انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با همکاری موسسه پژوهشی میراث مکتوب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» را به کوشش محمود طیار مراغی و سید سعید میرمحمدصادق در ۲ جلد چاپ و روانه بازار نشر کرد.

کتابشناسی متون چاپ شده در ایران از 1233 قمری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» دربرگیرنده مجموع اطلاعات از سال ۱۲۳۳قمری تا ۱۳۹۰ شمسی است که در ۲ جلد به زبان های فارسی، عربی و ترکی منتشر شده است.

این کتابشناسی دربرگیرنده اطلاعات متن ها، نسخه برگردان‌ها، رساله ها و مجموعه‌های میراثی، از ابتدای شکل‌گیری صنعت چاپ در ایران تا سال ۱۳۹۰ است.

در واقع طرح تدوین کتاب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» یک طرح ملی است که در سال ۱۳۷۶ در شورای علمی مرکز نشر میراث مکتوب وقت تصویب شد. جلد اول این مجموعه به جمع آوری اطلاعات و تکمیل کار برگ های متون چاپی از ابتدای ورود صنعت چاپ حدود سال ۱۲۳۳ قمری تا پایان ۱۳۸۰ شمسی، اختصاص دارد.

جلد دوم از کتاب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» تکمیل اطلاعات کتابشناسی متون چاپ شده از سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۹۰ خورشیدی است.

«کتابشناسی متون چاپ شده در ایران»، که جلد اول آن به کتاب‌های فارسی و جلد دوم آن به کتاب‌های عربی و ترکی اختصاص دارد، از نظر ساختار بر اساس عنوان کتاب‌ها و به صورت الفبایی(در هر زبان) تنظیم شده است و در مجموع اطلاعات کتابشناختی ۹۱۹۸ عنوان متن چاپ شده در ایران را در برمی‌گیرد.

علا‌قمندان برای تهیه این اثر می‌توانند از طریق مراجعه حضوری به فروشگاه انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران واقع در ساختمان کتابخانه ملی و یا فروشگاه مجازی سازمان اقدام کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...