محمدجوادصاحبی دین‌پژوه و روزنامه‌نگار پیشکسوت دین و اندیشه در سن ۶۴ سالگی درگذشت.

به گزارش ایبنا وی که تحصیلات عالی حوزوی نیز داشت، سال ۱۳۶۴ مجله «کیهان اندیشه» را با کمک سید محمد خاتمی و شهید شاهچراغی منتشر کرد و تا ۱۴ سال به انتشار آن ادامه داد.

خاطرات وی با نام «در کشاکش سیاست و فرهنگ» منتشر شده است. وی سال‌ها دبیر انجمن‌های مهم دین‌پژوهی در تهران و قم بود.

محمدجواد صاحبی در سال 1333 در محله مغان شهرستان شاهرود به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی را در مغان و تحصیلات متوسطه را تا مقطع دیپلم ادبی در شهرستان شاهرود گذراند ،همزمان بخشی از مقدمات علوم دینی را به طور متناوب در همانجا از محضر فضلای بزرگواری همچون جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد حسین صائب چهکندی و دیگران فرا گرفت، با حوزه های مشهد و قم نیز در رفت و آمد بود و از سال 1357 در قم مستقر شد و علوم متداول حوزه را فرا گرفت.

وی ادبیات عرب را از محضر حجج اسلام شیخ «محمدحسین بهجتی شفق»، «بیانی افغانی»، «سید مهدی طالقانی»، «سید عباس موسوی» و دیگران آموخت. همچنین کلام و عقاید را نزد حجت الاسلام و المسلمین «سید اسدالله مسعودی»، شرح لمعه را در محضر آیت الله شیخ «علی پناه اشتهاردی(ره)» و مکاسب را نزد آیت الله «بنی فضل» تتلمذ کرد.

صاحبی اصول فقه را از حجج اسلام «موسوی گرگانی» و «صالحی افغانی» و خارج اصول و بخشی از ابحاث فلسفی، عرفانی وعلوم حدیث را از آیت الله «علی عابدی شاهرودی» استفاده کرد.

وی از درس خارج فقه آیت الله العظمی «سید عبد الکریم موسوی اردبیلی(ره)» و خارج فقه واصول آیت الله العظمی شیخ «محمدابراهیم جناتی» استفاده کرد. افزون بر اینها بطور متناوب از دروس و ابحاث علمی بسیاری از علما ومعاریف عصر از جمله مقام معظم رهبری و آیات و اساتید حسن حسن زاده آملی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، سید جلال الدین آشتیانی ، سید عزالدین زنجانی، یوسف صانعی، محمد هادی معرفت و... بهره‌مندشد.

صاحبی همچنین درکنگره‌های علمی و دینی متعددی به عنوان عضو و دبیر فعالیت داشت، افزون به اینها به عنوان راهنما و مشاور در تدوین رساله‌های آموزشی و پژوهشی مشارکت کرد.

دبیری شورای دین‌پژوهان کشور، تاسیس نشریه کیهان اندیشه، تدریس در دانشگاه تربیت معلم تهران و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، بخشی از سوابق و فعالیت‌های فرهنگی و علمی محمدجواد صاحبی بود.

از میان کتاب‌های منتشر شده صاحبی نیز می‌توان به «گفت‌وگوی دین و فلسفه»، «مبانی نهضت احیای فکر دینی»، «سرچشمه‌های نو اندیشی دینی»، «نقد و تصحیح طبایع الاستبداد یا سرشت‌های خودکامگی»، «مناسبات دین و فرهنگ در جامعه ایران»، «تاکتیک‌های انقلابی سید جمال الدین اسدآبادی» و «حکایت‌ها و هدایت‌ها در آثار شهید مطهری» اشاره کرد.

چرا جامعه ایرانی از میان همه مخالفان رژیم پهلوی که در میان آنان سیاست‌مداران کارکشته، متخصصان برجسته و مبارزان با صداقت و وطن پرست از چپ و راست موجود بودند؛ با اجماعی کم‌نظیر، روحانیان و نظام پیشنهادی آنان، «جمهوری اسلامی» را برگزیدند؟... «وجود دشمن مشترک» یکی از عواملی است که به ایجاد «دالّ میان تهی» منجر می‌شود. در چنین شرایطی یک «مطالبه فراگیر» می‌تواند خود را به نماینده همه مطالبات تبدیل کند. ...
اگر یک‌دهم هزینه نمایشگاه‌ها را به تأسیس کتاب‌فروشی‌ها اختصاص می‌دادند الان در شهرهای دورافتاده کتاب‌فروشی داشتیم... نمایشگاه کتاب مسکنی بود که کدئین داشت و ناشران اکنون به شدت به آن وابسته شده‌ و روی فروش کتاب‌های‌شان در نمایشگاه حساب باز کرده‌اند... ۲۰۰ هزار تن کاغذ وارد شده اما تنها ۱۴ هزار تن توزیع شده و باقی را نمی‌دانیم چه شده است!؟ ... ...
کارآگاه شرلوک هولمز یادآور نخستین کارآگاه رمان‌های بزرگ پلیسی در ادبیات مدرن، یعنی اوگوست دوپن، زاده ادگار آلن پو است... این ماجراها را دکتر واتسون نقل کرده است که در کنار هولمز زندگی می‌کند تا او را از زیاده‌روی در مصرف داروهای مخدر در امان نگه دارد. نقش مهمی هم برای شخص خائن، پروفسور موریارتی،‌ در نظر گرفته شده است؛ جنایتکار نابغه و نیرنگ‌بازی که از هر نظر در خور مقایسه با هولمز است. ...
حکم اعدام را برداشتم و به طرف سازگارا راه افتادم. چند روز بعد او به من خبر داد که روزهای سه‌شنبه حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، دادستان انقلاب، بار عام دارد و قرار شد که من از ساعت شش صبح سه‌شنبه آنجا باشم... در کامپیوتر پرونده‌ام را نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پرونده‌ات نیست.» گفتم: «می‌دونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبوده‌ام.» با حیرت خیره‌ام شد: «حتی خانم‌بازی هم نکرده‌ای؟» ...
از ازدواج شرم آوری آگاه می‌شود که خواهر،‌ برای اینکه بتواند به او یاری دهد و آرامش مادرش را در روزگار پیری تأمین کند،‌ به آن تن در داده است... خود را در مقامی برتر از عامه مردمان جای می‌دهد، و این به او امکان می‌دهد که زندگی مردم را در دست خود بگیرد و کسانی را که برای اهداف عالی‌تر ناتوان یا زیان‌آورند قربانی کند... راسکولنیکوف که به سبب فقر مالی ناگزیر از ترک دانشگاه شده است؛ پیرزن رباخوار و خواهرش را می‌کشد... ...