انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با همکاری موسسه پژوهشی میراث مکتوب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» را به کوشش محمود طیار مراغی و سید سعید میرمحمدصادق در ۲ جلد چاپ و روانه بازار نشر کرد.

کتابشناسی متون چاپ شده در ایران از 1233 قمری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» دربرگیرنده مجموع اطلاعات از سال ۱۲۳۳قمری تا ۱۳۹۰ شمسی است که در ۲ جلد به زبان های فارسی، عربی و ترکی منتشر شده است.

این کتابشناسی دربرگیرنده اطلاعات متن ها، نسخه برگردان‌ها، رساله ها و مجموعه‌های میراثی، از ابتدای شکل‌گیری صنعت چاپ در ایران تا سال ۱۳۹۰ است.

در واقع طرح تدوین کتاب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» یک طرح ملی است که در سال ۱۳۷۶ در شورای علمی مرکز نشر میراث مکتوب وقت تصویب شد. جلد اول این مجموعه به جمع آوری اطلاعات و تکمیل کار برگ های متون چاپی از ابتدای ورود صنعت چاپ حدود سال ۱۲۳۳ قمری تا پایان ۱۳۸۰ شمسی، اختصاص دارد.

جلد دوم از کتاب «کتابشناسی متون چاپ شده در ایران» تکمیل اطلاعات کتابشناسی متون چاپ شده از سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۳۹۰ خورشیدی است.

«کتابشناسی متون چاپ شده در ایران»، که جلد اول آن به کتاب‌های فارسی و جلد دوم آن به کتاب‌های عربی و ترکی اختصاص دارد، از نظر ساختار بر اساس عنوان کتاب‌ها و به صورت الفبایی(در هر زبان) تنظیم شده است و در مجموع اطلاعات کتابشناختی ۹۱۹۸ عنوان متن چاپ شده در ایران را در برمی‌گیرد.

علا‌قمندان برای تهیه این اثر می‌توانند از طریق مراجعه حضوری به فروشگاه انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران واقع در ساختمان کتابخانه ملی و یا فروشگاه مجازی سازمان اقدام کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...