کتاب «فرهنگ جامع امثال‌الحکم» از سوی انتشارات دانشگاه تهران با بهره از قرآن و نهج‌البلاغه منتشر شد.

به گزارش فارس، کتاب «فرهنگ جامع امثال‌الحکم» شامل 2500 صفحه برگرفته از فرهنگ جامع امثال‌الحکم دهخدا، داستان‌نامه بهمنیاری، امثال‌الحکم قرآن و نهج‌البلاغه و مجموعه جامعی از ضرب‌المثل‌ها است.

«فرهنگ جامع امثال‌الحکم» با قیمت 800 هزار ریال طی چند روز گذشته چاپ شده است.

این اثر برای کارهای پژوهشی محققان و دانشگاهیان کاربرد خواهد داشت، که با تلاش انتشارات دانشگاه تهران به همت غلامحسین مراقبی و مجید جهانی گردآمده است.

به گفته مراقبی، امثال‌ و حکم دهخدا متاسفانه اغلاط بسیار چاپخانه‌ای دارد و دقتی هم حتی روی آیه‌های آمده در اثر صورت نگرفته و دارای کاستی‌هایی است، در نتیجه ویرایش کاملی روی این فرهنگ انجام شد و افزون به آن آیات قرآنی به این اثر افزوده و با استفاده و بهره از قرآن و نهج‌البلاغه اثر بدیعی خلق شده است.

در این فرهنگ از آثار رشید وطواط نیز بهره برده شده، او اثر نثراللئالی (مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب) را نوشته و اثر دیگری منسوب به اوست که آن هم با شرح فارسی در کتاب آورده شده، البته نویسندگان و مولفان این اثر پژوهش‌هایی هم در این زمینه داشته‌اند و از ضرب‌المثل‌ها و کلمات حکمت آموز و امثال حضرت سلیمان(ع) در این اثر شکیل درج شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...