و این‌گونه هواپیما به ایران آمد | عصر ایران
 

آرزوی انسان برای پرواز بر فراز آسمان‌ آبی شاید از اولین روزهای حضور او بر کره خاکی آغاز شده است؛ شوقی شورانگیز که بعدها باعث پدید آمدن بالن، گلایدر و هواپیما شده و هر لحظه او را به اوج نزدیک کرده است. دکتر محمدرضا بابایی با سابقه ۳۲ سال کادر فنی پرواز در کتاب «و این‌گونه هواپیما به ایران آمد» درصدد است داستان این امید را در سه فصل پرواز از رؤیا تا واقعیت، گسترش جهانی هواپیما در حوزۀ نظامی و گسترش هواپیما در حوزۀ غیرنظامی با تأکید بر ایران روایت کند و برایمان از رویای پرواز تا ماجرای پرواز را با روایتی زیبا و عکسهایی دیدنی تعریف کند.

و این‌گونه هواپیما به ایران آمد

به این ترتیب در این کتاب می‌خوانیم که تنها هشت سال پس از پرواز موفق برادران رایت در آمریکا، مردمان این مرزوبوم در مسجدسلیمان شاهد پرواز هواپیمایی بودند که به‌منظور حفاظت از لوله‌های نفت وارد ایران شده بود. در سال 1292 شمسی این پرنده برای نخستین‌بار در آسمان تهران ظاهر شد. پس از آن در جریان هجوم همه‌جانبۀ بیگانگان در جریان جنگ جهانی اول، اهالی مناطق زیادی از ایران شاهد پرواز این ماشین پرنده در آسمان بودند. گذشته از همۀ موارد فوق، از سال 1300 هوانوردی ایران با فرود رسمی دو فروند هواپیمای انگلیسی در فضای باز جنوب‌غربی تهران در قلعه‌مرغی رسمیت یافت.

کتاب در صفحات نخست از نقاشی‌های باستانی در هند و استرالیا می‌نویسد و سودای پرواز: تعدادی نقاشی باستانی در برخی از مناطق کشور هند وجود دارد که موجوداتی را در آنچه که شبیه لباس فضایی به نظر می‌آید، نشان می‌دهند. تخمین زده می‌شود که این هنرهای ماقبل تاریخ قدمتی بیش از 10هزار سال داشته باشند... در استرالیا نیز صدها نقاشی سنگی با قدمت بیش از ۱۰۰هزار سال، از موجوداتی با چشمان و سرهای بیش‌ازحد بزرگ و ساختار بدنی عجیب پیدا شده‌اند که به‌نوعی به اعتبار تئوری‌هایی مانند نظریۀ فضانوردان باستان افزوده‌اند. برخی معتقدند که نقاشی‌های استرالیا که به نام غارنگاره‌های واندجینا شناخته می‌شوند همانند تصویرسازی‌های غارهای چاراما به فرازمینی‌هایی مربوط‌اند که هزاران سال پیش از زمین دیدن کرده‌ و در شکل‌گیری مسیر تاریخ بشریت نقش مهمی داشته‌اند.

در ادامه پس از حکایت غارنشینان فضانورد کتاب سراغ چگونگی اختراع بالن، گلایدر و کشتی هوایی و البته قصه بالن در ایران می‌رود: تاریخ هوانوردی عملی در ایران از سال 1270 شمسی و با ورود اولین بالن‌ها در زمان ناصرالدین شاه قاجار آغاز گردید که طی آن دو مرد فرانسوی و آمریکایی بالن‌هایی را در تبریز و تهران به نمایش درآوردند. ميدان مشق تهران اولين مکانی در پايتخت بود که قرار شد بالن از آنجا به پرواز درآيد...

کتاب در دومین فصل ابتدا از جریان برادران رایت و ارتش آمریکا (1286) و بعد با نگاهی به جنگ جهانی اول کتاب از جولان هواپیماهای انگلیسی در قصر شیرین (1296) و حضور هواپیماهای روسی در ترکمن‌ صحرا (1296) می‌نویسد.

کتاب نخستین تجربۀ قوای ایران در به‌کارگیری هواپیما (1298) را در سرکوب نيروهاي جنگل توسط هواپیماهای انگلیسی نشان می‌دهد و آنگاه از نخستین هواپیمای نظامی ایران (1301) یاد می‌کند: با وقوع كودتاي انگلیسی سوم اسفند 1299 شمسي و تشكيل قشون متحدالشكل، رضاخان به فكر خريداري چند فروند هواپيما براي پشتيباني از نيروهاي زميني افتاد. وی تصميم گرفت در سازمان قشون متحدالشكل خود، در شعبۀ‌ تنسيقات (رتق‌وفتق، سامان‌دهی) دايرۀ عمليات، محلی به نام دفتر هواپيمايي پيش‌بيني شود و به‌‌این‌ترتیب براي نخستين‌بار در ارتش ايران نام هواپيمايي در سازمان مطرح و درحقيقت هستۀ مركزي نيروي هوايي ايران شکل گرفت... در سال ۱۳۰۱ نخستين هواپيما از شركت يونكرس آلمان خريداري شد. این هواپیما از نوع یونکرس اف ـ13 بود که قطعات آن در صندوقی به تهران منتقل و در فرودگاه قلعه‌مرغی سَرهم و آمادۀ پرواز گردید. هم‌زمان خلبان و تعمیرکارِ هواپیما نيز استخدام و از آلمان وارد ايران شدند...

