زندگینامه "ویرجینیا وولف" رمان‌نویس انگلیسی به قلم "هرمیون لی" وارد بازار جهانی کتاب شد.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، در پی انتشار کتاب "روابط ویرجینیا وولف با خدمتکارانش" زندگینامه این نویسنده نیز با جزئیات بیشتر منتشر شد.

"هرمیون لی" نویسنده کتاب درباره هدف از نگارش اثر گفته است: «در هر دوره از زندگی ویرجینیا وولف کتاب‌ها و داستان‌هایی خلق شده است. اما در این میان معمولا چهره انسانی او نادیده گرفته می‌شود درحالی که این بعد از زندگی وی بسیار قابل احترام است.»

نویسنده در این کتاب ضمن بررسی جنبه‌های مدرن داستان‌های وولف، درونمایه آثار او را از نقطه نظر روان‌شناسی و سیاسی مورد توجه قرار داده است. در این اثر زندگی وولف از دوران کودکی و اتفاقات ناگواری که در زندگی شخصی او رخ داده به تصویر کشیده شده است. گفته می‌شود این کتاب نسبت به دیگر آثار منتشر شده درباره زندگی وولف متفاوت است.

"به سوی فانوس دریایی"، "خانم دالووی"، "سال‌ها"، از "امواج" از جمله مشهورترین داستان‌های این نویسنده انگلیسی است که به فارسی نیز برگردانده شده است.
 

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...