به گزارش ایبنا، آیین رونمایی از جدیدترین مکتوبات زنده‌یاد  آیت الله هاشمی رفسنجانی یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه، در سالن همایش‌های کتابخانه ملی برگزار شد.

استاد محمد سروش محلاتی در این مراسم گفت: خاطرات سال 73 دارای ویژگی‌های خاصی است، یکی از ویژگی‌های آن مربوط به قضایایی است که در سال 73 اتفاق افتاده است و یکی از اهم آن مسائل به پایان رسیدن دوران مرجعیت بعد از گذشت 33 سال است، مرجعیتی که از بعد از فوت آیت‌الله بروجردی آغاز شد، پس از آن یک دوره جدید شروع شد، سال 71 آیت‌الله خویی، سال 72 آیت‌الله گلپایگانی، در سال 73 آیت‌الله اراکی از دنیا رفتند و این دوره مرجعیت به پایان رسید و سال 73 آغاز یک دوره جدید از مرجعیت است.
 
وی افزود: خاطرات سالِ 73 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با عنوان «صبر و پیروزی» پرده از بخشی از جریاناتی که مربوط به تغییر و تحول در موضوع مرجعیت بود، برمی‌دارد. اشاره به این نکته کافی است که یک جریان تصمیم گرفته بود که در این فرصت مرجعیت نجف را بزند و از بین ببرد و آیت‌الله جنتی در نمازجمعه تهران علیه آیت‌الله سیستانی خطبه خواند و یک جریان دیگری دنبال این بود که به هر قیمتی شده، جلو مرجعیت آیت‌الله منتظری را بگیرد. در نقطه مقابل، تلاش‌هایی صورت می‌گرفت. جریان سومی نیز تلاش می‌کرد که مرجعیت را به رهبری برگرداند و مجددا ولایت و مرجعیت توام شود و همه این مطالب در لابه‌لای خاطرات جدید هاشمی‌رفسنجانی قابل ردیابی است.
 
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در صفحه 57 خاطرات خود می‌نویسد، دو نفر از رجال سیاسی مرتبط با دفتر (وزیر امور خارجه وقت و رئیس سازمان صداوسیما) به قم می‌روند و در جلسه اعضای جامعه مدرسین حضور می‌یابند برای اینکه جامعه مدرسین نام ایشان را به عنوان مرجع تقلید دارای صلاحیت اعلام کنند.» حوادثی از این قیبل برای نخستین بار در مرجعیت تشیع اتفاق افتاده، در لابه‌لای این سطور خود را نشان می‌دهد.  
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سروش محلاتی اظهار کرد: هر چند بنای آیت‌الله هاشمی به نوشتن مسائل محرمانه نبوده است اما از این مسائل که بگذریم، می‌خواهم برداشت کلی‌تری از این خاطرات ارائه کنم، خاطرات وی در سال 73 مربوط به دوران تصدی وی در پست ریاست‌جمهوری است. در این مجال سعی دارم به بیان برخی از مطالبی بپردازم که به قانون اساسی بی‌ارتباط نیست.
 
وی افزود: در طراحی که در قانون اساسی داریم، بخشی از مسائل کشور به عهده رئیس‌جمهوری و بخشی در اختیار رهبری است اما پس از قانون اساسی آنچه اهمیت دارد، اجرا کردن آن در صحنه اجراست، به عبارتی چه مقدار از طرح با موفقیت اجرا و سهم‌بندی رعایت شده و هر کسی در حوزه مدیریت خودش توانسته فعالیت کند یا گاهی از اوقات تداخل و حتی تعارض پیش آمده است، اینجا یک سوال جدی مطرح می‌شود که آیا پس از 35 سال همچنان با آن مواجه هستیم؛ آیا در مقام عمل قانون اساسی تجربه موفقی از نظر توزیع مسئولیت‌ها ارائه کرده است یا خیر؟ یکی از ویژگی‌های کتاب خاطرات سال 73 پاسخ به این پرسش است.
 
