چاپ دوم کتاب «در اعماق زمان: زندگی‌نامه سیاسی فیروز میرزا فیروز» نوشته الهام ملک زاده توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

در اعماق زمان: زندگی‌نامه سیاسی فیروز میرزا فیروز

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دومین چاپ کتاب «در اعماق زمان: زندگی‌نامه سیاسی فیروز میرزا فیروز (نصرت الدوله)» با شمارگان هزار نسخه، ۲۸۸ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان منتشر شد. چاپ نخست این کتاب به سال ۱۳۹۶ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۴۸ هزار تومان منتشر شده بود. این کتاب زندگینامه سیاسی و مجموعه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی فیروز میرزا فیروز (نصرت الدوله) را برای مخاطبان شرح می‌دهد.

فیروز میرزا نصرت الدوله فرزند شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما و عزت الدوله دختر مظفرالدین شاه بود. شهرت او در تاریخ ایران بیش از هر چیز به به سبب نقش داشتن در قرارداد ۱۹۱۹ است که به عنوان وزیر امور خارجه، یکی از سه امضاکننده قرارداد بود. او در اواخر دوران قاجار سیاستمدار سرشناسی بود و به عنوان وزیر عدلیه و وزیر امور خارجه مشغول به کار بود. در دوران نمایندگی مجلس نیز از هواخواهان رضاخان میرپنج بود و در امر پادشاهی او تلاش بسیاری کرد.

او در کابینه‌های مستوفی الممالک و مهدی قلی خان هدایت در دوران پادشاهی رضاشاه، سمت وزارت مالیه را بر عهده داشت، اما به خشم شاه گرفتار شد و به جرم ارتشا او را بازداشت و محاکمه کردند. در دومین محاکمه خود به سمنان تبعید شد و در آنجا نیز او را خفه کردند. در زندگی سیاسی او نکات تاریک بسیاری وجود داشت که الهام ملک زاده در کتاب «در اعماق زمان» به خوبی توانسته ابهامات تاریخی پیرامون او را برای مخاطبان برطرف و روایت بدون غرضی را از زندگی او را ارائه کند.

کتاب شامل یازده فصل به ترتیب با این عناوین است: «تولد و روزگار جوانی»، «نصرت الدوله و وزارت عدلیه»، «نصرت الدوله و قرارداد ۱۹۱۹ م»، «نصرت الدوله وزیر خارجه ایران»، «نصرت الدوله و کنفرانس صلح پاریس»، «نصرت الدوله در مجلس چهارم و پنجم»، «نصرت الدوله و انجمن آثار ملی»، «نصرت الدوله وزیر مالیه دوره رضاشاه»، «افول قدرت نصرت الدوله»، «شورش ایلات فارس و دستگیری نصرت الدوله» و «قتل نصرت الدوله».

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...