جور دیگر دیدن | آرمان ملی


کتاب «خیال‌باز» به لحاظ انتخاب راوی از آن کتاب‌هایی است که در میان آثار معاصر فارسی کمتر شاهد آن هستیم. انتخاب راوی خاص و دیدن جهان از زاویه دید این‌گونه راوی‌ها، همواره برای نویسندگان یک ریسک و نوعی چالش محسوب می‌شود. البته در ادبیات جهان نمونه‌های ارزشمندی همچون شخصیت «بنجی» در کتاب «خشم‌‌ و هیاهو» را داریم. اما حتی فاکنر هم در فصل اول کتابش از این راوی خاص استفاده می‌کند و باقی فصل‌ها از زبان دیگر شخصیت‌ها روایت می‌شود. چراکه ساختن منطق خاص، گونه‌ زبانی و دیگر ویژگی‌های این دست از راوی‌ها کار ساده‌ای نیست و از آن دشوارتر پایبندی به این اصول برساخته در کل متن اثر است. اِشکال بعدی همراه‌کردن خواننده در یک متن بلند مثل رمان است آن‌‌هم بدون اینکه حوصله‌‌اش را از دست بدهد. با وجود تمام اینها احمد حسن‌زاده دست به این ریسک زده و کل رمان خود را از زبان «راوی ابله» روایت می‌کند.

خیال باز احمد حسن‌زاده

«راوی ابله» را برخی «راوی نادان» نیز می‌گویند؛ این صرفا یک اصطلاح در داستان‌نویسی محسوب می‌شود و راوی‌های این‌چنینی صرفا نباید پیش‌فرض‌های خواننده را به لحاظ حماقت یا نادانی در رفتار و گفتار نشان بدهند. همان‌طور که «الیاس» (شخصیت اصلی-راوی) در «خیال‌باز» را نه‌تنها نمی‌شود ابله تمام‌عیار دانست، بلکه گاهی به‌نظر می‌رسد از هر انسان عاقلی هم جهان هستی را بهتر درک می‌کند. اما آنچه او را در این دسته‌بندی خاص قرار می‌دهد، تفاوت‌هایش با دیگر انسان‌هایی است که معمولی یا نرمال تلقی می‌شوند.

الیاس دنیا را طور دیگری می‌بیند. او با تمام مخلوقات خدا از سگ و پرنده گرفته تا آب توی جوی حرف می‌زند و پاسخ هم می‌شنود! حتی تصمیم‌های زندگی‌اش را بر مبنای این گفت‌وگوها قرار می‌دهد. این رفتار شخصیت را از دو منظر می‌شود بررسی کرد. از نظر ظاهری و علم روان‌شناسی به کیس‌هایی با این علائم «شیزوفرنیک» گفته می‌شود که قطع به یقین «الیاس» چنین موردی ا‌ست. همان‌طور که در واکنش دیگر شخصیت‌ها نسبت به کنش‌های این‌چنینی او، نوعی افسوس و دلسوزی را شاهد هستیم. اما از منظر دیگر، این قبیل رفتارها و گفتارهای او بار فلسفی به‌ همراه دارد و این وقتی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که در واگویه‌ای از یک خاطره‌، متوجه می‌شویم که الیاس در کودکی سوال‌های به‌ظاهر عجیب و در باطن فلسفی از والدینش می‌پرسد که چون جواب درستی برای آن ندارند، برچسب عجیب‌بودن به پرسش و پرسش‌کننده می‌زنند.

