردی وظیفه‌ای دارد و با اعتدال‌بخشیدن به خواست‌های شخصی می‌تواند به سود جامعه تلاش کند. مطالعه و تحقیق‌های علمی که گوته خاصه از 1780 به آن دست زد، نیز حالت ناپایداری او را از میان برد و مطالعه‌ی عالم طبیعت به او فهماند که کثرت پدیده‌های عالم خارج بدون برقراری نظم امکان‌پذیر نیست و افزایش و تعدد عناصر قطعاً تابع نظام و قوانین خاصی است و این خود سرمشقی از نظم است، خاصه برای هنرمند جوان. گوته که پیوسته حسرت دیدار کشورهای سواحل مدیترانه را در دل داشت، در سوم سپتامبر 1786 به ایتالیا که در نظر او «پایتخت جهان باستان» بود، سفر کرد از وسوسه‌ی کار و حوادث گریخت و تنها بر آن شد که قسمت شاعرانه‌ی وجودش را از گرفتاری نجات بخشد، پس با شتاب از شهرهای ایتالیا بازدید کرد. در رم با محیط هنرمدان آلمانی رفت‌وآمد یافت. در 1788 به وایمار بازگشت و بعدها خاطرات این سفر دوساله را در کتاب سفر ایتالیا Italienische Reise در 1817 منتشر کرد. گوته بهترین سال‌های عمر را در ایتالیا گذراند. گوته در رم روح هنری خویش را بازیافت و از مجاورت با دنیای باستانی قدرتی در خود احساس کرد که نفوذ آن بر سراسر زندگیش باقی ماند. آثار باستانی یونان و روم که قبلاً در خلال مطالعه‌ها به آنها نظری می‌افکند، اکنون به چشمش عالم بشریتی برتر می‌آمد و برحسب همین معیار بود که بعدها همه چیز را می‌سنجید.

بازگشت به وایمار گوته را از نو در ابتذال امور جاری فرو برد. تا می‌توانست از اشتغال‌های امور درباری گریخت، دوک جوان نیز به قصد آنکه به گوته آزادی بیشتری بدهد، او را از الزامات اداری معاف داشت، تنها عنوان و حقوق او را باقی گذارد و گوته تنها چیزی که به‌عهده گرفت، مشاغلی بود که با هنر رابطه داشت و مهمترین آن اداره‌ی تئاتر وایمار و مباشرت انستیتوهای علمی و هنری بود. گوته پس از بازگشت از ایتالیا با کریستیانه وولپیوس Christiane Bulpius دختری از طبقه‌ی متوسط وایمار آشنا شد که بعدها در 1806 با او ازدواج کرد. سال 1794 در زندگی گوته تاریخ مهمی به‌شمار می‌آید و آن آغاز دوستی او با شیلر شاعر آلمانی است. مکاتبه‌های این دو که شاهد خصوصیت‌های افکار و اعمال روزانه‌ی آنان است، اطلاعات گرانبهایی درباره‌ی دوره‌ای پرثمر از ادبیات آلمان به‌دست می‌دهد. گوته در وجود شیلر رفیق راه و رفیق مبارزه را یافت و همکاری این دو شخصیت بزرگ عالم ادب که در عین حال هریک جنبه‌های بدیع خود را حفظ می‌کرد، ذوق شعر را به گوته بازگرداند که گاه صورت رقابتی دوستانه به‌خود می‌گرفت. گوته از طرف دیگر می‌خواست علاوه بر همه‌چیز به قوانین و اسرار عالم طبیعت دست یابد، چنانکه در نخستین سال‌های اقامت در وایمار به تحصیل زمین‌شناسی و گیاه‌شناسی روی آورد و نوشته‌ای بر ضد نیوتن Newton، به عنوان بحثی در اوپتیک Beiträge zur optic (1792) انتشار داد و پس از آن در 1810 اثر بزرگی در سه‌بخش منتشر کرد شامل این آثار: درباره‌ی فرضیه‌ی رنگ‌ها ZurFarbenlehre و مقاله‌ای درباره‌ی تغییر شکل نباتات Versuch die Metamorphoser der Pflanzen (1790) و منظومه‌ی تغییر شکل حیوانات Die metamorphose der Tiere که در آنها وحدت ماده را به اثبات می‌رساند و تغییر شکلی را نشان می‌داد که بر اثر تغییر و تحول مداوم در آن به‌وجود می‌آمد، همچنین گوناگونی انواع که بر اثر ترکیب‌های اساسی و بسیار ساده پدید می‌آید. معاشرت با شیلر در زندگی شخصی و اجتماعی گوته نفوذ فراوان داشت، درباره‌ی قواعد شعر در قالب‌های گوناگون، همچنین در شیوه‌های باستانی شعر میان آن دو تبادل نظر مداومی انجام می‌گرفت.

