کتاب "درباره‌ی نمایش" ژان پل سارتر با ترجمه‌ی ابوالحسن نجفی پس از 30 سال دوباره منتشر شد.

ترجمه‌ی "درباره‌ی نمایش" ژان پل سارتر پیش‌تر در سال 1357، یک‌بار منتشر شده است.

نجفی در بخش «چند کلمه از مترجم» کتاب آورده است: این کتاب در دو بخش تنظیم شده؛ بخش نخست که حاوی مقاله‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هاست و به مسائل اساسی و کلی تئاتر می‌پردازد و بخش دوم که بحث درباره‌ی آثار نمایشی خود سارتر است و جنبه‌ی اختصاصی‌تر و محدودتری دارد.

همچنین در پشت جلد کتاب در توضیحاتی درباره‌ی آن آمده است: اولین نمایش‌نامه‌ی ژان پل سارتر در سال 1940 نوشته شد و آخرین نمایش‌نامه‌ی او در سال 1965 بر صحنه آمد. در طی این مدت، سارتر در زمینه‌ی نمایش، فعالیت‌های بسیار دیگری هم داشته است؛ مانند سخنرانی، مقاله، مصاحبه، یادداشت، نقد و جز این‌ها که در نشریات مختلف پراکنده بوده و حتا بعضی مفقودشده به حساب می‌آمده است. دو نفر از محققان کوشا با تحمل زحمات بسیار توانستند آن‌ها را گرد آورند و بعضی را، اگر متن اصلی مفقود شده بود، از زبان‌های دیگر ترجمه کنند و در سال 1973 در مجموعه‌ای به چاپ برسانند. کتاب حاضر ترجمه‌ی فارسی عمده‌ی مقاله‌های آن مجموعه است.

به گزارش ایسنا، "درباره‌ی نمایش" در شمارگان چهارهزار نسخه از سوی انتشارات نیلوفر تجدید چاپ شده است.

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...