مسیح مهاجری مجموعه مقالات خود در دفاع از هاشمی رفسنجانی را به همت انتشارات روزنامه متبوع خود به چاپ رساند.

به گزارش کتاب‌نیوز "درخشش زیر تیغ تخریب" شامل 15 سرمقاله با عناوین: کژ راهه!، فرهنگ تخریب!، سخنی با نیروهای انقلاب، با سرمایه‌های ملی‌، اعتراف می‌کنیم، تروریسم انتخاباتی، هاشمی، خاکریز اول، حضور هوشیارانه، این، کدام اسلام است، عصبانی نباشید!، رکن فراموش شده، حدیث مکرر مظلومیت، فاعتبروا یا اولی الابصار!، 10 نکته درباره نامه امام و درخشش زیر تیغ تخریب است.

پشت جلد این کتاب آمده است: «در این کتاب نویسنده به هیچ‌وجه در صدد مطلق دانستن هیچکس برنیامده و شیوه تقسیم مسایل به سیاه و سفید را پیشه نکرده است. در عین حال، پرده‌برداری از چهره تزویر، تشریح سوء‌استفاده‌هایی که از اصولگرایی و به کار بردن این عنوان علیه کسی که تمام عمر خود را برای پا گرفتن و تحکیم اصول‌گرایی صرف کرده، پنهان ساختن اهداف انحرافی پشت ابزارهای مقدسی همچون ریش و تسبیح و سجاده و تقدس و هشدار نسبت به تبدیل شدن این شیوه‌ها به یک فرهنگ رایج در جامعه‌اسلامی و انقلابی ایران و مخاطراتی که از این رهگذر در کمین ایران و اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است، از ویژگی‌های مقالات این کتاب هستند.»

به گزارش ایبنا، چاپ اول این کتاب با120صفحه، شمارگان2000 نسخه و قیمت ده هزار ریال منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...