این پژوهشگر ادامه داد: چند مورد را به صورت فهرست‌وار از کتاب مطرح می‌کنم، یک مساله که از همان آغاز ریاست‌جمهوری آیت‌الله خود را نشان می‌دهد، و به مرور زمان نیز افزایش پیدا می‌کند، مسائل مربوط به سیاست خارجی است. برای نمونه در خاطرات ص 69 بحث موانع مذاکره مستقیم از سوی عطاء‌الله مهاجرانی طرح می‌شود که بخشی از این خاطرات معطوف به این موضوع است. رهبری عکس‌العمل نشان می‌دهد که مساله در هیات دولت مورد بحث قرار می‌گیرد و هیات دولت تصویب می‌کند که بحث از سوی موافقان و مخالفان در سطح رسانه‌ها مطرح شود و مخالفان و موافقان بتوانند دیدگاه‌های خودشان را در این زمینه ارائه کنند.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین محلاتی بیان کرد: اما در بحث موانع مذاکره نوساناتی وجود دارد و به اینجا می‌انجامد که کسانی در این موضوع وارد شوند و اظهار نظر کنند، مورد اتهامات زیاد و شدیدی قرار بگیرند و با مشکلاتی مواجه شوند. موارد متعدد مطرح شده که از بیان آنها صرف‌نظر می‌کنم و به سال 70 می‌رسم، در ص 379 آمده با آیت‌الله خامنه‌ای جلسه داشتیم، توصیه کردم از تخریب آمریکا با جمله‌های تند و زیاد خودداری شود، اما در مسائل انسانی موضع انقلابی داشته باشیم، اگرچه مخالفت جدی با موضع آمریکا به طور جدی داشته باشد مانند مساله فلسطین. بنابراین با توجه به متن خاطرات، تغییر نگاه و دیدگاه آیت‌الله هاشمی نسبت به روابط با آمریکا در همان زمان ریاست‌جمهوری خودش را نشان می‌دهد، برخلاف نظر بعضی که معتقدند اگر تغییر نظری برای هاشمی‌رفسنجانی بوده، متعلق به سال‌های اخیر است.
 
وی افزود: مورد دوم این خاطرات که قابل توجه است، نقدهای جدی آیت‌الله هاشمی است که به وزرات اطلاعات وجود دارد، همان نقطه‌ای که بارها و بارها مورد اعتراض منتقدان قرار گرفت. باید بگویم در این خاطرات هیچ نهادی به اندازه این نهاد، مورد نقد وی نبوده است و در هر چند صفحه یکبار این اعتراض و نقد تکرار شده است. در یک مورد آن نشان می‌دهد که تا چه حد هاشمی از وضع این نهاد گله‌مند است، در ص 132‌ سال 69 «آقای فلاحیان وزیر اطلاعات آمد و از تضعیف وزارت اطلاعات در اثر برخوردهای انتقادی من در بعضی جلسات هیات دولت انتقاد و ابراز نگرانی کرد. توضیحاتی به او دادم و حمایت‌ها و سیاست‌ها را ذکر کردم از وی خواستم در خط سیاست دولت حرکت و ماموران تندرو را کنترل و مهار کند که با سختگیری‌ها مردم را آزار ندهند و آزادی‌ها را مخدوش نکنند. گفتم عمده انتقاد از دولت هم از همین بابت است و طبعا هم من با آنها هم نظر می‌شوم.»
 
این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به فتاوای رهبری در برخی مسائل کشوری عنوان کرد: درباره برخی مسائل اجرایی کشور فتاوایی از طرف رهبری صادر می‌شود که مشکلاتی را احساس می‌کنند. در خاطرات نقل شده: دکتر عباس شیبانی آمد، از انتقاد رهبری در رابطه با تحریم دانشجویان پسر در جراحی زنان و زایمان انتقاد کرد.»
 
حجت‌الاسلام والمسلمین سروش محلاتی افزود: دخالت جزیی در بعضی امور اجرایی کشور، در خاطرات سال 70، «آقای کرباسچی اطلاع داد که دفتر رهبری دستور دادند ساخت پارکینگ در سبزه‌میدان تهران متوقف شود. چون کسبه محل شکایت کردند. با رهبری تماس گرفتم و ایشان گفتند: شهردار توجیه خودش را بفرستد.» این نکته حاکی از این است که برخی مسائل جزئی به راس نظام می‌رود و رئیس جمهور تماس می‌گیرد و می‌خواهد که شهردار نظر خودش را بگوید. بنابراین نظام ما به این شیوه پیش می‌رود که بخشی از آن در خاطرات منعکس شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...