گوته در 1797 منظومه‌ی بلند عاشقانه‌ی هرمان و دوروته Hermann und Dorothea را که بیش از سایر اشعار مورد توجه خود شاعر بود، انتشار داد. زمینه‌ی این شعر انقلاب فرانسه و رنج‌های بشری است که از این انقلاب پدید آمده است، در نظر گوته عشق آدمی بر همه‌ی احوال تاریخ تفوق دارد و از بالاترین ارزش‌ها برخوردار است. موضوع این منظومه حادثه‌ای واقعی است در نقطه‌ای مرزی و آن برخورد دختر جوانی به نام دوروته است در میان فراریان با هرمان پسر مالک ثروتمند مهمانسرا و عشقی که میان آن دو پدید می‌آید. وصف این ملاقات، راز و نیاز عاشقانه و نامزدی این دو دلداده موضوع اصلی منظومه را تشکیل می‌دهد که در نه بند و هریک به نام یکی از موزه‌ها سروده شده است. همه چیز در این منظومه ساده و در عین حال باشکوه است و در آن مبارزه‌ی نظامی فرسوده با اندیشه‌های تازه، چیزی که پیوسته فکر گوته را به خود مشغول می‌داشت، دیده می‌شود. نمایشنامه‌ی بزرگ و استعاری پاندورا Pandora در 1808 برمبنای اساطیر یونان ساخته شده و دنیایی را نشان می‌دهد که در آن تمدن و هنر به اوج خود می‌رسد. این اثر ناتمام از نظر وزن و کیفیت خاص، از خوش‌آهنگ‌ترین آثار گوته به‌شمار می‌آید. گوته پس از ورتر رمان بزرگ سال‌های شاگردی استاد ویلهلم Wilhelm Meisters Lehrjahre را که بیست سال برسر آن کار کرده بود، در چهار جلد به سال 1796 به پایان رساند. استاد ویلهلم، جوانی از خانواده‌ی کسبه و اهل حرفه است که از طبقه‌ی اجتماعی خود دست می‌کشد تا بازیگر و نویسنده‌ی تئاتر شود. تحقق‌یافتن استعدادهای هنری این جوان موضوع رمان قرار دارد. شاید گوته در آغاز کار خواسته است به این نتیجه برسد که به وسیله‌ی تئاتر می‌توان ارتباطی میان عالم رؤیا و عالم واقعی برقرار کرد، اما به‌تدریج حوادثی که در این راه برای قهرمان داستان پیش می‌آید، او را از عالم تئاتر مأیوس می‌گرداند و سرانجام به گروهی دیگر می‌پیوندد و به راهی می‌افتد که به او کمک تا تئاتر را در وجود خویش کنار بگذارد و به جای آن انسانی واقعی به‌وجود آورد، عطش دوره‌ی جوانی را فرونشاند و در پی ادراکی واقعی از عالم بشری باشد. بنابراین ویلهلم به هدف خود رسیده است و به این نکته پی می‌برد که باید در جامعه جای گیرد و به فعالیتی مثبت و عملی دست زند و در همین دوره است که به شاگردی مکتب زندگی می‌رود. این اثر از عقیده‌ی نخستین گوته مبنی بر اصالت نبوغ فاصله گرفته است و جای فرد را در میان جامعه استوار می‌سازد. استاد ویلهلم رمان کمال‌بخشیدن به نهاد آدمی است و این نظر گوته را تأیید می‌کند که آموختن تنها به سال‌های کودکی و نوجوانی اختصاص نمی‌یابد، بلکه بشر در سراسر زندگی تا واپسین دم، شاگرد کارآموز زندگی باقی می‌ماند.

گوته پس از مرگ شیلر در 1805 احساس کرد که نیمی از وجود خود را از دست داده است، خود را بسیار تنها حس کرد و سلامتش متزلزل شد. در دنیای خارج نیز جنگ ناپلئون و شکست پروس در ینا Iena بیشتر روحش را تیره ساخت، پس یگانه پناهگاهش کار شد که به وسیله‌ی آن به‌تدریج توانست بر نفس تسلط یابد. رمان وصلت اختیاری Die Wahlver Wandtschaften را در 1809 منتشر کرد که برخلاف پاندورا حوادث آن در عصر جدید قرار داشت و اثری عمیق و دشوار بود درباره‌ی ازدواج. گوته پس از انتشار این رمان بزرگ و چند دیوان و خاطرات و چند اثر علمی، بار دیگر در شعر به احساس جوانی و بلوغ ثانوی بازمی‌گردد، به مطالعه‌ی ادبیات شرق، خاصه ایران می‌پردازد و به ترجمه‌ای از دیوان حافظ دست می‌یابد که او را سخت شیفته‌ی این شاعر بزرگ ایرانی می‌گرداند و به تقلید او میان سال‌های 1814 و 1815 اشعاری می‌سراید که در دیوان شرقی و غربی West-Östlicher Divan در 1819 منتشر می‌شود. این دیوان شامل حدود دویست و پنجاه قطعه شعر است با مؤخره‌ای درباره‌ی شعر شرق، خاصه شعر ایران، دیوان شرقی و غربی شاهکار هنر شاعری گوته به‌شمار آمد که در آن تکریم طبیعت طرحی دیگر به خود گرفته است و اگرچه ظاهراً دیوان به تقلید اشعار حافظ ساخته شده، جنبه‌ی غربی و هنر خاص گوته در آن حفظ گردیده است. تنها آزادی فکر و وسعت روح و جنبه‌ی فلسفی و مذهبی حافظ و تجلی خدا در عالم طبیعت و چیزهایی که در شعر حافظ جنبه‌ی جهانی داشته با روح گوته سازگار آمده است، اما این آخرین اثر شاعرانه‌ی گوته نبود. در 1821 گوته در مارینباد Marienbad به دختری هفده ساله دل می‌بندد و این آخرین عشق الهام‌بخش او در منظومه‌ی سه‌گانه‌ی عاشقانه Triologie der Leidenschaft گشت.

