رمان «شوخی می‌کنید مسیو تانر» [Vous plaisantez, monsieur Tanner] نوشته ژان پل دوبوآ [Jean-Paul Dubois] با ترجمه اصغر نوری توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شد.

شوخی می‌کنید مسیو تانر [Vous plaisantez, monsieur Tanner] ژان پل دوبوآ [Jean-Paul Dubois]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب صدوچهلمین عنوان «رمان»‌ از مجموعه «ادبیات امروز» است که این‌ناشر چاپ می‌کند و نسخه اصلی آن سال ۲۰۰۶ چاپ شده است.

این‌ناشر پیش‌تر، در خرداد سال ۹۸ رمان «ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» را از این‌نویسنده با ترجمه همین‌مترجم به چاپ رسانده است. اصغر نوری آثار این‌نویسنده را از زبان فرانسه به فارسی برگردانده و پیش از آن، کتاب‌های «منگی» و «عوضی» را هم به قلم ژوئل اگلوف،‌ ترجمه کرده که افق منتشرشان کرده است.

ژان پل دوبوآ اولین رمان خود را در سال ۱۹۸۴ با عنوان «گزارش روانکاوانه یک حس آشفته» چاپ کرد. او تا به حال ۱۵ رمان، ۲ مجموعه‌داستان و ۳ کتاب نظری منتشر کرده است. دوبوآ تحت تاثیرچند نویسنده آمریکایی از جمله جان فانته، کورک مک‌کارتی، فیلیپ راث، چارلز بوکوفسکی، جیم هریسون و جان آپدایک است که آپدایک را به‌عنوان استاد خود معرفی می‌کند و می‌گوید: «نویسنده‌ای که بیشتر از هرکس دیگری نوشتن را به من یاد داد و باعث شد به روش نوشتن یک داستان فکر کنم، بی‌هیچ تردیدی جان آپدایک است.»

این‌نویسنده با لحن تلخ و شیرین آثار خود، به زوایای پنهان زندگی انسان مدرن و آرزوها و اضطراب‌های او می‌پردازد. تلاش او بر این است که همه ظواهر مدرنیته را در آثارش نشان بدهد. شخصیت‌های رمان‌های دوبوآ آدم‌های ساده و عزلت‌جویی هستند که زندگی راحت‌شان نمی‌گذارد و عملاً نمی‌توانند تنهایی خودخواسته‌شان را به راحتی تجربه کنند. زندگی زوج‌های رمان‌های او اغلب رو به زوال است. عشق هم همیشه جایش را به یک زندگی مشترک پرمشقت و یاس‌آور می‌دهد که در آن‌، هرکس به‌تدریج از دیگری دور می‌شود و دوباره به تنهایی پناه می‌برد.

رمان «شوخی می‌کنید مسیو تانر»‌ در ظاهر، داستان بازسازی پرماجرا و دردسرساز یک ملک اشرافی است و در باطن، از قواعد طنز سیاه پیروی می‌کند. شخصیت اصلی این‌داستان، مصیبت‌ها و بداقبالی‌های زیادی می‌بیند که هم خنده‌دارند هم گریه‌دار. در قصه این‌کتاب قرار است خانه قدیمی مسیو تانر بازسازی شود و آدم‌هایی می‌آیند و می‌روند تا در مسیر بازسازی، با صاحب خانه سروکله بزنند. نکته مهم درباره شخصیت اصلی داستان «شوخی می‌کنید مسیو تانر» این است که بحث و جدل‌های تانر با آدم‌های مختلف‌، باعث می‌شود خودش زودتر از خانه‌اش بازسازی شود.

یکی از موضوعات طنز سیاه رمان پیش‌رو، این است که یک‌خانه چگونه می‌تواند تشخص پیدا کرده و با همین‌رویکرد، صاحبش را بیچاره کند. مترجم کتاب پیش‌رو می‌گوید نویسنده «شوخی می‌کنید مسیو تانر» در پی انتقال این‌مفهوم است که ما انسان‌ها، مکان زندگی را به‌طور موقت اشغال می‌کنیم و در موارد بسیار کمی هم توسط این‌مکان پذیرفته می‌شویم. همچنین مالکیت مکان، امری ساختگی و ظاهری استو فقط می‌توان در یک محیط احساس راحتی کرد و به آن خانه من گفت که طی زمان، یک عشق مبهم بین مکان و کسی که در آن ساکن است، برقرار می‌شود.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

کل روز خودم را در خانه حبس کردم، نشسته روی مبلم. سرم سوت می‌کشید. بیشتر آن ابزار را از پدرم به ارث برده بودم. طی سال‌ها، آچارها را کامل کردم بودم و از وسایل برقی نگهداری کرده بودم. با گذشت زمان، این ابزار مال خودم شده بودند. می‌شناختمشان، دستم بهشان عادت کرده بود، چشم‌بسته پیدایشان می‌کردم. آچارهای دوسرتخت، دوسررینگ‌ها، یک‌سر تخت یک‌سررینگ‌ها، آچار بوکس‌ها، آچارهای آلن. در بی‌نظمی گاراژ، هرچیزی جای خود را داشت، توی کشوها همان‌طور که بین انگشت‌های من. اگر کار کارگاه، شب‌به‌شب، جلو می‌رفت، به لطف آن ابزار بود.
بیمه به بهانه آنکه آن شب درِ خانه قفل نشده بود، از دادن کوچک‌ترین چیزی سرباز زد. از این‌رو مجبور بودم پول هنگفتی خرج کنم تا دوباره مجهز شوم، و به‌ویژه، دوباره استفاده از دنیای تازه‌ ابزار را یاد بگیرم. به دسته‌های ماشین‌های تازه عادت کنم، به لِم انبردست‌ها و پیچ‌گوشتی‌های متفاوت. به برش تیغه‌ها. به قدرت مورتوها. به سه نظام دریل‌ها.
وقتی همه ابزار را چیدم، از یک‌چیز جا خوردم که تا آن‌موقع حواسم بهش نبود: توی یک‌گاراژ قدیمی، هیچ‌چیز مضحک‌تر از یک‌جعبه ابزار خیلی نو نیست.

این‌کتاب با ۱۹۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...