به گزارش ایسنا، چاپ تازه مجموعه داستان «کاپوچینو، کیک‌ پنیر» نوشته محمد صالح‌علاء نیز در ۱۵۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است. 

از جمله داستان‌های این مجموعه می‌توان به «نوبت اول بود عاشق می‌شدم»، «من سی‌وهشت‌بار مرده‌ام»، «جلد کتاب جبر من»، «زمان من باقی است»، «نان و گل سرخ»، «مونت پارناس»، «آگهی تابستانی»، «برف هر جایی را پیدا می‌کند، می‌نشیند» و ... اشاره کرد. 

همچنین چاپ جدید مجموعه نوشته‌های پراکنده محمد صالح‌علاء با عنوان «دست بردن زیر لباس سیب» در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان توسط نشر پوینده منتشر شده است. 

نوشته پشت‌جلد کتاب: محبوبم! من مردی دست و پا چلفتی‌ام، آینه‌ای را که به ایوان می‌بردم از دست افتاد، شکست و هزار تکه شد. به جای آن‌که غصه بخورم می‌نشینم و به دقت تکه‌تکه آینه را کنار هم می‌چینم؛ وقتی که همه را به هم می‌چسبانم، می‌بینم اشتباه کرده‌ام و چند تکه را جابه‌جا گذاشته‌ام. جوری که گوش‌هایم را جای دهانم گذاشته‌ام و چشم‌هایم تابه‌تاست؛ چشم راستم را جای چشم چپم گذاشته‌ام، دوباره می‌نشینم، همه را جابه‌جا می‌کنم. از نو تکه‌های آینه را به هم می‌چسبانم؛ محبوبم! در این آینه پیر شده‌ام. 

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...