مهم‌ترین اثر گوته فاوست Faust است که باید گفت ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق او است و آغاز آن به دوران زندگی در فرانکفورت می‌رسد و سرگذشت فاوست کیمیاگری است که می‌خواهد بر همه‌ی اسرار طبیعت دست یابد و راهی به جانب ماوراءالطبیعه بگشاید. دکتر فاوستوس یا فاوست شخصیتی است که پیش از گوته در ادبیات اروپایی وجود داشته و دانشمند یا جادوگری بوده که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد. مارلو Marlowe نمایشنامه‌نویس انگلیسی قبلاً این داستان را به صورت نمایشنامه درآورد و پس از مدتی که در سکوت باقی ماند، در قرن هیجدهم، خاصه در آلمان از نو زنده شد و گوته پس از دیدن نمایش آن سخت تحت تأثیر قرار گرفت و پس از مطالعه‌های فراوان درباره‌ی این شخصیت، اثر مهم خود را خلق کرد. گوته همه‌ی تکامل روح بشر را در این شخصیت نشان می‌دهد و نیز دشواری‌ها و اشتباهاتی که در راه این تکامل پیش می‌آید. در واقع فاوست نمونه‌ای از شخصیت گوته می‌شود و هنگامی به آرزوی خود می‌رسد که پی می‌برد به سود جامعه کار می‌کند، نه برای شخص خود. فاوست اثر گوته به دو قسمت تقسیم می‌شود. قسمت اول موضوع ادراک و معرفت و عشق است و اشتیاق فاوست به دست‌یافتن به اسرار طبیعت و سرگذشت غم‌انگیز مارگریت معشوقه‌ای که پس از مطرودماندن از جانب فاوست کودکش را می‌کشد و خود محکوم می‌گردد. این قسمت یادآور ندامت‌های گوته است پس از ترک دختری که در استراسبورگ، به هنگام تحصیل به او دل بسته بود. قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا سال پیش از مرگ گوته ادامه داشته است. در قسمت اول گوته نارضایی را برای تکامل بشر لازم می‌داند و در واقع شیطان را نیز جزئی از وجود آدمی می‌شمارد که اگر نبود، جنبه‌ی نیکی آن نیز نمودار نمی‌گشت. در قسمت اول فاوست به نوعی خوشبختی در عشق، آمیخته با خودخواهی دست می‌یابد که او را راضی نمی‌کند. قسمت دوم به افسانه‌ی قرن شانزدهم ارتباط می‌یابد، فاوست پیر و بدبخت می‌شود و شیطان او را نزد پادشاهی می‌برد که بر اثر خدمتی که انجام می‌دهد، سرزمینی به او می‌بخشد و فاوست همه‌ی عمر را در ساحل دریا می‌گذراند و با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا قرار می‌گیرد، گوته به قسمت دوم فاوست چون وصیت‌نامه‌ی خود نگریسته و آن را با دقت لاک و مهر کرده که پس از مرگش گشوده شده است.

گوته از نظر ادبی در آلمان دارای همان مقامی است که دانته در ایتالیا و شکسپیر در انگلستان داشته‌اند. وجود گوته مدت شصت سال بر همه‌جا سایه افکنده بود. از حیث وسعت اثر، از او در حدود 143 اثر از انواع شعر و رمان و زندگی‌نامه و خاطرات و آثار علمی به‌جا مانده است. کمتر شخصیتی چون گوته در ادبیات جهان چنین نفوذی داشته است، اهمیت او در نتیجه‌ی نبوغ و وسعت اندیشه‌اش بود. نابغه‌ای که نه‌تنها نماینده‌ی کامل ادبیات و تمدن عصر خویش به‌شمار می‌آمد، بلکه خود دایرةالمعارفی بود که یک دوره از تمدن و فرهنگ بشر را در برداشت و سال‌ها مرجع شکل‌های گوناگون اندیشه و هنر بود، خاصه ارزش تمدن مادی در آثار گوته موضوع تازه‌ای را در ادبیات جدید آلمان وارد کرد و از این‌رو می‌توان او را خالق اندیشه‌های رئالیستی دانست.

ترجمه به فارسی: ایفی ژنی- دیوان شرقی- سرگذشت نامه‌ها- فاوست- ورتر- هرمان و دوروته- اگمنت.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی      معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی  معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود اب زندگی نامه بیوگرافیمعرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...