با وجود این که تقریبا تمامی آثار ویلیام شکسپیر شاعر و نمایش‌نامه‌نویس شهیر انگلیسی به صورت کامل جای مانده، از خود او اطلاعات دقیقی وجود ندارد و هنوز در هویت واقعی او شک و تردید به چشم می‌خورد.

به گزارش ایبنا به نقل از آسوشیتدپرس، شکسپیر (مصور با جدیدترین ویرایش) اثر «بیل برایسون» جدیدترین کتابی است که به تازگی در این باره منتشر شده است.

این کتاب که ویرایش جدیدی از بیوگرافی شکسپیر اثر بیل برایسون است، خواننده را با خود به دوره ملکه الیزابت انگلستان می‌برد و محققانه به تصویر کردن چهره این نویسنده مشهور می‌پردازد. این کتاب که دربرگیرنده بیش از 100 تصویر سیاه وسفید و رنگی است، تمامی یافته‌های جدید درباره شکسپیر و شخصیت واقعی این شاعر و نویسنده بزرگ را ارائه می‌کند.

نویسنده این کتاب تلاش می‌کند تا چهره واقعی خالق شاهکارهایی چون هملت و رومئو و ژولیت را آشکار کند و نشان دهد که کدامیک از شخصیت‌های اجتماعی آن زمان نویسنده این آثار است.
 
برایسون همچنین درباره این مساله به بحث می‌پردازد که آیا جدیدترین تصویری که از او به عنوان شکسپیر واقعی یاد شده واقعا خود شاعر است یا خیر. این تابلو که اخیرا به شکسپیر منتسب شده مردی را در تئاتر «شوردیچ» که نخستین تئاتری است که شکسپیر آثارش را در آنجا ارائه کرد، تصویر می‌کند.

نویسنده این کتاب با سفری به انگلستان 4 قرن پیش و بررسی انگلستان دوره الیزابت نشان می‌دهد که چه میزان از سوءتفاهم‌ها و اشتباه‌های تاریخی درباره آن دوره وجود دارد و به بررسی جزییات نمایشنامه‌ها، اشعار و کتاب‌های قطع رحلی به جا مانده از شکسپیر می‌پردازد. او با تقدیر از زبان شکسپیر که برای انسان‌های امروزی حجم وسیعی از نقل قول‌های شاعرانه و جملات الهام‌بخش را به جا گذاشته، تلاش می‌کند تا بیشترین اطلاعات درباره این چهره مرموز را که جز آثارش از خودش اطلاعات چندانی وجود ندارد، به خواننده ارائه کند.
 
این کتاب به وسیله انتشارت «هارپر اند کالینز» در 256 صفحه و با تصاویری بزرگ و گاه 4 صفحه‌ای به قیمت 99/29 دلار منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...