اومبرتو اکو، آموس اوز و نویسندگانی دیگر، نمایشگاه بین المللی کتاب تورین ایتالیا را به دلیل دعوت از رژیم صهیونیستی تحریم کردند.

شصتمین دوره این نمایشگاه که قرار است از 8تا 12می در شهر تورین برگزار شود، از اسرائیل به عنوان مهمان افتخاری دعوت کرده است.

این اقدام برگزارکنندگان موجب اعتراض نویسندگان و فیلسوفان ایتالیایی شده است تا جایی که در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و محکوم کردن جنایات صهیونیست‌ها، نمایشگاه را تحریم کردند.

جیانی واتیمو، فیلسوف ایتالیایی در این باره گفت: کسانی که نمایشگاه را تحریم کرده‌اند، نمی‌خواهند اسرائیل به هیچ عنوان به عنوان دولت یا نماینده دولتی در این نمایشگاه شرکت کند. آموس اوز، نویسنده اهل سرزمین‌های اشغالی گفته است: «دعوت اسرائیل به این نمایشگاه، حماقت بزرگی است و به جز انزجار و نفرت، پیامدی برای آن نخواهد داشت.

به گزارش مهر، دیوید گراسمن، آموس اوز، اومبرتو اکو، کلودیو ماگریس و خالد فواد علامه از حامیان اصلی این تحریم هستند و مخالفت خود را به طور کتبی از طریق روزنامه اعلام کرده‌اند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...