سوفوکل-سوفوکلس

در حومه‌ی شهر آتن زاده شد... در انواع ورزش‌ها سرآمد دیگران شد و همین امر سبب زیبایی اندامش گشت و از سوی دیگر مطالعه‌ی فراوان روح و فکرش را پرورش داد... بیست بار در مسابقه‌ها مقام اول را احراز کرد... سمت خزانه‌داری کل و چند بار سمت فرماندهی ارتش را در جنگ‌ها به‌دست آورد... این بیماری که به سبب وجود گناه در میان مردم، از جانب خدایان نازل شده است، هنگامی از میان می‌رود که گناهکار به کیفر برسد... گناهکار واقعی خود اوست که نادانسته پدر را کشته و با مادرش ازدواج کرده

سوفوکل (سوفوکلس) Sophocles  شاعر و تراژدی‌نویس یونانی (495-405 پیش از مسیح) در کولونوس Colonus در حومه‌ی شهر آتن زاده شد. وی که از خانواده‌های توانگر بود، تعلیم و تربیتی ممتاز یافت و از هرنظر شخصیت خود را کامل ساخت. در انواع ورزش‌ها سرآمد دیگران شد و همین امر سبب زیبایی اندامش گشت و از سوی دیگر مطالعه‌ی فراوان روح و فکرش را پرورش داد، از موسیقی نیز بهره‌ی کافی یافت. سوفوکل در جوانی به تئاتر و تراژدی‌نویسی روی آورد و در بیست و شش سالگی اولین‌بار در مسابقه‌ی تراژدی‌نویسی شرکت کرد و بر آیسخولوس (آشیل) پیشی گرفت و مقام اول را به دست آورد. این پیروزی، پیروزی‌های پیاپی دیگر به دنبال داشت، چنان‌که بیست بار در مسابقه‌ها مقام اول را احراز کرد. سوفوکل در حدود سی نمایشنامه نوشت که بیشتر آنها تراژدی و تعدادی نمایشنامه‌ی هجوآمیز بود که از همه‌ی آنها هفت تراژدی کامل و قطعه‌های کوتاهی از تراژدی‌های دیگر او به دست ما رسیده است. نمایشنامه‌های سوفوکل که هریک جداگانه و به عنوان برگزیده‌ای از شاهکارهای ادبی به صورت متون درسی تدریس می‌شد، نمودار نبوغ این شاعر است و از درخششی خاص برخوردار، اما هیچ‌یک تحول فکری شاعر را در دوره‌ی دراز کار ادبی‌اش نمایان نمی‌سازد. سوفوکل در فعالیت‌های سیاسی نیز شرکت داشت، وی که در عهد پریلکلس یا دوره‌ی طلایی یونان باستان می‌زیست، بسیار مورد توجه پریکلس بود و از جانب او خزانه‌داری کل و چند بار سمت فرماندهی ارتش را در جنگ‌ها به‌دست آورد. یک بار نیز به عضویت شورای دولتی رسید، اما هرگز از نوشتن دست برنداشت و تا آخر عمر دراز خود به خلق آثار نمایشی اشتغال داشت.

