سه‌گانه داستانی «نبرد» نوشته بهاره‌ نوربخش توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

سه‌گانه داستانی نبرد بهاره‌ نوربخش مرگاس تولي باس پگوتاس

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مخاطبان بناست در این‌سه‌گانه با قصه بخشی از تاریخ مفقود جهان روبرو شوند. داستان «نبرد» از جایی شروع می‌شود که زمین تبدیل به یک شکنجه‌گاه بزرگ شده است؛ زیستگاهی سراسر درد و رنج، مرگ و خون، وحشت و هراسی بی‌پایان. جهان فرمانروایی نادیدنی دارد که قرن‌هاست بر تمام جهان سلطه دارد و قوانین وحشیانه خود را بر مردم زمین تحمیل می‌کند. در این‌شرایط هیچ امیدی به رهایی نیست اما چیزی به مراتب هولناک‌تر از زندگی در زمین هم وجود دارد؛ جایی به نام ابدگاه که محلی برای شکنجه‌ای ابدی تا پایان جهان است. چون مرگ توانایی ورود به ابدگاه را ندارد و همه‌ محبوسان ابدگاه محکوم به عذابی ابدی و بدون مرگ هستند.

در ادامه داستان این‌سه‌گانه، بعد از قرون متمادی، دستان شیاطین ابدگاه گالونتوس که برای بردن جوانی از ابری سیاه بیرون زده‌اند، با نیرویی عجیب برخورد می‌کنند و فراری می‌شوند. به این‌ترتیب نبرد آغاز می‌شود. چون طبق نوشته‌های کتاب بزرگ خلقت، ارکالون، تنها کسی است که می‌تواند ابدگاه گالونتوس را بیابد. بنابراین جهان یک امید کوچک پیدا می‌کند؛ امیدی به نام پگوتاس. حالا سوال این است که آیا پگوتاس می‌تواند با قدرتمندترین نیروی پلید همه‌ تاریخ، نوه‌ سفاک و خونخوار ابلیس، شیگانهوس زیبا و بی‌همتا رو در رو شود یا نه؟

کتاب اول این‌سه‌گانه با عنوان «پگوتاس» و ۴۸۰ صفحه چاپ شده است. کتاب دوم «تولی باس» با ۵۶۸ صفحه و کتاب سوم هم با عنوان «مرگاس» ۴۲۴ صفحه دارد.

این‌سه‌گانه با مجموع قیمت ۲۴۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...