ششمین نشست فصلی ادب معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسی با عنوان «چرا و چگونه می‌نویسم؟» با سخنرانی استاد هوشنگ مرادی کرمانی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در روز شنبه 25 آذر ماه از ساعت 5 بعدازظهر در تالار اجتماعات شهر کتاب مرکزی واقع در خیابان حافظ شمالی برگزار می‌شود.

شهر کتاب مرکزی در دوره جدید فعالیت خود با برگزاری نشست‌های کاربردی با حضور اساتید به مکان مناسبی برای آمد و شد دوست‌داران فرهنگ و ادبیات فارسی شده است.

نشست «چرا و چگونه می‌نویسم؟»  درحالی برگزار می‌شود که هفته گذشته نشست نقد بررسی کتاب "خوبی خدا" با حضور مدیر نشر ماهی، امیرمهدی حقیقت(مترجم)، مصطفی مستور(نویسنده)، عباس پژمان(منتقد) و سایر علاقه‌مندان تشکیل شد.

گفتنی است روز سه شنبه هم جلسه‌ای با حضور "وانگ منگ" ـ نویسنده شهیر چینی ـ با موضوع ادبیات و نویسندگان امروز چین برگزار خواهد شد که مورد استقبال اندیشمندان خواهد بود.

کتاب نیوز برای علی اصغر محمدخانی و همکاران محترمشان در شهر کتاب آرزوی موفقیت و بهروزی دارد و امیدوار است که روند پر افت و خیز فعالیت‌های این مرکز فعال فرهنگی به نحو مطلوبی حفظ شود.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...