هفت تراژدی باقی‌مانده از سوفوکل عبارت است از: زنان تراخیس Trachiniae که از زندگی و شخصیت اساطیری هراکلس Herakles گرفته شده و در میان آثار سوفوکل به سبب تحقیق و بررسی نظام اجتماعی و  جنبه‌ی انتقادی آن مقام خاص یافته و شیوه‌ی نگارش بدیع آن موجب شگفتی استادان بیان و صرف و نحو عهد باستان گشته است. آیاس Ajax از قدیم‌ترین و ساده‌ترین آثار سوفوکل است که حوادث آن به هنگام جنگ تروا می‌گذرد. فیلوکتتس Philoctetes (409 پیش از مسیح) مربوط به برجسته‌ترین بخش جنگ ترواست. فیلوکتتس نامدارترین کمانگیر ارتش یونان و وارث تیر زهرآلود هراکلس است که به هنگام سفر با کشتی با چندتن از دوستان به وسیله‌ی یکی از تیرهای خود زخم مهلکی برمی‌دارد و همراهان او را در جزیره‌ای دورافتاده رها می‌کنند و می‌روند، تنها در دهمین سال جنگ به جستجویش می‌روند، زیرا غیب‌گویی گفته است که تسخیر شهر بدون تیرهای هراکلس امکان‌پذیر نیست، موضوع نمایشنامه‌ی فیلوکتتس بر این زمینه قرار دارد. تراژدی الکترا Electra (در حدود 411 پیش از مسیح)، از داستان الکترا دختر آگاممنون Agamemnone مایه گرفته است که به کمک برادر از پدر انتقام گرفت. انتقام الکترا الهام‌بخش تراژدی‌های آشیل و اوریپید به همین نام گشته است. سه تراژدی دیگر سوفوکل به نام اودیپوس جبار Oedipus Tyrannus، اودیپوس در کولونئوس Oedipus Coloneus و آنتیگونه Antigone از لحاظ موضوع پیوستگی دارند و آخرین آنها از نظر تاریخ نگارش اودیپوس در کولونئوس است که در نود سالگی سوفوکل نوشته شده و در 401 پیش از مسیح، پس از مرگ شاعر بر صحنه آمده است.

سوفوکل (سوفوکلس) Sophocles

تراژدی ادیپوس جبار از زیباترین و مشهورترین آثار سوفوکل است. مردم شهر تب Tebes که از بیماری طاعون در رنجند، از اودیپوس، شاه محبوب خود می‌خواهند که آنان را از بیماری هولناک رهایی بخشد. این بیماری که به سبب وجود گناه در میان مردم، از جانب خدایان نازل شده است، هنگامی از میان می‌رود که گناهکار به کیفر برسد. اودیپوس برای شناختن گناهکار تلاش فراوانی آغاز می‌کند و به‌وسیله‌ی غیب‌گویی به رازی وحشتناک پی می‌برد و آن اینکه گناهکار واقعی خود اوست که نادانسته پدر را کشته و با مادرش ازدواج کرده و از او چند فرزند یافته است، پس خود را به کیفر می‌رساند، هر دو چشم خویش را کور می‌کند و از شهر می‌گریزد، آواره می‌گردد و مصائب بسیار تحمل می‌کند. سوفوکل در این نمایشنامه مسئله‌ی تقدیر را مطرح می‌کند و این پرسش را به میان می‌آورد که آیا بشر فرمانروای سرنوشت خویش است یا دست‌نشانده‌ی آن. اودیپوس در این تراژدی نمونه‌ی بشری است که پیروزی‌هایش به شکست می‌انجامد و شایسته‌ی ترحم و شفقت است.

اودیپوس در کولونئوس دومین نمایشنامه‌ای است که سوفوکل درباره‌ی اودیپوس ساخته است، اما به نوعی دیگر. این تراژدی طولانی دوران پیری و کوری و تیره‌روزی و آوارگی اودیپوس را در شهر کولونئوس نشان می‌دهد که تنها به بخشایش خدایان و احسان مردمان چشم دوخته است و از طرف فرمانروای کولونئوس مورد حمایت قرار می‌گیرد. سوفوکل در این نمایشنامه کولونئوس، زادگاه خود را بسیار زیبا وصف می‌کند و از چشم‌اندازهای طبیعی و مردم و آداب و رسوم آن به تفصیل سخن می‌گوید.

