کتاب «سلوک ما» نوشته علی شالچیان ناظر با محوریت موضوع عرفان منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب در واقع، دفاعی مستدل و مستند از عرفان و روش و منش عرفانی است. نویسنده اثر، پژوهشگر معارف اسلامی و همچنین پژوهشگر مطالعات عرفانی است که در اثر پیش رو، از آیات و روایات و از دلایل قابل قبول برای مخالفان عرفان، استدلال‌هایی آورده است.

در نگارش این اثر از حدود ۳۵۰ منبع استفاده شده است. نویسنده بحث‌ها را در قالب گفتگو میان دو شخصیتِ فرضی (عماد الدین و رادمنش) که یکی مخالف روش عرفانی و دیگری موافق روش عرفانی است، پیش برده و در پاورقی به منابع هر استدلال اشاره کرده است.

درلابلای مباحث کتاب، نویسنده با استدلال‌های مختلف، پرده از حقایقی برمی‌دارد که پیش از این مورد توجه قرار نگرفته بود. شالچیان در پیشگفتار کتاب اشاره کرده در جوانی از مخالفان سرسخت عرفان بوده و سپس با کنار گذاشتن تعصبات، با دقت نظر و سلوک، دریافته مخالفان عرفان بر اساس تعصب و با پیش‌فرض و پیش‌داوری به مخالفت با روش و منش عرفانی پرداخته‌اند. کتاب «سلوک ما» همچنین برخی از ویژگی‌های نگرش عرفانی را نیز به مخاطبان معرفی می‌کند.

این کتاب با ۴۲۳ صفحه و قیمت ۵۷ هزار تومان توسط انتشارات سلوک ما منتشر شده است.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...