سپس کتاب بیان می‌کند که با کمکهای مردمی بعدها سه هواپیمای یونکرس اف ـ13 به ناوگان هوایی ایران پیوست که مازندران، هما و نامیده شد و چند ماه بعد هم چهار هواپيما از نوع دوهاويلاند از روسيه خريداري شد. به‌‌این‌ترتیب در اواخر سال 1302 شمسی، نيروي هوايي ايران داراي هفت فروند هواپيما بود كه خلبانان و کارکنان فنی آن آلماني و روسي‌تبار بودند. با عنایت به موارد فوق، اولین هستۀ نیروی هوایی ایران در 20 اسفند 1302 با سه فروند یونکرس آلمانی و چهار فروند دوهاویلاند روسی تشکیل شد و در 11 خرداد 1303 فرمان تشکیل قوای هوایی صادر گردید.

در سومین فصل هم کتاب از گسترش هواپیما در حوزۀ غیرنظامی حرف می‌زند و از ورود هواپیما به مسجدسلیمان (1289) سخن به میان می‌آید: اکتشاف نفت زمینه‌ای برای فرود هواپیماهای غیرنظامی در ایران بود. پس از استخراج اولین چاه نفت در مسجدسلیمان و موفقیت‌هایی که انگلیسی‌ها درزمینۀ‌ استخراج نفت ایران به دست آورده بودند درصدد انتقال نفت استخراجی از طریق خط لوله از میدان نفتی نفتون در مسجدسلیمان به آبادان برآمدند. راه‌اندازی، بهره‌برداری و برطرف کردن اشکالات خط لوله نیازمند حضور دائم مسئولین فنی در سراسر مسیر و حراست از آن در مقابل خرابکاری احتمالی بود.

در ادامه کتاب پس از روایت جالب پست هوایی در سطح جهانی سرگذشت ورود نخستین هواپیما به تهران (1292) را می‌نگارد: در دوازدهم دی‌ماه 1292 که مصادف با دوران حکومت احمدشاه قاجار بود آسمان شهر تهران شاهد پرواز نخستین هواپیما بود. ماجرا ازاین‌قرار بود که یک فروند هواپیما از نوع بلریوـ11 که از مسیر انزلی ـ قزوین وارد فضای تهران شده بود پس از پدیدار شدن در آسمان شهر در محوطۀ مسطحی در مرکز شهر فرود آمد. چون در آن زمان فرودگاهی در تهران وجود نداشت خلبان، میدان مشق لشکر قزاق (محل وزارت امور خارجۀ فعلی) را به‌عنوان بهترین گزینه جهت فرود انتخاب کرد و در همان‌جا فرود آمد. این اولین برخورد مردم تهران با پرنده‌ای آهنین به نام هواپیما محسوب می‌شد. این دستاورد فنّاوری آن‌قدر عجیب بود که هنوز ساعتی از فرود نگذشته اطراف میدان توسط مردم احاطه گردید و سیل جمعیت برای تماشای آن هجوم آورده بودند.

به نوشته کتاب نخستین پست هوایی میهنی (1315) این چنین آغاز گشت: پس از خروج یونکرس از کشور، ایران جهت جایگزینی و ایجاد سرویس پست هوایی اقدام به خرید دو فروند هواپیمای دوهاویلاندـ89 دراگن‌راپید ساخت انگلستان از آن کشور کرد که پس از انتقال به بندر خرمشهر و آماده‌سازی در اهواز در تاریخ 16 اسفند 1315 به‌سوی تهران پرواز کردند و از آن به بعد مجدداً پست هوایی در ایران دایر گردید.

داستان نخستین خطوط هواپیمایی میهنی (1324) هم از این قرار است: در سال 1322 شمسی دو تن از بازرگانان ایرانی به نام‌های رضا افشار و غلام ابتهاج نخستین شرکت هواپیمایی حامل پرچم ایران را با نام ایرانین ایرویز تأسیس کردند و فعالیت خود را در اواسط 1324 شمسی با ایجاد یک مسیر محدود پروازی و جابه‌جایی بار و مسافر بین تهران و مشهد آغاز کرد.

کتاب «و این‌گونه هواپیما به ایران آمد» نوشته دکتر محمدرضا بابایی را در ۱۲۶ صفحه انتشارات آرمان رشد رهسپار بازار کتاب کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...