آموزش، همواره یکی از پایه‌های اصلی تحول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده است. اگر در گذشته آموزش بیشتر بر انتقال دانش‌های سنتی و تثبیت‌شده متمرکز بود، امروز مأموریت آن بسیار گسترده‌تر شده است: پرورش انسان‌هایی خلاق، انعطاف‌پذیر، توانمند و آماده برای رویارویی با جهانی سرشار از تغییر. در این میان، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای جایگاهی ویژه دارد. زیرا این نوع آموزش‌ها نه‌تنها به انتقال دانش نظری بسنده نمی‌کنند، بلکه مهارت‌های عملی و کاربردی را پرورش می‌دهند؛ مهارت‌هایی که مستقیماً در زندگی کاری و اجتماعی افراد به کار گرفته می‌شود.

آینده آموزش‌های فنی و حرفه‌ای

کتاب «آینده آموزش‌های فنی و حرفه‌ای» با هدف ترسیم چشم‌انداز آموزش‌های فنی و حرفه‌ای تا سال 2050 نوشته شده است؛ منبعی جامع، ساده و در عین حال علمی که بتواند آینده را برای عموم مردم، دانشجویان، معلمان، سیاست‌گذاران و حتی خانواده‌ها توضیح دهد.

به این ترتیب با مطالعه این کتاب می‌توان به چهار سوال پاسخ داد: آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سال 2050 چه شکلی خواهند داشت؛ چه مهارت‌هایی برای موفقیت در آینده لازم است؛ نقش فناوری، سیاست‌گذاری و جامعه در این فرایند چیست و ما از امروز چه اقداماتی را باید انجام دهیم تا در آینده عقب نمانیم.
کتاب در ۱۰ فصل تنظیم شده است و هر فصل شامل سه یا چهار بخش است. در هر فصل، ابتدا مبانی نظری و تحولات آینده توضیح داده می‌شود، سپس مثال‌ها و مطالعات موردی آورده می‌شوند و در پایان جمع‌بندی و توصیه‌های عملی ارائه می‌گردد.

عناوین فصل‌های کتاب عبارتند از: آموزش فنی و حرفه‌ای در افق ۲۰۵۰؛ فناوری‌های نوین و دگرگونی آموزش؛ آموزش بر پایه شغف و توانمندی‌های فردی؛ انعطاف‌پذیری و یادگیری مادام‌العمر ؛ پیوند آموزش و صنعت نسل پنجم؛ مدیریت، سیاست‌گذاری و اقتصاد آموزش فنی؛ عدالت، اخلاق و تنوع در آموزش‌های فنی؛ محتوای آموزشی و مدل‌های نوین تدریس؛ ارزیابی و سنجش آموزش‌های فنی؛ و آینده‌پژوهی و مطالعات موردی موفق.

کتاب در ابتدا تغییر در افق سال ۲۰۵۰ را تنها شامل اضافه شدن ابزارهای جدید به کلاس‌های درس نمی‌داند بلکه آن را تغییر در «ماهیت یادگیری» و حتی «معنای کار، مهارت و شایستگی» تعریف می‌کند: جامعه آینده، جامعه‌ای است که در آن سرعت دگرگونی‌ها از توانِ پیش‌بینی‌های خطی پیشی می‌گیرد. در چنین جهانی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای اگر همچنان به شیوه‌های دیروز اداره شوند، نه‌تنها از بازار کار عقب می‌مانند، بلکه به بخشی از مشکل تبدیل می‌شوند؛ چون بی‌توجهی به تغییرات، شکاف مهارتی را عمیق‌تر می‌کند. تغییراتِ پیشِ رو، صرفاً افزودن چند فناوری به کلاس درس نیست؛ بلکه بازطراحیِ فلسفه، ساختار و تجربه‌ی یادگیری است. مهارت‌ها کوتاه‌عمرتر می‌شوند، شایستگی‌های پایه و قابل‌انتقال اهمیت بیشتری می‌یابند، فناوری به بستر یادگیری تبدیل می‌شود، مرزهای مدرسه و صنعت محو می‌گردد، و عدالت و اخلاق باید از ابتدا در طراحی لحاظ شوند. اگر آموزش‌های فنی و حرفه‌ای این واقعیت‌ها را بپذیرند و بر اساس آن‌ها نو شوند، نه‌تنها پاسخ‌گوی نیازهای بازار ۲۰۵۰ خواهند بود، بلکه به موتور عدالت، پایداری و رفاه عمومی بدل می‌شوند.

در این راستا کتاب برای فهم بهتر ضرورت تحول در آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در چهار عرصع تصویری کلی از دنیای سال 2050 ترسیم می‌کند.
الف. فناوری‌های نوین: پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2050 هوش مصنوعی و رباتیک نه‌تنها در صنایع بلکه در زندگی روزمره حضور پررنگ داشته باشند. مشاغل بسیاری حذف خواهند شد و همزمان، مشاغل تازه‌ای شکل می‌گیرند که نیازمند مهارت‌های نوین هستند.

ب. تحولات جمعیتی: جمعیت جهان تا 2050 به حدود 10 میلیارد نفر خواهد رسید. این جمعیت نیازمند فرصت‌های شغلی و آموزشی گسترده است، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه.
ج. چالش‌های زیست‌محیطی: بحران آب، تغییرات اقلیمی و انرژی‌های تجدیدپذیر در کانون توجه خواهند بود و آموزش فنی و حرفه‌ای باید پاسخگوی نیازهای مرتبط با این حوزه‌ها باشد.
د. جهانی‌سازی و رقابت اقتصادی: مرزهای جغرافیایی در آموزش و بازار کار کمرنگ‌تر می‌شوند. یک نیروی کار باید بتواند مهارت‌های خود را در سطح جهانی عرضه کند.
کتاب تاکید دارد این عوامل نشان می‌دهند که آموزش‌های فنی و حرفه‌ای سال 2050 باید متفاوت از امروز طراحی شوند؛ آموزش‌هایی که چابک، دیجیتال، انسانی و انعطاف‌پذیر باشند.

کتاب در فرازی دیگر در مبحث جایگاه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در توسعه آینده خاطرنشان می‌کند، کشورها برای توسعه اقتصادی و اجتماعی خود سه سرمایه اساسی دارند: سرمایه طبیعی، سرمایه مالی و سرمایه انسانی. در این میان، سرمایه انسانی کلیدی‌ترین عامل پیشرفت است. هیچ کشوری بدون نیروی انسانی ماهر نمی‌تواند به توسعه پایدار برسد. آموزش‌های فنی و حرفه‌ای دقیقاً در همین نقطه نقش ایفا می‌کنند: تربیت نیروی انسانی توانمند برای صنایع، خدمات و مشاغل نوین. به‌ویژه در دنیای آینده، که تغییرات شغلی با سرعت بی‌سابقه‌ای رخ می‌دهد، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای بیش از پیش اهمیت می‌یابند. این آموزش‌ها می‌توانند به مردم کمک کنند که شغل‌های قدیمی را با مهارت‌های جدید جایگزین کنند؛ برای ورود به حوزه‌های نوظهور آماده شوند و توانایی سازگاری با تغییرات شغلی را در طول عمر خود داشته باشند.

کتاب «آینده آموزش‌های فنی و حرفه‌ای» نوشته حسین چناری و مریم جعفری را در ۲۳۸ صفحه انتشارات دبیزش رهسپار بازار کتاب کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...