کتاب زندگی و آثار مرحوم روح‌الله خالقی از مجموعه مفاخر موسیقی نوشته سید ابوالحسن مختاباد از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شد.

به گزارش مهر، مختاباد در این کتاب در ده فصل و با استفاده از منابع آرشیوی و کتابخانه‌ای ضمن ارائه تصویری دقیق و همه‌جانبه از زندگی روح‌الله خالقی از کودکی تا مرگ سعی کرده است دیدگاه‌های وی درباره مسائل فرهنگی‌، موسیقایی را بازتاب دهد.

در این کتاب که حاصل چند ماه پژوهش مولف در آثار مکتوب و صوتی خالقی است همچنین مقاله‌ای مفصل درباره سرود "ای‌ایران" و چگونگی پیدایی و سیر ‌آن تا به امروز به چاپ رسیده است.

نویسنده در بخشی از این کتاب به نقد و بررسی دقیق و همه ‌جانبه کتاب"سرگذشت موسیقی ایران" نوشته خالقی که از جمله منابع مهم موسیقی به شمار می‌رود پرداخته است.

مختاباد هم اینک سرگرم تحقیق و پژوهش درباره زندگی و آثار ابوالحسن اقبال آذر آوازخوان نامی است که قرار است در مجموعه مفاخر موسیقی ایران انتشار یابد.

وی همچنین مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و یادداشتهای خود را گردآورده است که قرار است انتشارات سخن آن را به بازار کتاب عرضه کند.

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...