زندگینامه "ویرجینیا وولف" رمان‌نویس انگلیسی به قلم "هرمیون لی" وارد بازار جهانی کتاب شد.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، در پی انتشار کتاب "روابط ویرجینیا وولف با خدمتکارانش" زندگینامه این نویسنده نیز با جزئیات بیشتر منتشر شد.

"هرمیون لی" نویسنده کتاب درباره هدف از نگارش اثر گفته است: «در هر دوره از زندگی ویرجینیا وولف کتاب‌ها و داستان‌هایی خلق شده است. اما در این میان معمولا چهره انسانی او نادیده گرفته می‌شود درحالی که این بعد از زندگی وی بسیار قابل احترام است.»

نویسنده در این کتاب ضمن بررسی جنبه‌های مدرن داستان‌های وولف، درونمایه آثار او را از نقطه نظر روان‌شناسی و سیاسی مورد توجه قرار داده است. در این اثر زندگی وولف از دوران کودکی و اتفاقات ناگواری که در زندگی شخصی او رخ داده به تصویر کشیده شده است. گفته می‌شود این کتاب نسبت به دیگر آثار منتشر شده درباره زندگی وولف متفاوت است.

"به سوی فانوس دریایی"، "خانم دالووی"، "سال‌ها"، از "امواج" از جمله مشهورترین داستان‌های این نویسنده انگلیسی است که به فارسی نیز برگردانده شده است.
 

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...