از دیگر رفتارهای عجیب او خیال‌پردازی و اساسا نوع نگاه او به خیال است. هر زمان اوضاع طبق خواسته‌ قلبی الیاس پیش نمی‌رود او خود را به خیال می‌سپارد و خوشبختی، اعتبار و پیروزی را در خیال‌های خود به‌دست می‌آورد. اما فرضیه‌های نسبتا پیچیده‌ دیگری هم توسط او مطرح می‌شود. مثل تفاوت حافظه‌ سگ با انسان که باعث تفاوت در نگرش و رفتار این دو مخلوق می‌شود. به‌این‌ترتیب است که الیاس می‌خواهد از شر خاطره‌ها رها شود تا نگرش رو به جلو داشته باشد و هم دلش راضی به دورریختن خیال‌ها و خاطره‌ها نمی‌شود. بنابراین سعی می‌کند دستگاهی بسازد تا جایگزین ذهنش بشود و به گمان خودش خاطره‌ها را در آن جمع کند. پس می‌بینیم که پشت رفتار ظاهرا ابلهانه‌ او، دانش و فلسفه وجود دارد. منطق بسیاری از این دانایی‌ها هم با مطالعه و خواندن کتاب‌هایی که دیگران دور انداخته‌اند و او چون گنجی جمع‌آوری کرده، ساخته می‌شود. ارتباط بینامتنی با کتاب‌هایی مثل «پیرمرد و دریا» هم با همین منطق ساخته می‌شود. گرچه انتظار می‌رفت علاوه ‌بر اثر همینگوی به کتاب «سلاخ‌خانه‌ شماره‌ پنج» هم اشاره شود. مگر اینکه شباهت شیزوفرنیک شخصیت‌ اصلی این کتاب با الیاس اتفاقی باشد و همچنین توهم ارتباط با موجودات فرازمینی و یک‌سری مولفه‌های ظریف دیگر.

در راه جمع‌آوری کتاب‌ها و به‌طورکل گذران زندگی «آداوود» (مخفف آقاداوود-تغییر شکل پیدا کرده براساس گونه‌ زبانی الیاس) کمک‌های زیادی به الیاس می‌کند و درواقع نقش شخصیت مرشد و راهنما را دارد. دعوت الیاس به سکوت درمورد تفاوت‌هایش (توانایی‌هایش)، نقل‌قول او در مورد فلر‌های گازی که شبانه‌روز می‌سوزند و در مقابلش فلاکت مردمی که در کنار آن زندگی می‌کنند از جمله مطالبی ا‌ست که جای تامل و تعمق دارد تا بهتر متوجه بیان تلویحی نویسنده بشویم. از جمله دیگر تلویحات متن، اشاره به زمان تقویمی داستان به‌طور غیرمستقیم و تنها با آوردن صدای بمب و موشک است. اما با وجود اینکه نویسنده شهر جنوبی گچساران را به‌عنوان جغرافیای داستانش انتخاب کرده، ما از جنگ در حد همین چند جمله و نمود آوایی می‌خوانیم. گویا حال خراب آدم‌های این قصه‌ آشنا دیگر از این خراب‌تر نمی‌شود، حال چه جنگی با عوامل غیرخودی درمیان باشد چه نباشد.

از جهت انتخاب شهر هم نویسنده، اثر را به سمت مولفه‌های اقلیمی برده که قابلیت بررسی‌های مفصل و تخصصی‌تر را دارد. درکل باید گفت «خیال‌باز» اثری ا‌ست موفق و چندلایه که در پس‌زمینه‌ خود مسائل عمیق فلسفی، سیاسی و اجتماعی را مطرح می‌کند. هرچند خواننده به ظاهر از زاویه‌دید الیاس جهان داستان را می‌بیند، اما درواقع با اشاره به فرار و کشته‌شدن پدر الیاس، پدر ابریشم و فرزندان دیگر شخصیت‌ها، مکاشفه‌ای به دست می‌آید تا خواننده نسبت به راوی (درمورد وضعیت موجود) آیرونی پیدا کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...
حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد... ماجرای اصلی به خیانت شوئیچی به همسرش برمی‌گردد و تلاش شینگو برای برگرداندن شرایط به روال عادی‌... زنی که نمونه کامل زن سنّتی و مطیع ژاپنی است و در نقطه مقابل معشوق عصیانگر شوئیچی قرار می‌گیرد... زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند ...
اصطلاح راه رشد غیرسرمایه‌داری ابتدا در جلسات تئوریک بخش مطالعات کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مطرح شد... ما با انقلابیون ضداستعمار ارتباط برقرار می‌کنیم و آنها را به ادامه مبارزه با امپریالیسم و قطع روابط اقتصادی با آن و حرکت به سمت خودکفایی تشویق می‌کنیم... اگر هم می‌خواهند رابطه تجاری بین‌المللی داشته باشند، با کشورهای کمونیستی ارتباط بگیرند... تنها جریان فکری که واقف بود که چه کاری باید انجام دهد، حزب توده بود ...