نمایشنامه‌ی آنتیگونه در حدود 441 پیش از مسیح با پیروزی بسیار بر صحنه آمد و موجب انتخاب سوفوکل به عنوان یکی از ده قاضی مهم سال گشت. آنتیگونه دختر اودیپوس همه‌جا در آوارگی پدر را همراهی می‌کند و پس از مرگ او به شهر تب برمی‌گردد و برخلاف فرمان شاه کرئون Creon به تدفین برادر خود می‌پردازد و از طرف کرئون کیفر می‌بیند و زنده‌به‌گور می‌شود. پسر کرئون که عاشق آنتیگونه است از اندوه مرگ دلدار خود را می‌کشد و پدر را به عزای خویش می‌نشاند. تراژدی آنتیگونه کشمکشی است میان قوانین سودمند و متناسب زمان با قوانین مقدس و نقض‌ناکردنی خدایان. آنتیگونه الهام‌بخش بسیاری از آثار ادبی دوره‌های بعد گشت. سوفوکل در تئاتر یونان تحولی عظیم پدید آورد. تئاتر که در یونان باستان مکتب آموزش به شمار می‌رفت و همه‌ی مردم با شوق فراوان برای تماشای آن حضور می‌یافتند، عبارت بود از اشعاری که به وسیله‌ی گروه هماوازان Chorus در صحنه خوانده می‌شد و به‌تدریج یکی دو بازیگر بر آن افزوده شد. سوفوکل بازیگران را به سه سه تن رساند، همچنین تعداد هماوازان را از دوازده به پانزده نفر افزایش داد. مکالمه‌هایی میان بازیگران و هماوازان برقرار کرد. در بازی نیز تغییراتی پدید آورد و آن را از حالت ساده و ساکن گذشته خارج ساخت و با حرکات و جنب‌وجوش متناسب همراه کرد. گاه ادای یک بیت شعر مکالمه‌ای، میان سه بازیگر تقسیم می‌شد. سوفوکل برای شکوه صحنه و آرایش آن اهمیت خاص قائل بود، به‌وسیله‌ی او صحنه با چشم‌اندازهایی زیبا آراسته شد، هماوازان و بازیگران به لباس‌های پرشکوه درآمدند، حوادث تازه و بحران‌ها و پیشامدهای غیرمنتظر در نمایش وارد شد و به همه‌ی اینها تغییر اساسی در شیوه‌ی تحلیل روانی نیز افزوده گشت. اشخاص نمایش مباحثه و احساس‌ها و ادراک‌های مختلف خود را عرضه می‌کردند که همه به صحنه، تحرک و شور خاص می‌بخشید. سوفوکل علاوه بر جنبه‌های فلسفی، به مسائل اجتماعی نیز می‌پرداخت و به وسیله‌ی نمایاندن خصایص و صفات درونی قهرمانان از معایب اخلاقی زمان انتقاد می‌کرد. خود او گفته است که وی اشخاص را چنانکه باید باشند، نشان می‌دهد، در حالی‌که اوریپید آنان را چنانکه هستند معرفی می‌کند. شیوه‌ی نگارش سوفوکل سرشار از اصالت و قدرت است. اشعار غنایی وی با بیانی عالی همراه و زبانش از زیبایی و ظرافت کامل برخوردار است. سوفوکل تحت تأثیر هومر Homer قرار داشت، چنانکه او را تنها تراژدی‌نویسی می‌شناختند که شاگرد واقعی هومر بود، اما سوفوکل موفق شده بود که سادگی و روانی و دلنشینی زبان را به عظمت بیان و تأثر مطلوب هنر نمایشی نیرومند و وسیع هومر بیفزاید و مطالب و مفاهیم عمیق را با بیانی آشنا و عبارت‌هایی ساده عرضه کند.

سوفوکل بی‌شک در قله‌ی تراژدی یونان باستان که خود از قله‌های هنر تراژدی جهان است، جای دارد. مردم عهد باستان او را جزو گروه مردان خوشبخت می‌شماردند. چنانکه شاعری درباره‌ی او گفته است: «چه خوشبخت بود سوفوکلس که پس از عمری دراز درگذشت، هم ‌بخت و اقبال داشت، هم هنر و استعداد و چه فراوان تراژدی‌های زیبا آفرید. در سعادت مرد، بی‌آنکه اساساً بدبختی را بشناسد.»

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی 

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...