چاپ نخست کتاب «مبانی فقهی مشروعیت قدرت سیاسی در اندیشه امام‌ خمینی(ره)» تدوین و تنظیم شده توسط موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، از سوی همین موسسه منتشر و روانه بازار نشر شد.

به گزارش ایبنا، در این اثر کوشش شده است تا با واکاوی و تحلیل بخشی از اندیشه سیاسی امام‌ خمینی(ره) درباره ضرورت و مشروعیت قدرت و همچنین ساختار و شبکه قدرت، نمایی دیگر از این درخت تناور، مورد بازخوانی و تامل‌نظر قرار گیرد.

 بر اساس مطالب کتاب، امام روح‌الله‌الموسوی‌الخمینی(ره) که ضربه‌های استبداد، استثمار و برهنگی فرهنگی مسلمانان، روح و جان او را نیز دردمند و مجروح ساخته بود، با فریاد توحیدخواهی خویش، بلند منادی و بزرگ احیاگر اسلام راستین و اسلام ناب محمدی(ص) در دوران معاصر شد.

وی با احیای فقه‌السیاسه شیعه و بسط و گسترش مبنای نظری حکومت اسلامی در عصر غیبت ـ‌که همان ولایت فقیه جامع‌الشرایط به نیابت از امام عصر(عج) بود‌ـ نه تنها خط بطلانی بر نظریه «جدایی دین از سیاست» کشید، بلکه با بنا نهادن نظامی نوپا و برپایه «کلمه توحید» نخستین گام را در راستای برپایی حاکمیت صالحان و اقامه حکومت عدل الهی در دوران معاصر برداشت که به فرموده قرآن «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قصص، آیه 5)».

اثر حاضر در سه فصل سامان یافته است. در فصل نخست ابتدا به بررسی نگاه حضرت امام به اصل مساله حکومت اسلامی، اعم از دوران حضور معصوم و یا غیبت‌شان پرداخته شده و با استفاده از ادله اربعه؛ یعنی کتاب، سنت و سیره معصومین، دلیل عقل و اجماع و از منظرگاه فقاهتی امام‌ خمینی(ره) به اثبات ضرورت حکومت اسلامی در دوران غیبت امام عصر(عج) پرداخته و در پایان نیز، غایات و اهداف متصور برای این حکومت و جهت‌گیری‌های کلان حاکمیت اسلامی در راستای به سامان کردن زیست اجتماعی مسلمانان، به نحو مختصر و موجز مورد بررسی قرار گرفته است.

مساله مشروعیت قدرت سیاسی از منظر امام ‌خمینی(ره) در ابتداء و از باب تمهید مبادی، مقوله مشروعیت در عقل سیاسی مدرن، در فصل دوم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و پس از تفصیل درباره «خرد خودمختار» به عنوان بن‌مایه عقلانیت مدرن و آبشخور دولت سکولار، به بررسی نحوه تعامل و میزان انطباق آن با منظومه معرفتی اسلام پرداخته شده است؛ آن‌گاه با بررسی مساله مشروعیت در فقه‌السیاسه اهل سنت و بیان صور تخییری مشروعیت‌زا در اندیشه فقهای سیاست‌پرداز سنی، بنیاد تاریخ‌گرا و دیالکتیکی این منظومه با امر واقع محل توضیح و تبیین قرار گرفته است. در ادامه، بحث از مساله مشروعیت قدرت سیاسی در اندیشه شیعه و تاثیرپذیری این مقوله از رخداد تاریخی «واقعه غیبت» به میان آمده و زمینه‌های نظری ورود به تفصیلات، درباره حاکمیت مشروع در عصر غیبت از دیدگاه امام‌خمینی(ره) فراهم شده است.

در فصل سوم و فصل پایانی و در دو عنوان کلی ساختار و شبکه قدرت، از یک سو به بررسی رابطه و نحوه تعامل اسلامیت و جمهوریت به عنوان دو رکن اساسی در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) پرداخته و از سوی دیگر، به ساختارشناسی اجزاء ترسیم‌کننده مقوله جمهوریت یا به تعبیر دیگری، شناسایی لایه‌ها و عناصر متشکل اصلی جمهوریت پرداخته شده است.

 چاپ نخست کتاب «مبانی فقهی مشروعیت قدرت سیاسی در اندیشه امام‌ خمینی(ره)» در شمارگان 3000 نسخه، 144 صفحه و بهای 15000 ریال راهی بازار نشر شد.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...