همایش «قلم‌های آزاده» به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به کشور و تجلیل از ۱۰ آزاده اهل قلم که سال‌های اسارت خود را به نگارش درآوردند، در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

به گزارش ایرنا، این همایش با حضور سعید اوحدی رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، محمدجواد حق‌شناس رییس کمیسیون فرهنگی ،اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران و جمعی از هنرمندان برگزار شد.

همچنین در این همایش از معصومه آباد کتاب «من زنده‌ام»، حسین کرمی کتاب «خاطرات دانه‌های انار»، احمد یوسف‌زاده کتاب «آن بیست و سه نفر»، امیر سرتیپ دوم رضا احمدی کتاب «عبور از چهار چوب»، مجتبی جعفری نویسنده «جهنم تکریت»، مهدی طحانیان نویسنده کتاب «سرباز کوچک امام»، سرهنگ جواد شیرمحمدی مترجم کتاب «اطلس نبردهای ماندگار»، غلامرضا جوکار نویسنده کتاب «نبرد زینبی» و محسن صالحی‌خواه نویسنده کتاب «جندی مکلف» و مسعود ده‌نمکی [آزاده؟!] به خاطر کتاب «فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان» تجلیل شد.

۲۶مرداد ۱۳۶۹ نخستین گروه از آزادگان هشت سال دفاع مقدس پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به میهن اسلامی بازگشتند.

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...