غلامرضا سحاب از محققان و پژوهشگران نام آور مطالعات جغرافیایی و از پیشکسوتان صنعت چاپ و نشر پیش از ظهر امروز (سه شنبه ۱۷ تیرماه) در سن ۷۲ سالگی درگذشت.

غلامرضا سحاب درگذشت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، احمد ابوالحسنی رییس اتحادیه لیتوگرافان ایران ضمن تایید این ضایعه و فقدان بزرگ، گفت: ابتدا به جامعه فرهنگی ایران و همکاران‌مان در صنعت چاپ این فقدان بزرگ را تسلیت می گویم.

وی ادامه داد: خبر درگذشت زنده‌یاد غلامرضا سحاب بر تلخی‌های اخبار این ایام افزود؛ به ویژه آنکه سهم و نقش وی و پدر بزرگوارشان (عباس سحاب) در صنعت چاپ به ویژه چاپ و تکثیر نقشه در ایران غیرقابل انکار است.

رییس اتحادیه لیتوگرافان با تاکید بر آنکه مفهوم چاپ نقشه در ایران توسط زنده‌یادان عباس و غلامرضا سحاب در ایران بنیانگذاری شد یادآور شد: یکی از مهمترین خدمات غلامرضا سحاب متوجه این مساله بود که پیش از ورود دستگاه‌های و ماشین‌های عظیم چاپ در ایرن وی با استفاده از شیوه سنتی به تهیه و چاپ نقشه‌های جغرافیایی در کشور می پرداخت و هیچگاه اجازه نداد چاپ این نقشه ها که برخی استراتژیک بودند در خارج از کشور صورت گیرد.

«اصول علم جغرافیا: جغرافیای محمد صفی‌خان نسخه برابر اصل (شناخت از سه کتاب درسی جغرافیایی)»، «اطلس شصت سال کارتوگرافی (نقشه‌نگاری) آثار قلمی استاد عباس سحاب ۱۳۷۳ - ۱۳۱۳ شمسی»، «اسناد تصویری کلات نادری و سرخس»، «پسر طبیعت (قصه حی بن یقظان)»، «دومین اطلس جغرافیایی دوره قاجار: شامل نقشه‌های ایران، تهران» و «قاره‌های جهان در یکصد و بیست سال قبل و» … از جمله آثار غلامرضا سحاب هستند.

وی فرزند عباس سحاب بنیان‌گذار مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب و کارتوگراف (نقشه‌نگار) معروف بود.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...